درباره نویسنده
علی مطلق
این وبلاگ به هیچ گروه یا حزبی تعلق ندارد وبا سیاست هیچ رابطه ای ندارد.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • علی مطلق
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دانلود مداحی کریمی شهادت حضرت علی
  • اختلال در زبان آموزی
  • اختلال خوابگردی
  • اختلال تجزیه هویت
  • اختلال افسردگی اساسی
  • آب‌هراسی
  • یادگیری مفاهیم
  • یادگیری
  • یادآوری
  • نگهداری ذهنی
  • نظریه یادگیری واتسون
  • نظریه یادگیری اکتشافی برونر
  • نحوه مطالعه یک کتاب مشکل
  • امام حسین و درسهایی از عاشورا
  • امام حسین و اهداف نهضت عاشورا
  • شیطان چگونه موجودی است
  • آیا شیطان همسر و فرزند دارد
  • تبلیغات
  • پخش تراکت
  • مراحل حافظه
  • فیزیولوژی یادگیری و حافظه
  • فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان
  • چگونه باید مطالعه کنیم؟
  • بهسازی حافظه
  • انواع یادگیری
  • انواع هوش
  • ارتباط مطالعه با یادگیری
  • خنده
  • آیا فرد شادی هستید؟
  • دانلود نقشه ایران
کلمات کلیدی مطالب
  • روانشناسی (۱٩٥)
  • جن (٥۱)
  • امام حسین (٢٤)
  • مقالات مدیر وبلاگ (۱٢)
  • دانلود اذان (۱۱)
  • حضرت زهرا (۸)
  • احکام (۳)
  • اس ام اس (٢)
  • تبلیغات (٢)
  • علوم قرآنی (٢)
  • دانلود سخنرانی (٢)
  • دانلود مداحی (٢)
  • دانلود قرآن صوتی (۱)
  • دانلود کتاب علمی (۱)
  • دانلود کتاب متافیزیک (۱)
  • پیام مدیر وبلاگ (۱)
  • دانلود کتاب تاریخی (۱)
  • دانلود کتاب ادبیات (۱)
  • دانلود کتاب کامپیوتر (۱)
  • دانلود کتاب مذهبی (۱)
  • دانلود کتاب روانشناسی (۱)
  • دانلود نقشه (۱)
  • دانلود کتاب پزشکی (۱)
  • عرفان (۱)
  • پزشکی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
دوستان من
  • وبلاگ شخصی من
  • یاحسین
  • سیب
  • قاصدک پاتوق
  • لینك باكس هوشمند سلطان
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



وبلاگ-ساعت فلش
یاحسین
مدیریت استرس
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٧

استرس چیست؟

استرس فشار و فرسایش بدن به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر

سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند

احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزیر به

عمل می‌کند، هوشیاری تازه و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.

آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این

احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، جوش و خارش

پوست ، بی‌خوابی ، زخم معده ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی و سکته مغزی

می‌انجامد. مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید

استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود

می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر ، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند کمک کننده یا

آسیب رساننده باشد.

چگونه می‌توان استرس را از زندگی خود حذف کرد؟

استرس مثبت بر تازگی و ابتهاج زندگی می‌افزاید. همه ما با تحمل میزان معینی از

استرس زندگی می‌کنیم. سر رسیدن مهلت ، رقابتها ، برخوردها و حتی ناکامی‌ها و

نگرانی‌ها به زندگی‌ها عمق و غنا می‌بخشد. هدف ما حذف استرس نیست، بلکه

فراگیری چگونگی استفاده از آن به منظور کمک به خود است.

استرس کمتر از حد ، عامل خمودگی است و در ما احساس خستگی و رخوت بر جای

می‌گذارد. از سوی دیگر ، استرس مفرط تنش ایجاد می‌کند. آنچه ما بدان نیازمندیم،

یافتن سطح بهینه و مطلوبی از استرس است که ما را برمی‌انگیزد، ولی ما را در خود

غرق نمی‌کند.

چگونه می‌توان فهمید سطح بهینه استرس برای افراد چیست؟

سطح واحدی از استرس که برای همه انسانها بهینه باشد، وجود ندارد. هر یک از ما

مخلوقاتی منحصر به فرد با نیازهای ویژه هستیم. بنابراین ، آنچه برای یک شخص ناراحت

کننده است، چه بسا برای دیگری شادی آفرین باشد. حتی وقتی ما روی ناراحت کننده

بودن رویدادهای خاص توافق داریم، احتمالا در واکنشهای فیزیولوژی و روان شناختی به

آن حادثه با هم تفاوت داریم.

شخصی که شیفته مذاکره و حل اختلاف و تحرک شغلی است، اگر شغلی یکنواخت و

بدون تحرک داشته باشد، در فشار و استرس قرار می‌گیرد. در حالی که شخصی که به

شرایط ثابت علاقه‌مند است، وقتی در شغلی قرار گیرد که وظایفش از تنوع بالایی

برخوردار باشد، به احتمال زیاد خود را در تنگنای استرس احساس می‌کند. قبل از قرار

گرفتن در معرض تغییرات آزار دهنده ، این موضوع که استرسهای شخصی ما چه هستند

و میزان تحمل ما در برابر آنها چقدر است، به شیوه زندگی و سن ما بستگی دارد.

اکثر بیماریها با استرس مداوم مرتبط می‌باشند. اگر شما علائم استرس را تجربه

می‌کنید و اگر استرس در سطحی فراتر از سطح بهینه استرس شما قرار دارد، باید از

استرس زندگی خود بکاهید و یا توانایی مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشید.

چگونه می‌توان استرس را بهتر اداره کرد؟

شناسایی استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگی ما ، برای کاهش اثرات زیان

آور آن کافی نیست. همانطوری که منابع زیادی برای استرس وجود دارد، امکانات

بسیاری هم برای اداره آن وجود دارد. ولی آنچه بدان نیازمندیم، تلاش برای تغییر است،

تغییر منبع استرس و یا تغییر واکنش نسبت به آن منبع. برای این منظور چه کار می‌توانید

انجام دهید؟

از منابع استرس ، واکنشهای هیجانی و بدنی خود آگاه شوید.

به ناراحتی و تشویش خود توجه کنید. آنها را نادیده نگیرید. مشکلات خود را به اجمال

بررسی نکنید.

تعیین کنید چه رویدادهایی شما را ناراحت می‌سازد. به خودتان درباره معنای این

رویدادها چه می‌گویید؟

چگونگی پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص کنید. آیا مضطرب می‌شوید؟ یا

دلخور؟ اگر چنین است، به چه شیوه‌ای دچار این احساسات می‌شوید؟

مشخص کنید چه تغییری می‌توانید ایجاد کنید؟

آیا منابع استرس را از طریق اجتناب یا حذف کامل آنها ، می‌توانید تغییر دهید؟

آیا شدت آنها را می‌توانید تغییر دهید (یعنی طی دوره درمانی به تدریج آنها را کنترل و

اداره کنید، در مدت یک روز یا یک هفته)؟

آیا می‌توانید رویارویی خود را با استرس کوتاه سازید؟ (استراحتی به خود بدهید، یا

محوطه ساختمان را ترک کنید.)

آیا می‌توانید وقت و انرژی لازم را برای ایجاد تغییر اختصاص دهید؟ (تعیین هدف ، فنون

مدیریت زمان و راهبردهای به تعویق انداختن ارضا در اینگونه موارد می‌تواند مفید باشد.)

شدت واکنشهای عاطفی و هیجانی خود را به استرس کاهش دهید.

واکنش شما نسبت به واسطه درک شما از خطر (جسمی و یا عاطفی) به یک باره

اتفاق می‌افتد. آیا به منابع استرس به شیوه اغراق آمیز می‌نگرید و یا موقعیت را دشوار

تلقی می‌کنید و از آن فاجعه می‌سازید؟

آیا انتظار دارید همه به شما خوش آمد بگویند و همه از شما راضی باشند؟

آیا واکنش مفرط نشان می‌دهید و همه چیزها را بحرانی و اضطراری تلقی می‌کنید؟ آیا

احساس می‌کنید که باید همواره بر هر موقعیتی تسلط داشته باشید؟

دیدگاه خود را نسبت به استرس تعدیل و اصلاح کنید. سعی کنید استرس را به عنوان

چیزی در نظر بگیرید که می‌توانید برآن فائق آیید، نه چیزی که بر شما چیره می‌شود.

سعی کنید هیجانات شدید و مفرط خود را تعدیل کنید. موقعیت را در یک چشم انداز

وسیع‌تر قرار دهید. جنبه‌های منفی را شرح و بسط ندهید و به خود نگویید «چه می‌شود

اگر !!».

بیاموزید واکنشهای بدنی خود را به استرس ، تعدیل کنید.

نفس کشیدن آهسته و عمیق ، ریتم فعالیت قلب و تنفس شما را به وضع طبیعی

برمی‌گرداند.

فنون آرام بخشی ، تنش عضلانی را کاهش می‌دهد. بازخورد زیستی می‌تواند بر اموری

چون تنش عضلانی ، ریتم قلبی و فشار خون کنترل ارادی ایجاد کند.

دارو به تجویز پزشک می‌تواند در کوتاه مدت به تعدیل واکنشهای بدنی شما کمک کند،

ولی داروها به تنهایی پاسخگو نیستند. تعدیل این واکنشها را به منزله راه حلی بلند

مدت یاد بگیرید.

ذخایر بدنی خود را افزایش دهید.

به منظور ایجاد تناسب و سلامت قلبی _ عروقی سه تا چهار بار در هفته ورزش کنید.

( تمرینات موزون ، معتدل و یکنواخت بهترین انتخاب است. مانند قدم زدن ، شنا کردن ،

دوچرخه سواری یا آهسته دویدن.)

غذاهای مقوی به اندازه کافی و متعادل مصرف کنید.

وزن مطلوب خود را حفظ کنید.

فراغت و تفریح را با کار درآمیزید. به خود استراحت بدهید و هرگاه ممکن بود، وقفه‌ای در

کار ایجاد کنید.

به قدر کافی بخوابید. تا آنجا که ممکن است برنامه خواب را رعایت کنید.

ذخایر هیجانی _ عاطفی خود را حفظ کنید.

دوستی و روابط حمایتی دوسویه‌ای برقرار کنید.

اهداف واقع بینانه و معنی‌دار را دنبال کنید، نه اهدافی که دیگران برای شما در نظر

گرفته‌اند و برای شما فایده‌ای دربر ندارد.

انتظار ناکامی ‌، شکست و یاس را در زندگی داشته باشید.

همیشه با خود مهربان و رئوف باشید و دوست خود باشید.

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



مدیریت
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٧

مقدمه

ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری

است .

وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر

جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان

اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی

مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم

شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب

یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و

اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه

انجام ان عمل.

تعریف مدیریت

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی

بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر

اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد

علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت

آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش

فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در

شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن

است و هنر توانستن .»

نظریه نقشهای مدیریتی

جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که

آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا

نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر

سازمان چهارنقش « مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این

نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر

نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر

خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی

هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ،

اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می

کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته

باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده

باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از

مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در

وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است

و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در

رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه

عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.

مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت

بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به

عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل

تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار

مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق

بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل

کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا

افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .

هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد

یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی

سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول

این اهداف انجام می شود .

ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد

زندگی بردگی است .

خلاقیت مدیران

هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای

ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد

باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش

های حصول این اهداف انجام می شود .

چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟

هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط

در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است

جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها

و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در

عمل را می توان دو برابر افزایش داد.

مدیریت موفق و مؤثر

مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . «

ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان

ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند

شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان،

انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند .

مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ،

کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است

که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .

چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟

برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز

به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ،

نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو

سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی

نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان

موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و

معیارهای سازمانی صورت می گیرد .

برنامه ریزی

هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش

پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد

توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که

بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.

تعریف برنامه ریزی

برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار،

تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل

می دهد ».

فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی

فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای

اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر

مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ،

بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر

است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محیطی

متحول فعالیت می کنند».


سازماندهی

انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته

تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه

تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به

تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری

می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه

پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ،

علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده

اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .

تعریف سازماندهی

سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و

هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .

انواع مختلف سازماندهی

روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و

سازمان غیر رسمی

سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و

تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن

مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که

پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است،

یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار

رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛

سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ،

تحکیم یا گسترش می دهد .

تعریف سازمان رسمی

در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر

چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور

رسمی یا غیر رسمی انجام شود .

تعریف سازمان غیر رسمی

دراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و

این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .

برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید «

روجرفریتز»

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



مدیران آینده نگر
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٦

مدیران آینده نگر

امروزه هیچ کشوری از نفوذ پیشرفتهای حیرت انگیز فناوری اطلاعات و ارتباطات و

بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی مصون نیست. انقلاب جهانی فناوری در دهه های اخیر با

تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فردی در سراسر جهان همراه بوده است. مانند

انقلابهای کشاورزی و صنعتی در گذشته، این انقلاب فناوری نیز از پتانسیل دگرگون

سازی کیفیت زندگی و طول عمر، تحول در کار و صنعت، تغییر و تبدیل ثروت، جابجایی

قدرت در سطح ملتها و افزایش تنش و تعارض برخــــوردار است. دستاوردهای بشر در

عرصه های مختلف علوم مانند بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، فناوری مواد و فناوری

اطلاعات و ارتبــــاطات به شناخت بیشتر بشر از ارگانیسم های زنده و چگونگی فعالیت،

بهبود و کنترل آن - تولید محصولات، قطعات و سیستم های ارزانتر، هوشمندتر،

چندمنظوره، سازگار با محیط زیست، تغییر شیوه تولید و... شده است.

رهاورد بشر در دهه های اخیر بویژه شبکه جهانی اینترنت در مقوله فناوری ارتباطات

باعث گردیده شیب منحنی رشد علم و فناوری در سالهای اخیر به شدت زیاد و به صورت

یک منحنی متمایل به عمود تبدیل گردد که نشان از کوتاهتر شدن هرچه بیشتر چرخه

زمانی تولید علم است.

ما در جهانی زندگی می کنیم که ویژگی بارز آن، 1 - تغییرات شتابنده 2 - غیرقابل پیش

بینی بودن آینده است. این ویژگیها از اصول پارادایم نوین مدیـــــریت یعنی مدیریت در

محیط پویا و بی ثبــــات و غیرقابل پیش بینی را نیز شامل می شود.

مدیران در قبال این تغییرات شتابنده محیطی چه وظایفی دارند؟ ضرورت آینده پژوهی و

آینده نگری در مدیریت چیست؟

مدیران در محیطی که متغیرها به صورت غیرخطی بر همدیگر تاثیر می گذارند چه نقشی

دارند؟

در دنیای رقابتی امروز، با سرعت روزافزون تغییرات تکنولوژیک، سیستم های علم و

فناوری بایستی آمادگی لازم را برای پاسخ به تغییرات اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.

در این میان فرصتی ساختاریافته برای نگاه به آینده و بررسی نقش علم و فناوری در

آینده بایستی در هر جــامعه ای مغتنم شمرده شود. بحث آینده نگری فناوری پاسخی به

نیازهای بخش مدیریتی کشور است که با هدف روزآمد کردن دانش مدیریت در کشــور،

سیاستگذاری، تصمیم گیری و تدوین استراتژی های بلندمدت ملی و فراملی برنامه ریزی

می گردد.

آینده نگری تلاشی سیستماتیک برای بررسی درازمدت آینده علم، فناوری، اقتصاد،

محیط و جامعه به منظور شناسایی پدیده های نوظهور و حوزه های زیربنایی تحقیقات

استراتژیک است که بیشتری منافع اقتصادی و اجتماعی را دربرداشته باشد. بنابراین،

درجهان امروز آینده پژوهی و آینده نگری یک ضرورت است.

محورهای دانش آینده نگری و آینده پژوهی عبارتند از:

پایش الگوهای نوظهور

برون یابی مانند تحلیل روند فناوری - تحلیل فیشر - تحلیل گومپرز

تحلیلهای چرخه ای مانند تحلیل تشابه - تحلیل رونــــد تاخیری - ماتریس های ریخت

شناسی

تحلیل هدف مانند تحلیل محتوی - تحلیل پروانه ای عوامل

همگرایی شهودی مانند پیمایش دلفی و کنفرانس گروه اسمی، با به کارگیری این موارد

می توان مصاحبه های ساخت یافته و غیرساخت یافته خود را برای تغییرات عمیق و

گسترده محیطی و شکل بخشیدن به آینده آماده کرد.

از این رو مدیران، بویژه مدیران اقتصادی کشور بایستی ضمن الـــزام به تجهیز علم آینده

شناسی و آینده نگری، هنر مدیریت در محیط بی ثبات و پویا و چگونگی برخورد با پدیده

تغییر و بهره برداری از آن را بیاموزند. داشتن نگرش عمیق و ژرف نگری از تحولات شتابنده

محیطی و کلان نگری که حاصل توجه عمیق به آینده است نیاز مدیران کشور است.

مدیران قرن بیست ویکم منتظر نمی مانند تا فرصت به سراغ آنان برود بلکه تغییر سکه

ای است که دو رو دارد که یک روی آن فرصت و روی دیگر آن تهدید است. مدیران عصر

حاضر بایستــی ضمن دارابودن توانایی شناسایی و بهره برداری از فرصتها، هنر تبدیل

تهدید به فرصت را نیز بدانند. هنر بهره برداری از تغییر ناشی از انقلاب فناوری مهمترین

هنر مدیران امروز است. همه چیز درجهان درحال دگرگونی و تغییر است. به قول مایکل دل

تنها چیز ثابت خود تغییر است. در این میان آشنایی با تئوری های اندیشمندان مدیریت

بویژه آنان که در عرصه تغییر صاحب نظر هستند در کیفیت هدایت بنگاههای اقتصادی

حائزاهمیت است.

دوتن از این اندیشمندان و مدیران موفق چارلز هندی و گرو هستند که به ترتیب با بیان

تئوری منحنی زیگمایی و نقطه چرخش راهبردی، مدیران را با چگونگی برخورد با پدیده

تغییر و مدیریت تغییر با توجه به سمت وســـــوی آینده کسب و کار آشنا می سازند.

اندی گرو در بیان نقطه چرخش راهبردی معتقد است هر کسب و کار در برخورد با محیط

بی ثبات در یک دو راهی سقوط صعود و پیشرفت قرار می گیرد و نیروهای ششگانه

مایکل پورتر« را عامل برهم زدن تعادل و تغییر در نقطه چرخش راهبردی می داند.

این نیروها عبارتند از:

نیروی رقیبان موجود

نیروی مشتریان

نیـــــــروی رقیبان پنهان

نیروی تامین کنندگان

نیروی سازندگان جانشین

نیروی تکمیل کنندگان.

پورتر اشاره می کند که مدیران بایستی در این نقطه بتوانند سازمان را به سمت

پیشرفت و ترقی هدایت کنند.

نویسنده: سیدمهدی هاشمی جیردهی 

منبع: سایت آینده نگر

نظرات ()



کمال گرایی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٦

علل کمال گرایی

اگر شما کمال گرا باشید، احتمالا در کودکی یاد گرفته‌اید که دیگران با توجه به میزان

کارآیی شما در انجام کارها به شما بها می‌دهند، در نتیجه احتمالا شما یاد گرفته‌اید در

صورتی به خود بها دهید که مورد قبول دیگران واقع شوید (فقط بر پایه میزان پذیرش

دیگران به خود بها دهید). بنابراین عزت نفس شما ، براساس معیارهای خارجی ، پایه

ریزی شده است. این امر می‌تواند شما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات دیگران ،

آسیب پذیر و به شدت حساس سازد. تلاش برای حمایت از خودتان و رهایی از این گونه

انتقادات ، سبب می‌گردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانید. بعضی از احساسات ،

افکار و باورهای منفی ذیل ، احتمالا با کمال گرایی مرتبط هستند:

ترس از بازنده بودن: افراد کمال گرا ، غالبا شکست و رسیدن به هدفهایشان را با از

دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی می‌دانند.

ترس از اشتباه کردن: افراد کمال گرا ، غالبا اشتباه را مساوی با شکست می‌دانند.

موضع آنها در زندگی حول و حوش اجتناب از اشتباه است. کمال گراها فرصتهای یادگیری

و ارتقا را از دست می‌دهند.

ترس از نارضایتی: افراد کمال گرا ، در صورتی که دیگران شاهد نقایص یا معایب کارشان

باشند، غالبا به دلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان ، دچار وحشت می‌گردند. تلاش

برای کامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد ، طرد شدن

یا نارضایتی می‌باشند.

همه یا هیچ پنداری: افراد کمال گرا ، بندرت بر این باورند که در صورت به پایان رسیدن یک

کار ، بطور متوسط هنوز با ارزش هستند. افراد کمال گرا ، در دیدن دورنمای موقعیتها

دچار مشکل هستند. برای مثال ، دانش آموزی که همیشه نمره A داشته ، در صورت

گرفتن نمره B بر این باور است که من یک بازنده هستم.

تاکید بسیار بر روی بایدها: زندگی افراد کمال گرا ، غالبا براساس لیست پایان ناپذیری از

بایدها بنا شده است، که با قوانین خشکی برای هدایت زندگی آنها ، به خدمت گرفته

می‌شود. افراد کمال گرا با داشتن چنین تاکیدهایی برروی بایدها بندرت بر روی

خواسته‌ها و آرزوهای خود حساب می‌کنند.

اعتقاد داشتن به این امر که دیگران به آسانی به موفقیت می رسند: افراد کمال گرا ،

مشاهدات خود را به گونه‌ای جمع آوری می‌کنند، که بگویند افراد دیگر با کمترین تلاش ،

خطاهای کم ، استرسهای عاطفی کمتر و بالاترین اعتماد به نفس به موفقیت دست

می‌یابند. در عین حال افراد کمال گرا کوششهای خود را پایان ناپذیر و ناکافی تلقی

می‌کنند.

دور معیوب (سیکل معیوب) در روند کمال گرایی

نگرش کمال گرایانه ، یک دور معیوب را بوجود می‌آورد. افراد کمال گرا ، نخست

مجموعه‌ای از اهداف غیر قابل دسترس را ردیف می‌کنند. در گام بعدی در رسیدن به این

اهداف شکست می‌خورند، زیرا دسترسی به آن اهداف غیر ممکن می‌باشد. در گام

بعدی ، زیر فشار میل به کمال و ناکامی مزمن غیر قابل اجتناب ناشی از آن ، خلاقیت و

کارآمدی آنها کاهش می‌یابد. و بالاخره این روند ، افراد کمال گرا را به انتقاد از خود و

سرزنش خود هدایت می‌کند، که نتیجه این روند نیز عزت نفس پایین می‌باشد. این

مسایل ، احتمالا اضطراب و افسردگی نیز به همراه خواهد داشت. در این موقعیت افراد

کمال گرا بطور کامل در این لحظه ، تنها ، اگر سختتر کار کنم، موفق خواهم شد. چنین

افکاری ، مجددا منجر به یک دور کامل معیوب می‌گردد. چنین دور معیوبی با نگاهی به

نحوه روابط بین فردی افراد کمال گرا ، می‌تواند بهتر ، قابل تشریح باشد.

افراد کمال گرا معمولا عدم پذیرش و طرد شدن از سوی دیگران را پیش بینی و از آن

می‌ترسند. با این ترس ، آنها در مقابل انتقاد دیگران حالت دفاعی به خود می‌گیرند و از

این طریق دیگران را ناکام و از خود دور می‌سازند. کمال گراها بدون اینکه متوجه این

موضوع باشند، همچنین معیارهای به شدت غیر واقع گرای خود را از دیگران نیز انتظار

داشته و در نتیجه نسبت به دیگران متوقع و منتقد می‌گردند. در نهایت ، ممکن است،

افراد کمال گرا ، به دیگران اجازه ندهند که شاهد اشتباهاتشان باشند. آنها این نکته را در

نظر نمی‌گیرند که خود افشایی این فرصت را به آنها می‌دهد که دیگران به چشم یک

انسان به آن نگاه کرده و دوستشان بدارند. بدلیل وجود این دور (سیکل) معیوب ، افراد

کمال گرا ، غالبا در داشتن روابط نزدیک با افراد دچار مشکل هستند و به همین خاطر

رضایت کمتری از روابط بین فردی خود دارند.

تلاش (پشتکار) سالم

انتخاب اهداف سالم و داشتن تلاش و پشتکار با فرآیند خود تخریبگر کمال گرایی کاملا

تفاوت دارد. تلاش سالم (سازنده) ، منجر به انتخاب اهداف ، برپایه خوسته‌های شخصی

و آرزوها و نه براساس پاسخگویی به انتظارات خارجی ، می‌گردد. اهداف این افراد ،

همیشه تنها یک قدم از آنچه همزمان به پایان برده‌اند، فراتر است. به عبارتی اهداف آنها

، واقعی ، خود جوش (درونی) و ذاتا قابل حصول است. افراد کوشای سالم از انجام کار در

دست اجرا بیشتر از تفکر در مورد نتیجه پایانی آن لذت می‌برند. وقتی این افراد یا تجاربی

چون نارضایتی یا شکست مواجه می‌شوند، واکنشهای آنها عموما به موقعیت ویژه

موجود محدود می‌شود و این موضوع را به احساس ارزشمندی خویش تعمیم نمی‌دهند.

در مورد کمال گرایی چه باید کرد؟

اولین گام در تغییر نگرشهای کمال گرایانه به تلاشهای سالم ، داشتن عدم رضایت از

کمال گرایی است، بی‌نقص بودن یک خطای غیر قابل حصول است. گام بعدی چالش با

افکار و رفتارهای خود تخریب گرانه‌ای است که بی‌نقص گرایی را تغذیه می‌کنند. احتمالا

برخی از دستورالعملهای زیر می‌توانند کمک کننده باشند:

اهداف واقعی و قابل دسترسی را برپایه خواسته‌های شخصی ، نیازها و عملکردهای

قبلی خود هماهنگ نمایید. این امر شما را قادر خواهد ساخت، تا به خواسته‌های خود

برسید و نیز احساس ارزشمندی شما را افزایش خواهد داد.

اهداف بعدی را به ترتیب ارزش آنها مرتب نمایید. به محض آنکه به یک هدف می‌رسید،

هدف بعدی را یک سطح فراتر از سطح قبلی عملکردتان تعیین نمایید.

با معیارهای خودتان برای رسیدن به موفقیت تلاش نمایید. هر گونه فعالیت و هدفی را

که انتخاب می‌کنید، با 100 % ، 90 %، 80 % یا حتی 60 % موفقیت بپذیرید. این امر به

شما کمک خواهد کرد، تشخیص دهید که کامل نبودن شما به معنی پایان دنیا نیست.

طی مراحل انجام کار در فعالیت ، تنها بر روی نتیجه پایانی تمرکز نکنید. موفقیت خود را

تنها بر اساس اینکه چه چیزی را به پایان رسانیده‌اید، ارزیابی ننمایید، بلکه به این

مساله نیز تنها دهید که انجام این کار چقدر موجب احساس لذت در شما شده است. به

این موضوع دقت کنید که ، مراحل به انجام رسانیدن یک هدف نیز می‌تواند ارزشمند

باشد.

احساس اضطراب و افسردگی را همچون فرصتی جهت ارزیابی خویش مغتنم شمارید و

با خود این پرسش را مطرح سازید که آیا من انتظارات غیر ممکن را در چنین موقعیتی

برای خود فراهم کرده‌ام؟

با طرح سوالاتی از خود از قبیل از چه چیزی در هراسم؟ بدترین چیزی که ممکن است

اتفاق بیافتد چیست؟ با ترسی که در پشت کمال گرایی شما نهفته است، رویارو شوید.

به این نکته دقت کنید که بسیاری از چیزهای مثبت تنها با اشتباه کردن ، قابل یادگیری

هستند. بطور مشخص به آخرین اشتباه خود فکر کرده و عبرتهایی را که از آن گرفته‌اید،

برای خود فهرست کنید.

از تفکر همه یا هیچ در ارتباط با اهدافتان اجتناب نمایید. بیاموزید که بین کارهای که

اولویت بالایی برای شما دارند و کارهایی که اهمیت کمتری دارند، تفاوت بگذارید و نسبت

به کارهایی که اهمیت تلاش کمتری داشته باشند کوشش کمی به عمل آورید.

وقتی این پیشنهادات را بکار ببندید، احتمالا تشخیص می‌دهید که کمال گرایی در زندگی

شما مسئله مفید ، ضروری و موثر نمی‌باشد. با استفاده از این روشها نه تنها بدون نیاز

به کمال گرایی به اهدافتان خواهید رسید، بلکه احساس بهتری نیز در مورد خود خواهید

داشت.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



قدرت تصمیم گیری
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٦

اهمیت قدرت تصمیم گیری

انسان در مسیر زندگی خود با انواع مسائل و مراحلی مواجه می‌شود که ناگزیر از

تصمیم گیری است. تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم

گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از

تصمیم گیریها چنان به راحتی صورت می‌گیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها

نمی‌کنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در

مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم

گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا

تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

عوامل موثر در قدرت تصمیم گیری

نوع مشکل

در مورد سهولت تصمیم گیری ، نوع مشکل نقش اساسی دارد. مشکلات کوچکتر

معمولا خیلی راحتتر حل می‌شوند، چون تصمیم گیری در مورد آنها راحتتر صورت

می‌گیرد. اما مشکلات پیچیده‌تر به لحاظ نیازی که به اطلاعات تخصصی‌تر دارند و اغلب

چند جنبه مختلف از زندگی فرد را شامل می‌شوند، با روند کند تصمیم گیری مواجه

هستند. علاوه بر این مشکلاتی نیز وجود دارند که زمان در تصمیم گیری برای آنها بسیار

اهمیت دارد، بطوری که در یک مدت زمان کوتاه ، باید تصمیم گیری مهمی را انجام دهد.

در مورد این نوع موارد توجه به قدرت تصمیم گیری و بالا بردن توان آن حائز اهمیت است.

آشنائی فرد با موضوع مورد تصمیم گیری

هرچه فرد اطلاعات و آگاهیهای بیشتری در زمینه موضوع مورد تصمیم گیری داشته

باشد، قدرت تصمیم گیری فرد بالاتر خواهد بود. آنچه که در اکثر موارد فرد را با شکست در

تصمیم گیری یا تصمیم گیری اشتباه مواجه می‌سازد، نداشتن اطلاعات و تخصص کافی

می‌باشد. به عنوان مثال مساله تصمیم گیری در مورد انتخاب رشته تحصیلی نمونه‌ای از

مواردی است که نیاز به داشتن اطلاعات از شرائط رشته‌ها دارد. اگر فرد شناخت کاملی

از زمینه‌ای که رشته تحصیلی مورد نظر به آن می‌پردازد، نداشته باشد، به احتمال قوی

انتخاب درستی که با زمینه علائق و استعدادهای او همخوانی داشته باشد، نخواهد

داشت.

اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری

افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند، از قدرت تصمیم گیری بالاتری برخوردار

هستند و در شرایط بحرانی قادر به تصمیم گیریهای مناسب می‌باشند. در حالی که افراد

دارای اعتماد به نفس پائین ، اغلب در تصمیم گیریهای خود دچار مشکل هستند. آنها

شاید برای امور خیلی جزئی ، زمان خیلی زیادی صرف کنند تا تصمیم گیری لازم را انجام

دهند و برخی از آنها حتی از شرائطی که آنها را ناگزیر از تصمیم گیری می‌کند، فرار

می‌کنند. به همین علت است که این افراد ریسک پذیری کمتری از خود نشان می‌دهند.

افسردگی و قدرت تصمیم گیری

در میان تمام علائمی که افسردگی دارد، ناتوانی در تصمیم گیری از علائم اساسی

است. فرد افسرده حتی برای مسائل جزئی روزمره ، فاقد قدرت تصمیم گیری است.

بی‌حوصلگی و خلق پائین او ، قدرت تصمیم گیری او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و این

مساله زمانی شدت پیدا می‌کند که ناامیدی در فرایند تصمیم گیری او دخالت می‌کند.

فرد افسرده امیدواری کمتری به آینده دارد. بنابراین با بدبینی با مسائل برخورد می‌کند و

توجه بیش از حد به ابعاد منفی مسائل او را از تصمیم گیری مناسب محروم می‌سازد. او

از هر کاری که نیاز به صرف انرژی ، چه کم و چه زیاد دارد، دوری می‌کند. تصمیم گیری

فرایندی است که به انرژی فکری زیادی نیازمند است.

اضطراب و قدرت تصمیم گیری

اضطراب بر روی بسیاری از فرایندهای ذهنی انسان تاثیر مخرب دارد. شاید معروفترین

تاثیر اضطراب ، روی حافظه باشد. زمانی که دانش آموز احساس می‌کند در پاسخ

سوالی که آشنایی کاملی با آن دارد، حافظه‌اش از کار می‌افتد، سرش خالی می‌شود و

احساس می‌کند هیچ مطلبی به ذهنش نمی‌رسد. همین اتفاق در فرایند تصمیم گیری

اتفاق می‌افتد.

اولا اضطراب مانع از آن می‌شود که فرد بتواند از اندوخته‌های ذهنی خود ، از تجارب و

اطلاعات خود در فرایند تصمیم گیری استفاده کند، چون هیچ مطلب و تجربه‌ای که برای او

یاری کننده باشد، به ذهنش نمی‌رسد و آنچه به ذهنش می‌رسد، بسیار دست و پا

شکسته و فاقد سودمندی لازم است. از سوی دیگر اضطراب نگرانی فرد را از احتمال

شکست افزایش می‌دهد، قدرت ریسک پذیری او را کاهش می‌دهد و اجازه نمی‌دهد که

فرد در کمال آرامش تمام جوانب را مورد بررسی قرار دهد. از این رو فرد مضطرب یا خیلی

عجولانه تصمیم می‌گیرد و یا به قدری تصمیم گیری را طولانی می‌کند تا فرصتهای طلایی

را از دست می‌دهد.

آشنائی با روال منطقی تصمیم گیری

تصمیم گیری همچون حل یک مساله ریاضی از فرمولها و مراحل منظمی تبعیت می‌کند.

آشنائی فرد با روند تصمیم گیری منطقی احتمال موفقیت او را در تصمیم گیری افزایش

خواهد داد. فرد با آگاهی از اینکه روال تصمیم گیری او درست است، با قدرت و اعتماد

بیشتری عمل خواهد کرد و خواهد توانست تمام جوانب قضیه را مورد بررسی و کنکاش

قرار دهد. روال منطقی تصمیم گیری هرچند از فردی به فرد دیگر می‌تواند متفاوت باشد،

اما از یک اصول کلی تبعیت می‌کند، که فرد را به نتیجه گیری و اتخاذ تصمیم مناسب

رهنمون می‌شود.

راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را

همواره مدنظر داشته باشید.

علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و

تلاش کنید آنها را رفع کنید.

تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی ، در تمام زمینه‌های

ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید

برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه

در موارد مختلف مدنظر است.

در حین تصمیم گیری ، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد

مختلف آن پی ببرید.

از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای

مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق

یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها

موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را

به همراه داشته باشد.

همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما ، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی

وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها

می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین

احتمال شکست انجام می‌شود.

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



پدرو مادر فاطمه
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٥

پدرو مادر فاطمه

شخصیت هر فردی تا حدود زیادی ،به اوضاع خانوادگی و شخصیت پدر و مادر ومحیط نشو

و نمای او بستگی دارد.پدرومادرند که شالوده واساس شخصیت فرزند را میریزند واو را در

قالب روحیات واخلاق خودشان ریخته تحویل جامعه می دهند.

در تعریف وتوصیف پدر حضرت فاطمه احتیاجی به توضیح وشرح نیست ،زیرا شخصیت

فوق العاده وعظمت روحی واخلاق پسندیده وشجاعت پیامبر بر هیچ مسلمان بلکه بر 

هیچ فرد مطلعی پوشیده نیست.

در عظمت آن حضرت همین بس که خدا درباره اش میفرماید:ای محمد اخلاق تو بزرگ

وشگفت آوراست.سوره قلم آیه4

مادر فاطمه

مادر فاطمه زنی بود بنام خدیجه دختر خویلد.خدیجه در یکی از خانواده های اصیل

وشریف قریش بدنیا  آمد .افراد خانواده اش همه دانشمند فداکار وروحانی وحمایت کننده 

خانه کعبه بودند.

خدیجه از راه مشروع وتجارت ،ثروت سرشاری را بدست آورد بطوری که نوشته اند هزاران

شتردر دست کارکنانش بود که در اطراف کشورها مانند مصرو شام وحبشه به تجارت

مشغول بودند.

خدیجه با اینکه خواستگاران ثروتمند زیادی داشت به ازدواج با آنان راضی نمی شد ولی

در مورد وصلت با محمد نه تنها راضی نشد بلکه خودش با اصرار وعلاقه پیشنهاد ازدواج 

نمود ومهریه اش را در مال خود قرار داد.بطوری که این موضوع اسباب سخریه وسرزنش او

شد.

خدیجه نخستین زنی بود که دعوت پیامبر را اجابت نمود ومسلمان شد.

هشام می گوید: رسول خدا خدیجه را بسیار دوست می داشت وبه او احترام می

گذاشت ودر تمام امور با او مشورت می کرد.

پیامبر می فرمود: خدیجه یکی از بهترین زنان این امت است.

جبرئیل هر وقت بر پیامبر نازل میشد عرض می کرد: سلام خدا را به خدیجه برسان وبگو:

خدا قصرزیبایی در بهشت برای تو آماده کرده است.

منبع: بانوی نمونه اسلام

 

/p

نظرات ()



عدم موفقیت در برنامه ریزی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٤

برنامه ریزی بیش از اندازه

برخی افراد نمی‌توانند مدت زمان مناسب را برای کارها تخمین بزنند، در نتیجه برای

کارهای فراوانی محدوده زمانی اندکی ، برنامه ریزی می‌کنند و همیشه از زمان تعیین

شده عقب هستند. برای اجتناب از چنین مواردی:

زمان مناسبی را برای انجام هر کار را با دقت تخمین بزنید.

کارهای خود را از لحاظ تقدم و اولویت بررسی کنید. برخی افراد زمانهای زیادی را به

انجام کارهای کم اهمیت اختصاص می‌دهند و دیگر زمانی برای کارهای مهم باقی

نمی‌گذارند.

از خود بپرسید، چگونه می‌توانیم در این لحظه ، از وقت خود بهترین استفاده را بکنیم.

همیشه و همه جا حاضر بودن و عدم توانایی نه گفتن

بسیاری از افراد تحت هر شرایطی که باشند، توان نه گفتن به دیگران را ندارند و خود را

ملزم می‌نمایند که همه دعوتها ، تقاضاها و ... را بپذیرند. در چنین حالتی ، تقدمهای

خود فرد کنار گذاشته می‌شود و اضطراب و استرس ناشی از عدم رسیدگی به آنها فرد را

تحت تاثیر قرار می‌دهد و روند برنامه ریزی را مختل می‌سازد. چنین افرادی با شلوغ

نمودن ذهن خود دچار خستگی و بی‌برنامگی می‌شوند. به منظور پیشگیری از چنین

مو قعیتی:

اولویتهای خود را برای انجام کارها بطور روزانه ، هفتگی و ماهانه مشخص نمایید.

هرگز به دیگران اجازه ندهید که شما را مجبور به انجام کارهای ناخواسته نمایند و وقت

شما را از بین ببرند.

این موضوع را باور نمایید که راضی نگه داشتن تمامی انسانهای دور و بر شما نهایتا

رضایت خود شما را بکار ببرند.

تداخل اولویتها

دسته‌ای از افراد فهرست بلند بالایی از کارهای روزانه خود را به ذهن می‌سپارند، ولی در

طی روز به دلیل عدم تعیین مناسب اولویتها دچار سردرگمی و بی‌نظمی شوند و گاه

آنچنان درگیر کارهای غیر ضروری می‌گردند که اولویت اصلی خود را فراموش می‌کنند و

دائما دچار استرس می‌گردند. و برای پیشگیری از چنین وضعیتی:

فهرستی از همه کارهایی که نیاز دارید، دوست دارید و باید طی روز انجام دهید تهیه

کنید. و مطمئن شوید همه موارد در ارتباط با خودتان ، خانواده ، دوستان ، مدرسه ،

محل کار ، دانشگاه و ... یادداشت کرده‌اید.

پس از تعیین اولویتها و تقسیم آنها ، باید فکر اجرای آنها باشید. بخاطر داشته باشید

انجام دادن و به اتمام رسانیدن همه موارد در فهرست کارها مهم نیست، بلکه هدف

تکمیل و انجام کارهایی که بیشترین اهمیت را دارند، می‌باشد.

شاید با خود بگوید به اتمام رسانیدن چند کار بهتر از دو یا یک است، اما بخاطر بسپارید

شما کارهای خود را بررسی کرده و بر مبنای اولویتها تصمیم گرفته‌اید.

تعلل ، پشت گوش انداختن

هر انسانی در مواقعی برای انجام وظایف و یا کارهای خاص تعلل می‌نماید. مسئله مهم

این است که فرد بداند در چه مواردی و در چه مواقعی و چرا این کار را انجام می‌دهد و در

ازای انجام کار مذکور به چه فعالیتی مشغول می‌شود. پس در چنین شرایطی:

علت تعلل

توجه داشته باشید که اگر به هدف خود ایمان داشته باشیم، فرصتها در برابر ما رژه

خواهند رفت. اگر باورمان این باشد که کارها درست از آب در نمی‌آید، موانع یکی یکی در

برابر ما قد علم خواهند کرد.

بسیاری از چیزها براحتی به تعویق انداخته می‌شوند. به این دلیل که ، بطور ذاتی از

اهمیت و ارزش کمی برخوردارند.

بعضی دیگر به وقت دیگری موکول می‌شوند، به این علت که شما نمی‌دانید و مطمئن

نیستید که چگونه باید آنها را انجام دهید.

بعضی دگیر از کارها به تاخیر انداخته می‌شوند، چون بسیار زیاد با اهمیت هستند و یا

خیلی مشکل می‌باشند و شما نگران شروع آن هستید.

بعضی دیگر از کارها به تاخیر می‌افتند چرا که انگیزه‌ای برای آنها وجود ندارد.

بعضی از کارها به تعویق می‌افتند، چرا که شما فردی کمال گرا هستید و برای انجام هر

چه بهتر کار ، مدام انجام آنرا به عقب موکول می‌کنید و ... .

پس از شناسایی علت ، موارد و مواقع ، اهمیت هر کار رامشخص کنید و در رفع آنها

کوشا باشید.

ترس از عدم موفقیت

برخی از افراد دائما با خودشان در حال کشمکش و گفتگو هستند و با انتقادهای درونی

روحیه خود را تضعیف کرده و ترس از عدم موفقیت و شکست را در خود تشدید می‌کنند.

چنین افرادی مدتی به خود می‌گویند: من موفق نمی‌شوم، من آخر راه هستم و ...

فکرهای نامعقولی که به صورت سرزنش در ذهن هر انسانی بوجود می‌آید، باعث

افزایش بیش از حد تنش و فشار عصبی می‌شود، پس اگر در چنین موقیتی قرار دارید:

تواناییها و ضعفهای خود را شناسایی کنید.

واقع بین باشید و ایده‌آلهای غیر واقعی و دست نیافتنی در ذهن خود ترسیم نکنید.

با استفاده از کتب خاص و یا راهنمایی مشاوران ، انگیزه خود را تقویت بخشید.

ناامیدی و افسردگی

بطور کلی همه انسانها در مقطعی از زمان دچار افسردگی و ناامیدی می‌شوند، علت

این مسئله می‌تواند، تغییرات بیولوژیکی ، شکست ، سوگ ، جدایی و ... باشد. این

احساسات قسمت طبیعی انسان تلقی می‌شود، ولی چنانچه طولانی شود و در روند

معمول زندگی شخصی و اجتماعی و تحصیلی فرد خللی وارد سازد، نیاز به توجه و

رسیدگی بیشتری دارد. پس اگر بواسطه چنین احساساتی در تنظیم برنامه‌های خود

دچار مشکل هستید به نکات ذیل توجه فرماید:

علل افسردگی خود را شناسایی کنید.

صحبتهای شخصی خود را برسی کنید، آنها را با جملات مثبت و واقع گرایانه جایگزین

کنید.

از دوستان خود کمک بگیرید.

تغذیه مناسب داشته باشید.

ورزش کنید.

علایق و سرگرمیهای خود را بیدار کنید.

نسبت به تواناییهای خود واقع بین باشید.

از راهنمایی مشاورین خاصی در مراکز مشاوره استفاده نمایید .

منبع: سایت رشد

نظرات ()



شرایط رسیدن به موفقیت
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٤

مقدمه

در زندگی هر انسانی بطور طبیعی گاهی موفقیتها و پیروزیهایی حاصل می‌شود و گاه

نیز به علل متعدد شکستها و ناکامیها بوجود می‌آید، در اینجا آنچه حائز اهمیت است

شکستها یا ناکامیهای انسانها نیستند، زیرا این امور جز لاینفک زندگی هستند و

اختصاص به یک یا دو نفر ندارند، بلکه برای همه افراد کما بیش به وقوع می‌پیوندد، نکته

مهم در نوع برخوردی است که افراد با مشکلات دارند.

از کدام دسته هستیم؟

تردیدی نیست که واکنش اشخاص در برابر مشکلات و موانع زندگی یکسان نیست.

دسته اول

برخی به محض برخورد با کوچکترین مشکلی دست و پای خود را گم می‌کنند و دچار

اضطراب و نگرانی بیش از حد می‌شوند. چنین افرادی معمولا به علت ضعف روحیه قادر به

تصمیم گیری صحیح و منطقی نیستند و به جای آنکه به تفکر برای حل مشکل بپردازند،

با بزرگ کردن آن بر اضطراب و تشویش درونی خویش دامن می‌زنند.

دسته دوم

بعضی از افراد نیز وقتی با مشکلی برخورد می‌کنند به آن اهمیت چندانی نمی‌دهند و

برای حل آن نیز دست به اقدامی نمی‌زنند. اینگونه افراد بر خلاف دسته اول در برابر

مشکلات دارای نوعی حالت خونسردی بیش از حد می‌باشند، همین ویژگی موجب

می‌شود که آنان از عواقب مشکلات بیم و هراسی به خود راه ندهند و لذا نیازی به تفکر

برای رفع آنها نبینند.

دسته سوم

برخی دیگر از افراد در مواجهه با مشکلات ، ضمن اینکه بر احساسات و اعصاب خویش

مسلط می‌شوند و تعادل خود را حفظ می‌نمایند، از طرف دیگر نسبت به مشکلات

بی‌توجه نیز نمی‌باشند ، بلکه سعی می‌کنند با تفکر و اندیشه برای رفع آنها از

روشهایی منطقی ، کم هزینه و باصرفه بهره گیرند. چنین افرادی به جای عدم تعادل

دسته اول دارای تعادل و به جای بی‌مسئولیتی دسته دوم دارای مسئولیت هستند و

دچار افراط و تفریط نمی‌شوند، اینگونه افراد چون همواره از فکر و اندیشه خویش بهره

می‌گیرند بنابراین دارای روشی عقلانی در تصمیم گیریها و برنامه ریزیهای زندگی

می‌باشند. چنین افرادی بر توانائیها و استعدادهای خویش برای پایه ریزی یک زندگی

مناسب اعتقاد راسخ دارند و تلاش می‌کنندتا توانائیها و ظرفیتهای وجودی خود را اظهار

نمایند.

بهتر است از کدام دسته باشیم!

باید پذیرفت که انجام بسیاری از کارها و فعالیتها در زندگی مستلزم پذیرفتن درجه‌ای از

ریسک یا خطر کردن می‌باشد. به عبارت دیگر وقتی که شغل ، حرفه ، کار و یا

مسئولیتی را می‌پذیریم همواره با درصدی احتمال ناکامی مواجه می‌باشیم، بنابراین

باید از قبل خود را از نظر روحی و روانی برای تحمل برخی ضایعات و ناملایمات آماده کنیم

تا در صورت وقوع چنین مسائلی غافلگیر نشویم و روحیه و اعتماد به نفس خود را از

دست ندهیم ، بلکه با بهترین وجه در برابر شرایط نامطلوب و دشوار از خود واکنش

مناسب نشان دهیم.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



زندگی دلپذیر
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٤

هر کس زندگی را از دریچه‌ای می‌بیند و به باور هر کس رسیدن به یک دسته از آرزوها و

اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف موجبات دلپذیر بودن زندگی او را

فراهم می‌سازد. با اینکه بیم افراد مختلف در مورد اینکه چه چیز زندگی آنها را شیرین تر

و مطبوع تر خواهد ساخت تفاوتهای فردی وجود دارد. اما یکسری اصول کلی نیز وجود

دارند که می‌توانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی سعادتمند مورد

کاربرد قرار گیرند.

هدفمند بودن برای داشتن یک زندگی دلپذیر 

زندگی بی‌هدف ، یک زندگی شلوغ و بی‌سر و سامان است. افراد بی‌هدف بطور

سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه می‌شوند که موجب ایجاد استرس و ناراحتی در

آنها می‌شود. کسالت ، درماندگی ، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بی‌هدف

هستند. بر این اساس تا می‌توانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته

بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار

هستند. در این راستا فرق نمی‌کند اهداف شما مالی باشد، یا علمی ، یا مربوط به

زندگی روزمره و یا سایر اهداف. داشتن هدف مهم است.

پاک سازی ذهن از افکار منفی

افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی او می‌شوند و در واقع مثل موانعی

هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این

می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. افکار منفی احساس نشاط و

شادابی را از زندگی فرد می‌گیرد، موجب کاهش اعتماد به نفس او و اعتقاد به

تواناییهایش می‌شود.

رضایت شغلی خود را بالا ببرید.

بیشتر ساعات انسان در جریان شغلی‌اش می‌گذرد. بنابراین لذت بردن از این ساعات

بسیار بااهمیت خواهد بود. همیشه و در هر شغلی حتما چیزهایی وجود دارد که بتواند

برای شما جذاب باشد حتی در شغلی که علاقه چندانی به آن ندارید. با کمی فکر کردن

می‌توانید این جنبه‌های لذت بخش را پیدا کرده و برای خود پررنگ نمایید. خواهید داد که

چه تغییراتی به این ترتیب در احساسات شما پیدا خواهد شد. سعی کنید به جای وقت

گذراندن و احساس نارضایتی کردن مهارتهای مناسب را یاد بگیرید و به دنبال مواردی

باشید تا باعث پیشرفت شما در کارتان شود.

توجه به سلامتی جسمی و روحی خود

برخی افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی توجه چندانی به سلامتی

خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام می‌دهند و ممکن است سلامتی آنها

را تهدید کند ادامه می‌دهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی آنها ، آنها را دست

کم می‌گیرند. در هر دو حال داشتن یک زندگی لذت بخش برای این افراد به خطر می‌افتد.

به دنبال یاد گرفتن اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامتی خود باشید و آنها را در

زندگی پیاده کنید.

گسترش و سالم سازی روابط و ارتباطات خود

برقراری یک ارتباط مناسب بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار

ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشه‌دار کند بدون اینکه

متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در موقع مناسب یکی از اصول برقراری

ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش

دهید. علاوه بر گسترش روابط حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی

را آغاز می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را پایدار نگه دارند.

خلاق باشید.

برای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل ویژه‌ای داشته باشید، یا در سن خاصی

باشید، زن باشید یا مرد. در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی باشید خلاقیت

کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. افراد خلاق انسانهایی هستند مخاطره پذیر ، اهل

ریسک ، مصر ، با انگیزه ، پذیرای افکار نو ، مستقل و دارای اعتماد به نفس. آنها در

برخورد با مشکلات زندگی نیز می‌توانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به

شیوه‌های جالبتری با مشکلات مواجه شوند.

توجه به فرزندان

فرزندان افراد مهم زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند و

گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب می‌سازد. نگرانی هیچ فایده‌ای

ندارد. روشهای برقراری ارتباط با فرزندان ، و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی

آنها را پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود، می‌دانید که

بهترین کارها را برای او انجام می‌دهید که در توان خود دارید. برای آنها وقت بگذارید، آنها

را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

توجه به سرگرمیها و علائق

برخی افراد به دلیل برنامه ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامه‌ها و فعالیتهای

مختلف استفاده می‌کنند. ممکن است فعالیت شغلی گسترده‌ای داشته باشند اما به

همان اندازه نیز به علائق و سرگرمیهای خود توجه نشان دهند. مشغله کاری یا سایر

مشکلات آنها را از علائق خود دور نمی‌کند. در واقع گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد

علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی زندگی می‌شود. بدون چنین

اوقاتی فرد به مرور خسته و خسته‌تر خواهد شد. این سرگرمیها بسته به ویژگیهای خود

شما دارد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه می‌کنند. گوش

کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای

فردی دیگر ورزش کردن و ... .

اعمال مدیریت و کنترل بر فعالیتهای خود

بر انجام فعالیتهای خود جدی باشید. آنها را مهم بشمارید و برایشان برنامه ریزی کنید و

برنامه‌ها را بطور منظم اجرا کنید و به نتایج برنامه‌ها توجه کنید و در نهایت از نتایج خوب و

بد برای برنامه ریزی بعدی درس بگیرید. این روند کامل یک مدیریت خوب است. یک

نظاره ‌گر خوب و یک ارزیاب سخت گیر برای امور خود باشید. فعالانه امور زندگی خود را

پیگیری کنید و به موفقیتهای خود پاداش دهید مثل یک مدیر خوب در یک سازمان.

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



بانوی نمونه
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۳

بانوی نمونه

حضرت زهرا بدون شک در راس تمام بانوان اسلام قرار دارد، زیرا او تنها بانویی است که

پدرش معصوم،شوهرش معصوم،خودش نیز معصوم بوده است.

محیط پرورش وزندگی زهرا محیط عصمت وطهارت بوده است.

دوران کودکی خویش را در خانه شخص اول اسلام یعنی پیغمبر طی کرد.

دوران خانه داری و بچه داری را در خانه دومین شخصیت ممتاز اسلام یعنی حضرت علی

گذراند.در این دوران کوتاه دو پسر معصوم یعنی حسن وحسین را تربیت کرد و دو دختر

شجاع مانند زینب وام کلثوم ،به جامعه تحویل داد.در چنین خانه ای بطور قطع میتوان

نتایج درخشان احکام وبرنامه های اسلامی را بالعیان مشاهده نمود وبانوی شایسته

ونمونه اسلام را پیدا کرد.

منبع: بانوی نمونه اسلام

نظرات ()



خوشبینی و مثبت اندیشی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۳

خوشبینی بودن یا نبودن چیست؟

روانشناسان معتقدند خوشبینی و بدبینی ، عاداتی هستند که ما از زمان کودکی

می‌آموزیم و والدین ما الگو و سرمشقهای ما هستند. به یاد بیاورید هنگامی که در اثر

ترکیدن لوله آب ، خانه جدید شما غرق آب شد، پدر شما آه و ناله کرد که " چرا من چنین

خانه بدی را انتخاب کردم؟ " یا گفت : " در قرار داد ما تضمین شده که همه چیز بی عیب

و نقص باشد، بنابراین من از معمار ساختمان می‌خواهم لوله کشی ساختمان را تعمیر

کرده و خسارت بوجود آمده را جبران کند؟" سلیگمن می‌گوید: " خوشبینی ، یک روش

عادی برای توضیح شکستها به خودتان است."

انسان بدبین معتقد است اتفاقات بد ، از شرایطی دائمی و ثابت نشأت می‌گیرد: "من در

امتحان ریاضی مردود شدم ، چون استعداد یادگیری اعداد و ارقام را ندارم" و اتفاقات خوب

، از شرایطی موقتی ناشی می‌شود: "همسرم امروز به من یک شاخه گل هدیه کرد،

چون روز کاری خوبی داشته". اما انسان خوشبین ، شکست را به عوامل موقتی نسبت

می‌دهد "من در امتحان رد شدم چون دقت نکردم" و موقعیتهای مطلوب را به عوامل

پایدار؛ " او برای من گل هدیه آورد، چون مرا دوست دارد."

بدبین اجازه می‌دهد ناامیدی در بخشی از زندگی اش وارد شود و به سایر بخشها نفوذ و

سرایت کند. به عنوان مثال وقتی به شخصی گفته می‌شود بطور موقتی از کار بر کنار

شده است، انسان بدبین نه تنها بخاطر از دست دادن شغل خود احساس بدی دارد بلکه

نگرانی اش را به سایر ابعاد زندگی خود منتقل کرده ، ابراز می‌کند که زندگی زناشویی

اش در معرض خطر است و فرزندانش غیر قابل کنترل هستند، اما انسان خوشبین اجازه

نمی‌دهد یک شکست ، تمام زندگی او را محدود کند، او با خود فکر می‌کند "پس من در

این شرایط ، شغلی ندارم، ولی من و همسرم هنوز رابطه خیلی خوب و نزدیکی باهم

داریم و فرزندانمان مایه افتخار ما هستند."

وقتی مشکلی پیش می‌آید و کارها خراب می‌شود، بدبین ها خود را سرزنش می‌کنند:

برای مثال اگر راننده دیگری به ماشین پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را

سرزنش می‌کنند که چرا ماشین را در جای نامناسبی پارک کرده‌اند. اما انسان خوشبین

چنین مشکلی را به اتفاق نسبت می‌دهد یا سعی می‌کند راه جدیدی پیدا کند: "دفعه

بعد ماشین را در جایی که ماشینهای کمتری وجود دارد، پارک می‌کنم ."

چگونه می‌توانید، خوشبین باشید؟

خوشبختانه عادتهای فرا گرفته شده می‌توانند به فراموشی سپرده شوند. تازه‌ترین

تحقیقات نشان می‌دهد که خوشبینی ، مهارتی است که هر انسانی می‌تواند به

خوبی آن را فراگیرد . به برنامه چهار مرحله‌ای زیر عمل کنید تا به کمک آن مثبت

بیندیشید.

با افکار منفی مبارزه کنید.

فرض کنید با تأخیر به محل کار خود رسیده‌اید، پیش از آنکه خود را سرزنش کنید و

بگویید: "من همیشه دیر می‌رسم" از خود ارزیابی دقیق و درستی داشته باشید. سعی

کنید بخاطر بیاورید آخرین باری که با تأخیر به محل کار خود رسیدید، چه زمانی بود،

دیروز ؟ نه ، هشت هفته پیش. آیا تأخیر شما به این دلیل بود که برای جدا شدن از

رختخواب تنبلی کردید؟ نه ، پسر نوجوان شما دیشب باک ماشین را خالی کرده بود و

شما مجبور شدید برا ی پر کردن باک ماشین به پمپ بنزین بروید.

بدترین فیلمنامه را تصور کنید که بر خلاف انتظار ، بهترین فیلم را در پی داشته باشد؛

شما آه و ناله می‌کنید که "من حتما اخراج خواهم شد"، اما شاید رئیس شما در ترافیک

گیر افتاده باشد و حتی دیرتر از شما به محل کار برسد. در مرحله بعد ، سناریویی را که

احتمال وقوعش بیشتر است، مجسم کنید: همچنان که شما با دستپاچگی و به سرعت

به سمت میز کار خود می‌روید، رئیس با اخم و عصبانیت به شما نگاه می‌کند. دستپاچه

کننده و باعث شرمندگی است، ولی کشنده که نیست. در نتیجه به فکر یافتن یک راه

حل باشید. یا در وقت صرف نهار هم کار کنید یا چند دقیقه زودتر خانه را ترک کنید تا در

صورت بروز تأخیرهای پیش بینی نشده ، فرصت کافی در اختیار داشته باشید.

برنده بودن را تمرین کنید.

در امتحانات ، افرادی که تصور می‌کنند نتیجه خوبی خواهند گرفت و موفق خواهند بود،

بسیار بهتر از آنانی که از خود انتظار مردود شدن دارند، عمل می‌کنند ، اگر برای امتحانی

که در پیش دارید، احساس نگرانی می‌کنید ، پیش از روز امتحان ، خود را مجسم کنید

در حالی که سرجلسه امتحان نشسته‌اید و برگه امتحان در مقابلتان قرار دارد و شما با

یاد خداوند و کمک خواستن از او شروع به خواندن سؤالات کرده و به خوبی به آنها پاسخ

می‌دهید. در هنگام مواجهه با صحنه واقعی ، این تمرین فکری به شما اطمینان و نیروی

اراده خواهد داد.

به خودتان اعتبار و ارزش بدهید.

به موفقیتهای خود در گذشته اعتراف کنید. اتفاقات خوبی را که برای شما بوجود آمده ،

به عنوان نتیجه تلاشهای خودتان تجزیه و تحلیل کنید. عکسهایی که در تعطیلات گرفتید،

عالی بودند نه به این خاطر که دوربین به خوبی ساخته و طراحی شده بود، بلکه بخاطر

مهارت شما در زمینه نور و ترکیب اجزای صحنه. "مهمانی شما در فضای باز موفقیت آمیز

بود، نه به این دلیل که هوا خوب و مساعد بود، بلکه این موفقیت به خاطر تدارک خوب و

مهارتهای اجتماعی شما بوده است." از موفقیتهای خود تجلیل کنید ( موفقیتهای خود را

جشن بگیرید ) : "من قفل در را تعمیر کردم بدون این که مجبور باشم از نجار کمک

بخواهم، حالا من به شیوه جدیدی با خود رفتار خواهم کرد." احساس افتخار و مباهات ،

نسبت به کمالات و فضایل خود ، برای شما یک احساس خود ارزشی می‌سازد.

برا ی خود ، هدف تعیین کنید.

دقیقاً تعیین کنید که قصد دارید چه کاری انجام دهید. مثلا ً متعهد شوید که هفته‌ای یک

بار بصورت داوطلبانه در مؤسسات خیریه فعالیت کنید. هدفهای بزرگ را به هدفهای

کوچکتر تقسیم کنید، تا زیر بار سنگین وظایفتان فلج نشوید. با دستیابی به هر هدف

اولیه ، شاهد یک پیشرفت خواهید بود. شما در مورد آنچه در آینده اتفاق می‌افتد،

احساس انرژی و هیجان خواهید داشت و این ، نشانه و قدرت یک انسان خوشبین

است.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



خودباوری
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۳

شناخت ویژگیهای خود ، پذیرش آنها و تکیه کردن به آنها به معنای خود باوری است.

رسیدن به خودباوری نشانه پذیری تمام ابعاد وجودی خود ، چه خوب و چه بد است و

قبول داشتن توان و نیروهایی که فرد برای انجام فعالیتی ، رسیدن به هدفی یا هر چیزی

دیگری است. عقیده‌ای که فرد در مورد خودش دارد و طرحی که از خود در ذهن ساخته

است میزان خود باوری او را منعکس می‌کند.

انعکاس خود باوری در رفتار افراد

اینکه انسان چه اندازه خود را می‌شناسد و خود را می‌پذیرد، در رفتار و عمل او منعکس

می‌شود. رفتارهایی که فرد از خود در زمینه‌های مختلف نشان می‌دهد نشانگر درجات

خود باوری او است. البته گاهی افراد به خود باوریهای کاذبی نیز دچار می‌شوند که از

لحاظ شدت و حدت پافشاری آنها در برخی ویژگیها قابل تشخیص است. مثل کسی که

توان انجام کاری را به تنهایی ندارد و عملا نیز چنین چیزی ممکن نیست، ولی مصرانه

خود را توانمند به انجام آن می‌داند. در هر حال داشتن درجات متعادلی از ویژگیهای زیر

نشان از خودباوری خوب و مؤثر در فرد دارد.

استقلال عمل

در مورد مسائلی که مربوط به زندگی خود است با استقلال بیشتری عمل می‌کند. به

دیگران وابسته نیست مگر در زمانی که چنین ارتباطی با دیگران با انجام عملی لازم و

ضروری باشد. چنین فردی می‌داند که در امور زندگی خود بایستی خود عمل کند و

شخصا فعالیتهایش را انجام دهد و همچنین می‌داند که برخی فعالیتها نیاز به همکاری

دیگران دارند. اما فردی که دارای خود باوری بسیار پائین است مستقل عمل نمی‌کند،

وابسته به دیگران است و حتی شاید در مسائل کاملا شخصی احتیاج به دخالت دیگران

داشته باشد. فردی با خود باوری کاذب حتی در اموری که نیاز به همکاری دیگران دارند

نیز تمایل به استقلال عمل دارد.

مسئولیت پذیری

خود باوری خوب موجب می‌شود فرد مسئولیت پذیر باشد. مسئولیتهای مختلف را در

زندگی دور و بر خود می‌پذیرد، حال این مسئولیت می‌تواند شامل اموری جزئی مثل

شستن ظروف یا نظافت منزل باشد، یا مسئولیتهای بزرگتر در گروههای کلاسی ،

مدرسه یا گروههای ورزشی و ... . چنین فردی بی تفاوت نیست و قبلا از توصیه دیگران

اغلب اقدام به عمل می‌کند. نقش و حضور این افراد و مسائل مختلف زندگی و جامعه

کاملا پر رنگ است.

استقلال فکر

افراد خود باور خودشان تصمیم می‌گیرند، فکر می‌کنند و مسیر فکری خود را در زمینه‌های

مختلف تعیین می‌کنند. بر اساس خط مشی فکری خود به امور زندگی پاسخ می‌دهند و

براحتی از افکار و عقاید دیگران تبعیت نمی‌کنند، مگر اینکه با تحلیل و بررسی آن افکار را

در جریان فکری خود بپذیرند و ادغام کنند.

آگاهی از ویژگیهای مثبت و منفی خود

افراد خود باور پیچ و خم شخصیت و درون خود را بررسی می‌کنند و به همان اندازه که

می‌دانند کاستیهایی دارند و باید به فکر جبران آنها باشند. ویژگی خوب و کامل خود را

همواره مد نظر دارند، به آنها افتخار می‌کنند و همواره مقابل چشم خود دارند. افرادی با

خود باوری ضعیف شناخت خوبی از خود ندارند و آگاهی کاملی از ویژیگیهای خود ندارد و

این ابهام موجب می‌شود ضعفها و ویژگیهای منفی را گسترش داده و باور خود را در مورد

خود خدشه دار سازد.

دوری از تقلید

افراد خود باور خود را به همان شکل که هستند می‌پذیرند، بنابراین کمتر از افراد خود باور

پائین اقدام به تقلید از دیگران در زمینه‌های مختلف می‌کنند. دوست دارند به همان

شکل و قیافه خودشان باشند و افکار خود را داشته باشند، تمام مسائلی که به آنها

مربوط می‌شود را نیز به همان شکل باور دارند می‌پذیرند. مثلا خانواده ، شغل و ...

بنابراین به دنبال این نیستند که از کارهای دیگران تقلید کنند و یا مثل آنها باشند.

موفقیت در زمینه‌های مختلف زندگی

افراد خود باور شناخت صحیحی که از خود دارند بهتر از بقیه به پرورش توناییها و

استعدادهای خود می‌پردازند و آنها را در جهت درست هدایت می‌کنند. بنابراین از صرف

انرژی برای استعدادهایی که ندارند خودداری می‌کنند و در عوض با توجه و گسترش دادن

استعدادهایی که دارند موفقیتهای بیشتری را شامل خود می‌کنند. فرد خود باوری که

می‌داند استعداد هنری ندارد، وقت و انرژی خود را صرف کسب هنر نمی‌کند و مثلا اگر

می‌داند در زمینه تجارت یا تحصیل و ... استعدادهایی دارند به پرورش آنها اقداام می‌کند و

در آن زمینه موفق و موفقتر می‌شود.

شکل گیری خود باوری

خود باوری افراد نیز مثل بسیاری از ویژگیهای دیگر جسمی و روانی فرد از دوران کودکی

شروع به رشد و شکل گیری می‌کند. خانواده اولین محیطی است که نقش مهم خود را

در خود باوری کودک ایفا می‌کند. والدین خود باور ، فرزندان خود باور تربیت می‌کنند.

والدینی که کودک خود را با تمام ویژگیهایی که دارد و به همان صورتی که هست

می‌پذیرند فرد خود باوری را برای آینده تربیت می‌کنند. گذشته از خانواده و تآثیرات پیچیده

ای که روی خود باوری کودک دارند، محیطهای دیگر مثل محیط دوستان و همسالان ،

مدرسه ، محیط شغلی و ... نیز خود باوری فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

با وجود تأثیری که این ویژگی فرد از محیط خود می‌پذیرد، اما این به معنی عدم تأثیر فرد

روی خود باوری خود نیست. به عبارتی فرد بزرگسال براحتی می‌تواند درجه خود باوری

خود را از خویش تغییر دهد. اجازه دهد تأثیرات محیطی به کاهش آن اقدام کنند یا با

مقاومتی که از خود نشان می‌دهد دائما در تلاش برای افزایش خود باوری خود باشد.

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



خشنودی شغلی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۳

احتمالا قسمت عمده‌‌ای از زندگی روزانه شما نیز صرف کار می‌شود. فرق میان اشتغال

به شغلی که شما به دنبالش بوده‌‌اید و شغلی که صرفا به خاطر اجبار به آن مشغولید،

می‌تواند همان اختلاف میان زندگی رضایت بخش و کامروا یا زندگی شاق و خفت بار

باشد. پژوهش نشان می‌دهد که خشنودی شغلی با شادکامی کلی ، بهداشت روانی و

امید در زندگی طولانیتر ارتباط دارد.

ابعاد خشنودی شغلی

شغل قبلی یا فعلی خود را چقدر دوست دارید؟ احتمال دارد که پاسخ شما تحت تاثیر

چیزی ورای ماهیت کاری که می‌کنید قرار داشته باشد. هر شغل از پیچیدگیهایی

برخوردار است و نه تنها تکلیف لازم برای آن بلکه عواملی چون درآمد و سایر منافع ،

نظارت ، ارتباط با همکاران ، فرصتهای ارتقای شغلی ، شرایط کاری و احترامی که به

خاطر انجام آن کار از سوی دیگران دریافت می‌کنید در آن دخیل هستند. جدول زیر ابعاد

خشنودی شغلی در قالب رویدادها و عوامل را نشان می‌دهد.

نظریه‌های مربوط به خشنودی شغلی

نظریه فرآیند مقایسه

براساس این نظریه ، انسانها تصورات خود را در حضور آنچه از جنبه‌های مختلف یک کار

عاید آنها می‌شود، با معیارهای مربوط به آنچه باید بدست آورند، مقایسه می‌کنند. به

عنوان مثال هر کس در مورد درآمدی که باید از کار خود داشته باشد تصوراتی دارد. اگر

عایدات او کمتر از این معیارها باشد احساس ناخشنودی می‌کنند.

نظریه عدالت

بنابه این نظریه یکی از معیارهایی که افراد بوسیله آن درباره شغل خود قضاوت می‌کنند

نسبت کوشش ، پاداشی است که سایرین از همین شغل نصیبشان می‌شود. اگر شما

تقریبا به همان سخت کوشی سایر اشخاص باشید که در دور ورتان هستند و به همان

پاداشها دست یابید احساس رضایت خواهید کرد.

نظریه نفوذ اجتماعی

برطبق این دیدگاه ، خشنودی شغلی تا حدود زیادی تحت تاثیر کسانی است که در

اطراف ما زندگی می‌کنند. اگر همکاران ما خشنود باشند، ما نیز احتمالا خشنود خواهیم

بود و برعکس.

افزایش خشنودی شغلی

کار فرمایان به خاطر ارتباط خشنودی شغلی با تغییر شغل ، غیبت از کار و کندی کار به

این موضوع علاقمند هستند. غنی سازی شغلی ، مشارکت در تصمیم گیریها وزمان

کاری شناور از جمله رویکردهایی هستند که برای این معضل بکار می‌روند.

غنی سازی شغلی

اصلاح غنی سازی شغلی به کوششهایی اطلاق می‌شود که برای جالب و چالش

انگیزتر کردن مشاغل بکار می‌روند. با استفاده از پیچیده‌تر کردن شغل ، اعطای

مسئولیت بیشتر در قبال محصول و ترکیب عناصر شغلی که قبلا توسط افراد مجزا انجام

می‌شد و اینک در قالب یک کل صورت می‌گیرد می‌توان به این هدف دست یافت.

مشارکت در تصمیم گیریها

اجازه دادن و گاه ترغیب کارکنان به دخالت در تصمیم‌هایی که شرکت یا سازمانها مربوطه

اتخاذ می‌کند، مشارکت در تصمیم گیری نام دارد. در اینجا هنوز هم حرف آخر را مدیران

می‌زنند اما کارکنان تشویق می‌شوند نظر خود را در ابتدای فرآیند تصمیم گیری بیان

کنند. چنین به نظر می‌رسد که این رویکرد خشنودی شغلی را افزایش می‌دهد.

زمان کاری شناور

شرکتها با استفاده از زمان کاری شناور به کارکنان خود این اجازه را می‌دهند که برنامه

کاری خود را عین انطباق با نیازهای آن شرکت به دست خود وضع کنند. هنگامی که

تمامی کارکنان در یک نوبت یکسان مثلا 9 تا 5 کار می‌کنند نتیجه آن ، راه بندان ،

رستورانهای شلوغ و دشواری در برآورده ساختن نیازهای شخصی مثل مراجعه به بانک

یا قرارهای پزشکی خواهد بود.

منبع: سایت رشد 

نظرات ()



مقدمه ای بر زندگی حضرت زهرا
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٢

زندگی حضرت زهرا

متاسفانه زندگی حضرت زهرا تا حدی تاریک مانده ودر مدارک اولیه اسلام مطلب زیادی

ندارند .این ابهام معلول چند علت است:

علت اول: دوران زندگی حضرت زهرا کوتاه بود واز هیجده سال تجاوز نکرد.در حدود نصف

این مدت،قبل از بلوغ بود که چندان مورد توجه قرار نمیشد .از بلوغ تا شهادت هم زیاد

فاصله نداشت.

علت دوم: حضرت زهرا چون زن بود واکثر دوران زندگی او در خانه سپری میشد کمتر

کسی میتوانست بطور کامل از زندگی داخلی او اطلاع پیدا کند.

علت سوم: افکار مردم آن عصر بدان پاییه نبود که برای زندگی دختر پیغمبر وبانوی نمونه

اسلام ارزش زیادی قائل باشند تا در حفظ جزئیات آن کوشش نمایند.

منبع: بانوی نمونه اسلام

نظرات ()



شیخ جعفر مجتهدی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٢

ایشان در 27 جمادی الثانی سال 1343ه.ق مطابق با اول بهمن 1303ه.ش در خانواده ی

بسیار متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند.

پدر ایشان جناب حاج میرزا یوسف از دلباختگان آستان ولایتمدار قبلة العشاق حضرت

امام حسین(ع) بودند تا جایی که مکرر قافله سالاری زائرین کربلای معلی را بر عهده

گرفته بود.

و بعد از فقدان پدرشان جناب حاج میرزا یوسف تحت کفالت و سرپرستی مادر

بزرگوارشان آن بانوی علویه قرار گرفتنند.

ایشان در اوائل سن 5 سالگی در عالم رویا مشاهده می کند از جانب آسمان منبری از

نورتا کنارش بر پا شده و وجود مقدس بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) تشریف

می آورند و او را مورد نوازش و تفقد و مهربانی قرار داده وبا دست مبارکشان به سر و

صورت او می کشند.

از همان دوران نوجوانی روح بلند و نا آرام ین مرد الهی به دنبال کشف حقیق و اسرار بر

می خیزد. ایشان نقل می فرمودند: 

من در همان آغاز نوجوانی شروع به تهذیب نفس و خود سازی و تقویت اراده نمودم و در

قبرستان متروکه تبریز که یکی از قبرستانهای بسیار ترسناک ایرن به شمار می رود و

رعب و وحشتی عجیبی بعد از استیلای شب به خود می گیرد قبری حفر نموده و در آن

شب،شب را تا به صبح به اعمالی که در فکر و ذکر خلاصه می شد سپری نمودم و چون

بسیار دوست می داشتم به بینویان و مستمندان کمک کرده و زندگی آنان را از فقرو

تنگدستی نجات بخشم سعی و تلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا به

دست من حل شود لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه

ی نرسیدم. 

اما چون این کوشش من با توسلات شدیدی همراه بود یکی از روزها که مشغول انجام

ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان سروشی آسمانی به من ندا در داد.

جعفر، کیمیا، محبت ما اهل بیت است، اگر به دنبال آن هستی قدم بگذار و ثابت قدم

باش.

شنیدن آن ندای غیبی زندگی و مسیر زندگی ام را دگرگون کرد.تا آن روز و قبل از شنیدن

آن ندا، موفق شده بودم بسیاری از نیروهی نامرئی طبیعت را تحت فرمان درآورم، به

طوری که در هر محفلی که می نشستم عده ی از ارواح و جنود حاضر بودند و دستوراتی

که به آنها می دادم اطاعت می کردند.

ایشان فرمودند: از آن روز به بعد بی قراری عجیبی سر تا پی وجودم را فرا گرفت و به

همین دلیل صبح روز بعد پشت پا به همه چیز زده و بعد از خدا حافظی با حالتی آشفته و

پای برهنه و پیاده از تبریز به قصد کربلی معلی حرکت کرده از مرز خسروی وارد خاک

عراق شدم.

طی خوابی که دیدم به فرمایش خود امیر مومنان(ع) راهی نجف شدم و در نجف به

دستور امیر مومنان(ع) راهی مسجد سهله شده ومدت 8 سال به طور مداوم در آنجا

معتکف گردیدم و به جز تجدید وضو و تطهیر از مسجد خارج نمی شدم.

در این مدت از طرف حضرت امیر(ع) و امام زمان(عج) عنیات زیادی به من شد.

چنانچه آقی حاج کاظم سهلاوی که یکی از خدام مسجد سهله می باشند تعریف کردند:

در مدتی که آقای مجتهدی در مسجد سهله بودند با هیچ کس صحبت نمی کردند و دائم

مشغول فکر و ذکر و توسل و گریه بودند هیچ وقت تسبیح از دستشان جدا نمی شد و

حالشان مثل حال شخص محتضر و کسی که هر لحظه در حال جان دادن است بود.

شبها را نمی خوابیدند واگر کسی هم وارد حجره یشان می شد بیش از 5 دقیقه با او

نمی نشست و از حجره بیرون می آمدند.

در همین یام اعتکاف ملاقات آقای مجتهدی با مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی در مسجد

سهله رخ می دهد و ملا آقا جان زنجانی در مورد آقای مجتهدی فرمودند: او شخصی

است که در این جوانی هم گوش باطنش می شنود و هم چشم باطنش می بیند.

آقای مجتهدی علاوه بر چندین سال اقامت در نجف 7 سال در کربلا نیز اقامت داشته و در

بازار بین الحرمین در قیصریه اخباریها به شغل کفاشی مشغول بوده اند و در این مدت در

حجره ی در صحن مطهر حضرت سید الشهداء مقابل ایوان طلا سکونت داشته و سراسر

شب را در آنجا به عبادت و توسل مشغول بوده اند و در مدتی که در کربلا اقامت داشت

هر روز به زیارت طفلان حضرت مسلم مشرف می شدند.

آقای مجتهدی سرانجام پس از 20 سال خانه به دوشی به امرحضرت مهدی(عج) به قم

مشرف می شوند و در منزل وقفی بسیار محقر و ساده ی ساکن می شوند.

ایشان حتی در قم هم که مامور به اقامت می شوند از خود خانه ی نداشتند و عمری را

خانه به دوش و آواره سپری نموده و در ین رابطه می فرمیند: سالها گریه کردیم تا

خودمان را از ما گرفتند.

آقای مجتهدی می گفتنند: حضرت فرموده اند که دیگر شما را از سفر معاف کرده یم و

باید 18 سال روی تخت بنشینید.

ایشان هم طبق دستور حضرت در این مدت در لباس بیماری به سر می بردند ولی

همچون قبل به انجام دستورات و فرمایشات حضرات معصومین(ع) مشغول بوده و انجام

امور را به افراد خاصی که توفیق همنشینی با ایشان نصیبشان شده واگذار می کردند.

اگر چه در بعضی مواقع، ایشان با نیروی معنوی از لباس بیماری خارج شده و دستورات

حضرت را شخصا اجراء می نمودند.

ایشان در طول حیات طیبه خویش بیش از 53 مرتبه به اتاق عمل رفتند و هر بار بدون

اینکه یشان را بیهوش کنند تحت عمل جراحی قرار می گرفتند.

آقای مجتهدی می فرمودند: هر گاه مرا به اتاق عمل می برند و پزشکان بیهوشی می

خواستند مرا بیهوش کنند اجازه نمی دادم و 3 مرتبه ذکر شزیف نادعلی را می خواندم و

خود بیهوش می کردم.

آقای مجتهدی در سالهی آخر عمر شریف و پر برکتشان از قم به مشهد مقدس عزیمت

کرده و در جوار ملکوتی حضرت رضا (ع) ساکن می گردند.

ایشان هنگام عزیمت به شخصی از دوستان می فرمید:

آقای حسنی شاهد باشد من هیچ چیز از خود ندارم و خدا می داند همین پیراهن تنم

هم عاریه است و همه چیزم را بخشیده ام.

بارها دیده می شد که آقای مجتهدی تمام زندگیشان را یک مرتبه می بخشیدند و با فقرا

تقسیم می نمودند به حدی که کف خانه را هم جارو می کردند و خود مدتها بر روی یک

تکه گونی زندگی می کرد، و این امر به دفعات در زندگی این مرد الهی اتفاق افتاد و این

نبود مگر سخاوت و مناعت طبع و قطع وابستگی هی مادّی.

آقای مجتهدی پس از حدود 4 سال اقامت در جوار حضرت امام رضا(ع) در تاریخ 6 ماه

مبارک رمضان 1416 ه.ق مطابق با 6/11/1374 هنگام ظهر روز جمعه دار فانی را وداع و

روح ملکوتیشان عروج می نمید.

ایشان 3 ماه قبل از فوت به چند نفر از دوستانشان که با ایشان حشر و نشر داشتند می

فرمایند: خدا برای آخرین سلاله آل محمد(ص) حضرت مهدی(عج) یک قربانی خواسته و از

ما قبول نموده که قربانی ایشان شویم و گلوی ما در ین راه پاره شود.

آقای حاج علی حاج فتحعلی می گفتند: هنگامی که آقا این مطلب را فرمودند، بی

اختیار ین مطلب در ذهنم خطور کرد که آقا وصیتی نکرده اند. به مجردی که این فکر از

خاطرم گذشت آقا فرمودند: آقا جان! غلام وصیتی ندارد و همچون دفعات قبل اشاره می

فرمودند که ما غلام سید الشهدا هستیم.

باز بی اختیار این مطلب به ذهنم رسید: پس آقا را در کجا دفن کنیم؟ که مجدداً آقا رو به

من کرده گفتند:

حضرت رضا(ع) فرموده اند: الحمد الله تو فقیر خودمان هستی و ما خود، تو را کفایت می

کنیم

ایشان به مدت 40 روز در حالت کما به سر می برند اما در خلال ین مدت به صورت

عجیبی حالات ظاهریشان تغییر کرده بود و با بسیاری ازاعضای رئیسه ایشان از کار

افتاده بود یک مرتبه با یک حرکت به حالت عادی بر می گشته و مطلبی می فرموده اند و

مجددا اعضا از کار می افتاده است.

آقای دکتر سید حسن هاشمیان رئیس بیمارستان امام رضا(ع) و مسئول بهداشت و

درمان استان خراسان و خادم کشیک هشتم امام رضا(ع) و آقی دکتر لطیفی نقل می

کردند:

به قدری آقای مجتهدی در اثر تزکیه روح قوی بودند که بخش روحی ایشان بر بخش

جسمشان اشراف کامل داشت؛ به طوری که بارها مشاهده می کردیم یشان به صورت

اختیاری بیمار شده و باز به اراده خویش بهبود میافتند.

هنگامیکه ایشان در کما به سر می بردند 4 علائم حتمی و حیاتی مغز، قلب، کلیه و ریه

ها یکی پس از دیگری از کار می افتاد اما لحظه ی یک مرتبه تمام اعضا شروع به کارمی

کرد و ایشان مطلبی می فرمودند و مجددا حالشان وخیم می گشت.

طبق گفته همراهان ایشان یکی از مطالبی که در حین کما می فرمودند ین بود که:

عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خودش صادق نیست.

و پس از آن مجددا در حالت کما فرو رفته و حالشان بسیار وخیم می گردد به قدری که

دیگر قادر به تنفس نبودند.

هیأت پزشکی معالج یشان می گویند: آقا در شریطی به سر می بردند که ریه از کار

افتاده است و به جهت تنفس دادن یشان راهی جز ینکه گلویشان را بریده و از انجا

دستگاه مخصوص تنفس را وارد ریه کنیم نیست.

آقای قرآن نویس که همراه آقا بودند نقل می کردند: وقتی این پیشنهاد از طرف پزشکان

داده شد می خواستم بویم خیر، اما یک مرتبه و بی اختیار گفتم: بله و اجازه دادم.

به محض اینکه رضایت به این کار بر زبانم جاری شد هر چه خواستم ممانعت کنم اختیار

از من سلب شده بود و نمی توانستم حرفی بزنم.

بعد از آن به مجردی که هیات پزشکی به تیغ، گلوی مبارک آقا را بریدند، پس از چندی نور

عجیب سبز رنگی به اتاق وارد شد و همزمان با آن دستگاه مونیتور صوت ممتدی کشیده

و سرانجام روح ملکوتی یشان عروج نمود. و این در حالی بود که تمام محاسن آقا به

خون گلویشان آغشته شده بود و در اینجا معنی کلام یشان که فرموده بودند:

« عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خودش صادق نیست»، واضح گشته و

تحقق یافت و محاسن یشان مانند ارباب و مولیشان حضرت ابا عبد الله حسین(ع) به

خون گلویشان خضاب گشت.

نظرات ()



علوم قرآنی2
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٢

قرآن کریم در طول 23 سال از جانب خدا بر پیامبر اکرم نازل شد.

هدف قرآن تربیت انسانهای نمونه ومورد رضای پروردگار است.

قرآن را هر مقدار که برایتان میسر است بخوانید.مزمل آیه 20

قرآن را شمرده وبا دقت بخوان.مزمل آیه4

حدیثی از پیامبر در مورد فضیلت خواندن قرآن

یکی از با فضیلت ترین عبادتهای امت من خواندن قرآن است.

حدیثی از امام صادق در مورد صحیح خواندن قرآن

قرآن را صحیح وفصیح بخوانید زیرا قرآن عربی وفصیح است.

حدیثی از پیامبر در مورد زیبا خواندن قرآن

برای هر چیزی زینتی است و زینت قرآن صدای نیکوست.

مردم در آیات اول سوره بقره به سه دسته تقسیم می شوند: متقین،کافران،منافقان

در بین کافران ومنافقان خطر منافقان برای جامعه اسلامی بیشتر است چون کافران

بصورت آشکار بامسلمانان مقابله میکنند ولی منافقان نقاب بر چهره دارند واز پشت

خنجر می زنند.

آیه 255 سوره بقره به آیت الکرسی معروف است.

خواندن آیت الکرسی انسان را از خطرات حفظ وجان ومالش را از بلا وخطر مصون می

دارد.

نویسنده: علی ناصریان

نظرات ()



علوم قرآنی1
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٢

قرآن حکیم: قرآنی که همه سخنانش درست وخردمندانه است.

آداب ظاهری تلاوت قرآن: وضو،ادب در برابر قرآن،نشستن روبه قبله،شمرده خواندن

قرآن،گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم وبسم الله الرحمن الرحیم

آداب باطنی تلاوت قرآن: نیت قربه الی الله،توجه به معانی آیات،حضوع وخشوع،اندیشه

وتدبر،حضور قلب

حدیثی از پیامبر در مورد خواندن قرآن در خانه

خانه های خود را با خواندن قرآن نورانی کنید .

خدا در سوره انعام آیه 125 به موضوع تاثیر ارتفاع بر تنگی نفس اشاره میکند.

سوره آل عمران 200 آیه و3500 کلمه داردو حدود یک ونیم جز از قرآن را شامل می شود.

سوره آل عمران در سال سوم هجری پس از جنگ احد در مدینه نازل شد.

عمران نام پدر حضرن موسی،حضرت مریم می باشد.

مطالب سوره آل عمران

ماجرای جنگ احد،جهاد،مباهله،دعوت یهود به اسلام، امر به صبر وپایداری،بیان فضیلت

شهدا وچند دعای زیبا

در جهان اسلام تاکنون برای قرآن حدود 500 تفسیر نوشته شده است.

تفسیر نمونه با همکاری جمعی از دانشمندان وبه قلم آیت الله مکارم شیرازی در 27 جلد

تالیف شده است.

نویسنده: علی ناصریان

نظرات ()



چرا زنان مدیران بهتری هستند
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۱

 


برابری زن و مرد به این معنی نیست که آن ها یکسان هستند. با قدرت گرفتن زنان در

محیط کار اختلافات میان زنان و مردان در بین کارکنان جوان و حتا مسن نیز بالا می گیرد

و ما متأسفانه باید شاهد این اختلافات در قسمت های مختلف سازمان باشیم. ازدفاتر

تجاری گرفته تا کارخانه جات و میادین جنگ، امروزه که زنان در جلسات هیأت مدیره

سازمان های بزرگ نیز اظهار وجود می نمایند و یا این که توانسته اند شرکت ها و

سازمان های خود را تأسیس نمایند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شرکت تا

میزان ۱۰۳ درصد افزایش یافته است در ده سال گذشته، این تفاوت ها و اختلافات در بین

گروه های مدیریتی سازمان های بزرگ نیز پدیدار شده است تحقیقات نشان می دهد

که روش ها و متدهای زنانه و مردانه در راهبری می تواند مؤثر باشد یعنی هر دو روش

دارای تأثیرکذاری خاص خود می باشد، اما وقتی ما آن ها را در کنار هم به مقایسه می

گذاریم متوجه می شویم که روش زنانه راهبری سازمان ها دارای امتیازات بیشتری

است.

دیدگاه زیست شناسی 

تفاوت میان دو جنس زن و مرد ریشه در دو عامل تغذیه و طبیعت دارد و فقط نمی توانیم

بگوییم که جامعه است که مردان و زنان را شکل می دهد بلکه عوامل زیست شناختی

نیز در این میان دارای اهمیت گسترده ای می باشند. محققین تفاوت های فیزیولوژیکی

متعددی را کشف نموده اند. در سیستم عصبی خانم ها و آقایان، به طور مثال مغز آقایان

حدود ده درصد بزرگ تر از مغز خانم هاست اما زنان دارای سلول های عصبی فعال

بیشتری در بخش های خاص مغز می باشند. زنان معمولا دارای بخش کورپوس

کولوسوم (corpus collusum) بزرگ تری هستند. (کورپوس کولوسوم به گروهی از سلول

های عصبی گفته می شود که ارتباط میان دو نیم کره مغز را یعنی نیم کره چپ و راست

شکل می دهد )، این باعث می شود که زنان در انتقال اطلاعات از یک نیم کره به نیم

کره دیگر سریع تر باشند. یعنی می توانند از نیم کره چپ مغز که بیشتر فعالیت های

محاسباتی و حرکتی را انجام می دهند به همان اندازه استفاده نمایند که از بخش

احساسی و بصری نیم کره راست استفاده می کنند اما آقایان معمولا تنها قادر به

استفاده از نیم کره چپ مغز خود می باشند. با رشد دختران و پسران، ما شاهد شکل

گیری شخصیت ایشان از طریق قواعد و قوانین اجتماعی و محیط اطراف می باشیم ولی

این نوع جنس (زن یا مرد بودن) انسان می باشد که رفتار و حساسیت وی را شکل می

دهد. کلام ما از آن جا آغاز می شود که ما در صدد مقایسه دو دیدگاه مدیریتی زنان و

مردان برمی آییم. دیدگاه مدیریتی مردان یا همان دیدگاه فرمان و کنترل و دیدگاه زنان یا

همان دیدگاه مدیریت مشارکتی و توافقی. دبرا بورل مدیر آموزشی مؤسسه مریخ –

ونوس در نیویورک می گوید: مدیران زن معمولا اشتیاق بیشتری به ساختن دارند تا به

بردن. زنان معمولا مایل به دست یابی و حصول توافق هستند و مایلند تا عقاید و نظریات

دیگران را نیز بشنوند و بالعکس آقایان فکر می کنند اگر از دیگران راهنمایی بخواهند آن

ها به عنوان یک رهبر ضعیف که از داشتن پاسخ های مناسب بی بهره است شناخته

می شوند.

رهبری زنان 

زنان در قدرت بخشیدن و تشویق کردن کارکنان و تیم ها بهتر از آقایان عمل می کنند.

رفتار زنان به نوعی است که صداقت بیشتری را در کار حکم فرما نموده و درعین حال

بیشتر از مردان در ارتباط با کارکنان می باشند.

رهبران زن در واکنش نشان دادن به درخواست های کمک بهتر و سریع تر عمل می

نمایند.

زنان معمولا دارای تحمل بیشتری از این دیدگاه می باشند که جامعه تشکیل شده از

افراد متفاوت است و زنان قدرت بیشتری از مردان در پذیرش این تفاوت ها دارند.

زنان در تشخیص مشکلات بسیار سریع تر و صحیح تر از آقایان عمل می نمایند.

زنان در مشخص کردن انتظارات شغلی و تهیه بازخوردهای باارزش و تشویق کننده

بسیار بهتر از آقایان می باشند.

مردان در مقایسه با زنان معمولا تصمیم گیرندگانی سریع می باشند. مدیران مرد معمولا

در ساختن ارتباطات گذرا و تشکیل تیم های موقت در جهت نیل به اهداف کوتاه مدت

موفق می باشند.

زنان در ارتباط، با مهارت ها 

زنان در ارتباط، با مهارت های بیشتری عمل می کنند

خیلی عجیب است نه؟ پس زنان به عنوان مثال در ارتباطات خود با افراد دیگر دارای

مهارت بیشتری می باشند. شما احتمالا فکر می کنید که این ها جزء مهارت های کم

اهمیت بوده و جزء عوامل اصلی رشد یک تجارت نمی باشد و یا ممکن است بگویید

چگونه این خصایص زنانه باعث می شوند که مدیریت به شیوه بهتری انجام شود؟ در

تجارت خانه های مقتصد امروزی که نهایت تمرکز بر افزایش بهره وری می باشد و کارکنان

دارای شغل های مختلفی بوده و دارای صداقت لازم در کار می باشند و تکنولوژی باعث

گردیده که حتی شرکت های کوچک در تلاش برای بازارهای جهانی باشند. این قدرت که

احساسی را در کارکنان به وجود آورید که خود را مسئول، باارزش، و جدا از جمع

احساس کنند، باعث یک برتری ویژه ای در سازمان شما می شود، و به قول جفری

کریستین در این مقوله بعضی شرکت ها موفق می شوند و برخی خیر و این مسأله

ناشی از نوع عمل کرد نیست بلکه ناشی از استعداد است و آن کس که بهترین تیم را

دارد برنده نهایی خواهد بود.

برخلاف آن چیز که باعث می شود برخی فکر کنند پول و سرمایه عامل اصلی می باشد،

در موفقیت شرکت ها باید بگوییم که وجود افراد با استعداد و نگهداری آنان در شغل

مربوطه، بسیار مهم تر می باشد و نگهداری افراد بااستعداد وابسته به نوع ارتباطی

است که مدیران با آن برقرار می کنند.و این چیزی است که به قول کریستین، زنان قادر به

انجامش به خوبی می باشند.به طور کلی زنان در انتخاب افراد آماده تر ظاهر می شوند

و قدردانی ایشان نسبت به کار باارزش افراد بیشتر و بهتر است و به قول تری لبین زنان

سؤال می کنند و مردان همیشه عادت به پاسخ گویی دارند و این تفاوت عمده زنان و

مردان در هدایت و راهبری تیم ها می باشد. با توجه به این که زنان در شناساندن

اهداف شرکت به کارکنان و قدردانی از زحمات ایشان قوی تر می باشند نتیجه می گیریم

که زنان معمولا می توانند بهتر از مردان باعث شوند که کارکنان احساس ارزش و

قدردانی نمایند و این یکی از راه های بسیار باارزش ارضای کارکنان با کم ترین هزینه می

باشد و باعث می شود که کارکنان با ثبات و صداقت بیشتری در کنار شرکت به انجام

وظیفه بپردازند. علاوه بر موارد مطرح شده درباره مهارت های زنان در رهبری، تحقیقات

اخیر نشان می دهد که زنان در مهارت های خاص مردان نیز دارای قدرت بیشتری می

باشند و این شاید به این علت باشد که تجربه چند سال اخیر مدیران زن باعث کسب

چنین مهارت هایی نیز در ایشان شده باشد.یک تحقیق تأثیرگذار در سال ۱۹۹۶ توسط

مایکل پراوت و جنت اروین نشان می دهد که برخلاف تحقیقات گذشته مبنی بر مهارت

زنان در ارتباطات کامل نبوده و باید مهارت های محاسباتی ایشان را نیز به آن اضافه کرد.

این تحقیقات هم چنین نشان می دهد که زنان دارای عمل کرد بهتری در دو نیم کره چپ

و راست مغز می باشند. زنان در رفتارهای فردی استاندارد نوع بشر در سنین

بین ۲۸ تا ۳۱ دارای ارزیابی ممتازتری می باشند و تنها فاکتوری که باعث بروز برخی

ضعف ها درزنان می باشد بعد خود – مدیریتی است. به طور مثال بدترین نوع رفتار

مشاهده شده در زنان در تسلط ایشان بر خستگی های جسمی و روحی می باشد. 

هنوز کارهای ناتمام زیادی مانده است 

ظاهرا هنوز تعداد زنان مدیر در ۵۰۰ شرکت برتر جهان بسیار پایین می باشد. به طوری

که از هر سه مدیر برتر تنها یک مدیر زن می باشد و به عقیده من این مشکل از آن جا

ناشی می شود که زنان دارای مجال کم تری برای عرضه مهارت های مدیریتی خود بوده

اند و هم اکنون با توجه به موفقیت های چشم گیر نیم قرن گذشته ایشان، بدون شک

این برتری در حال کامل شدن می باشد و در نیم قرن آینده احتمال این که از هر سه مدیر

موفق زن، تنها نسبت یک مدیر موفق مرد وجود داشته باشد بسیار بالاست.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



تمرکز فکر از نظر اسلام
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۱

مکتب اسلام از پیروان خویش می‌خواهد که به هنگام انجام هر کار ، فقط به آن کار

بیندیشند و به این ترتیب حداکثر بازده را ایجاد نمایند. این برداشت که با مفهوم حضور

قلب ، در آموزش‌های اسلامی مطرح شده است، لزوم حفظ آگاهی و تمرکز فکر دائمی را

گوشزد می‌نماید. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: من دوست می‌دارم که چون فرد

مومنی از شما به نماز ایستد، روی دل خویش را به سوی خدا دارد و آن را به کار دنیا

سرگرم نسازد.

بیشترین بازده با تمرکز روی تنها یک کار در یک زمان

مطابق تعالیم اسلامی ، لازم است انسان به هنگام عبادت فقط به عبادت ، به هنگام

درس فقط به درس و به هنگام لذت فقط به آن بیندیشد. در حال حاضر کاربرد روش آرام

سازی (Relaxation therapy) یکی از روش‌های معمول روان درمانی است که اساس آن

ایجاد تمرکز فکر در فرد است.

عدم توجه به این اصل می‌تواند به عنوان عامل اساسی و یا عارضه بعضی از اختلالات

روان پزشکی مشاهده شود.

مراحل تمرکز و حافظه

تمرکز فکر (concentration) به عنوان پیش نیاز مراحل مختلف حافظه مطرح می‌شود.

برای آنکه فراگیری (Registration) ، نگهداری (Retention) و یادآوری (Recall) انجام شوند،

لازم است فرد تمرکز داشته باشد. در صورتی که تمرکز فکر دچار اختلال باشد، مراحل

مختلف حافظه نیز دچار اختلال خواهند شد. نکته بسیار مهم این است که اغلب نسبت

به این واقعیت بی‌توجه هستند و بروز کاهش حافظه را بیشتر ناشی از عوامل عضوی

ارزیابی می‌کنند و اعلام می‌نمایند که دارم فکر خود را از دست می‌دهم.

کاهش تمرکز فکر

کاهش تمرکز فکر خود اغلب ناشی از بروز اضطراب است. پذیرش مسئولیت‌های بیش از

حد ، توقعات بی‌مورد و زیاد ، عدم برنامه‌ریزی صحیح ، عدم توجه به واقعیات زندگی و

اصول رشد و تغییرات زندگی که تحت عنوان حوادث فشارانگیز روانی

(stressful life events) مطرح می‌شوند، می‌توانند منجر به بروز حالت اضطرابی گردند و

کاهش تمرکز فکر ، خود یکی از علائم روانی این حالت می‌باشد که باعث کاهش حافظه

می‌گردد. برای شکستن و غلبه بر این حالت ، بهترین کار این است که درمانگر علت

اضطراب را کشف و آن را از بین ببرد و یا نسبت به تطابق با آن اقدام نماید.

افزایش تمرکز با ریلکسیشن

در مواردی که علت اضطراب را نتوان کشف نمود و یا نتوان آن را از بین برد و یا مراجعه

کننده نتواند با آن تطابق یابد، لازم است از طریق مبارزه با کاهش تمرکز فکر ، نسبت به

شکستن این حالت اقدام نمود. روش آرام سازی (Relaxation therapy) که در طیف

وسیعی هم اکنون مورد استفاده است، براساس تمرین برای افزایش تمرکز فکر شکل

گرفته است.

تمرکز فکر و برنامه‌ریزی زندگی سالم

این اصل می‌تواند در برنامه‌ریزی زندگی سالم کمک موثری بنماید. پیدایش و استمرار

دقت و تمرکز فکر در هر کار ، ریشه ابتکار ، ابداع و اختراع است و لازم است روش‌های

افزایش تمرکز در طیف وسیعی به همه مردم آموزش داده شود. نقش این اصل در تربیت ،

نیاز به بحث زیادی ندارد، زیرا اولین نیاز هر برنامه آموزشی و تربیتی ، تمرکز فکر است.

لزوم تمرکز فکر در مدیریت

لزوم بالابردن تمرکز فکر هم در مدیر و هم در افراد تحت پوشش ، کارایی این اصل را در

مدیریت نشان می‌دهد. یقینا تعداد زیادی از سوانح کار و جاده ناشی از کاهش تمرکز فکر

است که می‌تواند و باید مورد تحقیقات کافی قرار گیرد. بطور کلی تاکیدی که مکتب

اسلام بر روی هر کدام از اصول بهداشت روانی دارد، به عنوان تایید و دفاع از نظریات

متداول و مکاتب روان‌شناسی می‌تواند و باید مورد استفاده قرار گیرد و به عنوان مثال

تاکید روش آرام‌سازی را می‌توان از این اصل نتیجه گرفت.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



تکنیکهای آرام سازی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢۱

انسان در زندگی خویش با شرایط متعددی روبروست که آرامش روحی و روانی او را درهم

می‌ریزند. فرد نیاز به آرامش دارد در سایه آرامش عملکردهای روزانه او مفیدتر صورت

می‌گیرند، رسیدن به اهداف و برنامه ریزیها راحت‌تر امکان‌پذیر می‌شود و مهمتر این که

سلامت جهانی فرد نیز تضمین می‌گردد. افراد ناآرام با مشکلات عدیده‌ای در زمینه‌های

متعدد مواجه هستند که صدمات حاصل از این مشکلات با ایجاد دور باطل آرامش او را

مجددا بهم زده و مشکلات فزاینده‌ای را سبب می‌شوند اولین گام در زندگی سالم و

رضایت بخش رسیدن به آرامش و حفظ آن در شرایط استرس‌زاست.

به افکار و باورهای خود سروسامان دهید

افکار و باورهای انسان نقش مهمی در آرامش او دارند. و در واقع افکار و باورها قوی‌ترین

منابع ذهنی هستند که می‌توانند آرامش فرد را بهم بریزند. هر چند به نظر می‌رسد که

اغلب محرکات و شرایط محیطی مسبب از بین رفتن آرامش فرد هستند اما در واقع آن

چه به وقایع بیرونی رنگ می‌دهد و آنها را نیرومند و تاثیرگذار می‌سازد باورها و

برداشتهایی است که فرد نسبت به این وقایع دارد. واکنش افراد مختلف را در مقابل یک

واقعه بیرونی و محیطی در نظر بگیرید. مثلا صحنه‌ای را مجسم کنید که تصادف خفیفی

در یک خیابان نسبتا شلوغ بین دو خودرو اتفاق افتاده است.

واکنش رانندگان خودروها را تصور کنید، برخیها در این شرایط شدیدا پرخاشگر می‌شوند

در حالی که برخی دیگر با خوشرویی بیشتری برخورد می‌کنند. آنچه تفاوت رفتار انسانها

را در لحظه‌های مشخص و مشترک موجب می‌شود طرز فکری است که نسبت به آن

اتفاق دارند و این که از چه زاویه‌ای به آن مساله نگاه می‌کنند. بر این اساس افرادی که

افکار و باورهای منفی دارند زودتر و شدیدتر از افرادی که دارای باورهای مثبت و نگرشهای

مثبت‌تری هستند آرامش خود را از دست می‌دهند. چنین افرادی ممکن است اسپندوار

از جا بپرند و واکنشهای شدید از خود نشان دهند. این دسته از افکار هر چند ممکن

است در طول زندگی فرد ایجاد و رشد یافته باشند و حتی به دوران کودکی فرد مربوط

می‌باشند اما قابل تغییر هستند.

افکار مزاحم و منفی خود را شناسایی کنید، آنها را شکار کنید، از بین ببرید و افکار

مفیدتری را جایگزین آنها کنید. افکار مثبت به شما آرامش ، انرژی و قدرت می‌بخشد.

پس یادتان باشد اولین تکنیک: مبارزه با افکار منفی. برای این کار می‌توانید از یادداشت

کردن و پی‌گیری افکارتان استفاده کنید. زمانی که احساس می‌کنید آرامش‌تان به هم

ریخته است از خود بپرسید چه چیزی آرامش شما را بهم ریخته است؟ پشت این

مساله‌ای که برایتان ناراحت کننده است چه فکری و چه باور منفی پنهان شده است و به

این ترتیب افکار خود را پی‌گیری کنید و آنها را یاداشت کنید. سپس سعی کنید افکار

مثبت جایگزین برای هر یک از افکار منفی پیدا کنید و در مقابل آن یادداشت کنید. افکار

مثبت خود را همواره دم دست یا پیش روی خود داشته باشید.

تمرین آرام سازی یا ریلکسیشن

این تمرین ، تمرین بسیار مفیدی است که می‌تواند در فرد آرامش خوبی را بوجود بیاورد.

می‌توانید از این تمرین در حالتها و شرایطی که احساس ناآرامی می‌کنید استفاده کنید.

همچنین می‌توانید بطور روزانه این تمرین را حتی در شرایط عادی انجام دهید. این کار به

حفظ آرامش شما در تمام لحظات بعدی کمک می‌کند به عبارتی شما را در مقابل

ناآرامی واکسینه می‌شوید.

برای اجرای این تمرین در محیطی آرام قرار بگیرید. در وضعیت راحتی دراز بکشید

چشمهای خود را ببندید و سعی کنید عضلات خود را از نوک انگشتان پا تا سر سفت و

بعد شل کنید و سعی کنید قسمت به قسمت این کار را انجام دهید. و در حین سفت و

شل کردن عضلات آنها را در ذهن خود مجسم کنید. تمرین ساده‌ای است ولی کاربردهای

مفیدی دارد. روان‌درمانگران از این روش برای درمان برخی از اختلالات روانی و از جمله

اضطرابها استفاده می‌کنند.

تنفس خود را تنظیم کنید.

چشمهای خود را ببندید. یک دست خود را روی شکم قرار دهید و دست دیگر را روی

سینه ، طوری نفس بکشید که حرکت شکم شما بیشتر از حرکت سینه باشد. به

عبارتی دستی که روی شکم گذاشته‌اید بیشتر از دست روی سینه بالا می‌آید. بعد از

مدتی تمرین سعی کنید این کار را بدون گذاشتن دستها روی شکم و سینه انجام دهید.

به عبارتی با حرکت شکم تنفس کنید نه با حرکت سینه. تنفس نقش مهمی در حفظ

آرامش شما دارند. حتی در شرایط ناآرامی می‌توانید از روش فوت کردن داخل یک پاکت

نیز نتایج مفیدی بگیرید. به این ترتیب آرامش خود را سریع‌تر باز خواهید یافت.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



برنامه ریزی زندگی سالم
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

یکی از اصول اساسی بهداشت روانی و روان درمانی که می‌توان از مکتب اسلام

استنباط نمود، اصل لزوم برنامه‌ریزی بر اساس تفکر و تعقل می‌باشد. در معیارهای

اسلامی برای اراده ، اصالت قائل گردیده و دستور می‌دهند که هر کاری که فرد بخواهد

انجام دهد، حتی در کارهایی مانند خوردن و آشامیدن ، باید هدفی مشخص را دنبال

نماید. اصولا رفتار هر فرد ناشی از اراده اوست. برحسب آنکه فرد در مسیر دستیابی به

لذات دنیوی برنامه‌ریزی نماید یا برای امور اخروی ، خداوند نیز به صورت متناسبی وسایل

را برایش فراهم می‌آورد.

آیا خداوند کافران را نیز در برنامه‌ریزی برای امور خود ، یاری می‌دهد؟

انسان از سوی خداوند دارای اراده و اختیار است و در استفاده از امکانات موجود در جهان

آزاد است و هر روش را که بخواهد، می‌تواند ادامه دهد. خداوند براساس اصالت اراده

انسان با توجه به سمت‌گیری او در جهان ، پاداش و یا مجازات متناسب به او خواهد داد.

یعنی هر کس با توجه به نیت و قصد خود برای زندگی دنیوی خود برنامه‌ریزی کرده و

نتیجه آن را نیز خواهد دید.

چگونه برای زندگی خود برنامه‌ریزی کنیم؟

بنابر آموزش‌های این مذهب ، هر فرد موظف است تفکر و رفتار خود را در مسیر رشد قرار

دهد و هر کار را که می‌خواهد انجام دهد، باید پایان کار را ارزیابی کند، چنانچه در مسیر

رشد باشد، آن کار را شروع نماید و در صورتی که در مسیر رشد نباشد، از آن اجتناب

نماید. از اقدام به کاری که نفعی برای فرد و جامعه ندارد، نهی شده است. برنامه‌ریزی

براساس عقل و علم ، بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و ربودن گوی سبقت ، در

میدان زندگی ذکر شده است.

آموزش‌های اسلامی ، همواره بر این اصل تاکید می‌نمایند که یک فرد مسلمان باید هم

امور دنیوی و لذات بدنی و هم امور معنوی را در نظر داشته باشد. غرایز را از راه‌های

طبیعی و حلال و موافق با دستورات الهی ارضا نماید. طوری برای امور دنیوی برنامه‌ریزی

نماید که انگار بطور جاوید در دنیا زنده است و در امور معنوی طوری رفتار نماید که گویی

فردا خواهد مرد.

برنامه ریزی می‌کنم ولی موفق نمی‌شوم!!!

انسان باید برای تمام امور خود برنامه‌ریزی کرده و نتیجه کارها را به خدا واگذار نموده و به

او توکل کند. تا در صورت عدم امکان پیاده شدن نظرات و برنامه‌ها ، برای فرد احساس

ناراحت کننده‌ای به وجود نیاید. و در صورت عدم دستیابی به نتیجه مطلوب ، علاوه بر

آنکه باید ضمن بررسی علل شکست ، این تجربه را نیز به تجارب خود بیفزاید، امکان

غلبه تقدیرات الهی را بر تصمیم خود نیز در نظر داشته باشد. باید به این واقعیت توجه

داشت که هر قدر اهداف و برنامه‌ریزی‌های فردی و اجتماعی ، بیشتر در مسیر سنت‌های

الهی باشند، امکان موفقیت ، پیروزی و پایداری آنها بیشتر خواهد بود و به درجاتی که از

اصل توحید و سنت‌های الهی فاصله بگیرند، امکان ناکامی و شکست بیشتری را باید

پیش‌بینی نمود.

استفاده از این اصل در روان درمانی

به طرق مختلف و در مورد افراد مختلف می‌توان از این اصل در روان درمانی فردی و

گروهی استفاده کرد از جمله:

در مواردی که فرد با شکستی مواجه شده است می‌توان دلایل شکست او را در عدم

توجه به این اصل جستجو کرد و بوسیله آموزش و توجه دادن به آن مانع تکرار شکست

گردید. وقتی به فرد توصیه می‌شود که شکست او می‌تواند تجربه‌ای برای آینده باشد و با

توجه به نتایجی که از این شکست به دست آورده می‌تواند با قدرت بیشتری به زندگی

خود ادمه دهد، ضمن کاهش اضطراب و بدون آنکه این عمل جنبه خود فریبی داشته

باشد، می‌توان او را به آینده امیدوار کرد.

تکیه بر علم و عقل ، روشی است که با در نظر داشتن آنها می‌توان در مورد هر مشکل

روانی راه حل اختصاصی را ارائه داد و فرد را به حرکت در مسیر تکامل واداشت.

در مواردی که فرد روش معقولی را ادامه داده ولی ظاهرا با شکست مواجه شده است،

می‌توان با توجه به این اصل او را متقاعد ساخت که قصد خیر او موجب حرکت در مسیر

انجام وظیفه و تکامل بوده و شکست ظاهری به هیچ وجه مانع رشد و پذیرش اعمال او

در نزد خداوند نخواهد بود.

نتیجه بحث

برداشت مکتب اسلام این است که فطرت به تدریج شکوفا می‌شود و در نتیجه

مسئولیت هم باید به تدریج به او واگذار شود. هر برنامه و هر هدف بزرگ ، بدون توجه به

وضعیت فعلی مادی و معنوی ما و خیلی سریع نمی‌تواند ما را به نتیجه دلخواه برساند.

مطالعات انجام شده در مورد روش‌های عادت سازی (habituation) و یادگیری بطور عینی

به لزوم کاربرد تدریجی این روش‌ها در اصلاح رفتار و رسیدن به اهداف بزرگ تاکید دارد.

از نظر آسیب‌شناسی روانی می‌توان به این واقعیت رسید که تغییرات سریع و ناگهانی در

زندگی فرد ، بیشترین اثر بیماری‌زا را بر او دارند و شدیدترین تغییرات اگر با زمینه‌چینی

قبلی و به طور تدریجی پیاده شوند، آمادگی پذیرش آنها بسیار بالا می‌رود. در

برنامه‌ریزی زندگی سالم مخصوصا به هنگام تغییر وضعیت و حالات بحرانی و در تربیت و

مدیریت ، باید به این روش توجه ویژه داشت. چنان که خداوند نیز برای تغییر یک وضعیت

غیر قابل قبول (تحریم مشروبات الکلی) کاملا به صورت تدریجی و برنامه‌ریزی شده عمل

نمود.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



ایجاد تعادل و توزان در زندگی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

تعادل و توازن در زندگی به چه معناست؟

دنیای پر استرس دنیایی است که تعادل و توازن در آن معنای کمتری دارد. زمانیکه

فعالیتهای ما برخی پر رنگ ، برخی کم رنگ ، بدون رعایت هدفمندی انجام می‌گیرند،

آنچه را که روی ما قرار می‌گیرد، یک زندگی شلوغ و سرسام آوری خواهد بود که شاید

گاهی نتوانیم خود را در میان این همه شلوغ و پلوغی پیدا کنیم. تعادل و توازن به این

معناست که هر چیزی در زندگی سر جای خودش قرار گرفته باشد، به همان اندازِه خود

مورد توجه قرار گیرد نه کمتر و نه بیشتر. یک بعدی زندگی نکنیم، بطوری که جنبه‌های

متعددی از زندگی ما فردی یک جنبه مشخص شود.

زمانی که فردی بر حسب علاقه خود روابط اجتماعی‌اش را مورد توجه بیشتری قرار

می‌دهد و به عبارتی کل زندگی خود به تأمین نیازهای خود به روابط اجتماعی

می‌گذراند، حتما از جنبه‌های دیگر کم خواهد آورد. مثل زن خانه داری که از رسیدگی به

امور منزل باز می‌ماند یا مردی که با قرارهای متعدد با دوستان و آشنایان موفقیت شغلی

خود را به خطر می‌اندازد. تعادل و توازن داشتن یعنی استفاده از یک ترازوی فرضی برای

اینکه هر چیزی را به همان اندازه که در زندگی نیاز هست بسنجیم.

عوامل بازدارنده تعادل و توازن

نداشتن اهداف مشخص

افرادی که هدفمند نیستند، هنوز اهداف دقیقی برای خود مشخص نکرده‌اند اغلب از این

شاخه به آن شاخه می‌پرند. گاهی یک شاخه را محکم می‌چسبند و بعد از مدتی ترجیح

می‌دهند از آن شاخه جدا شوند و به شاخه دیگری بچسبند. به این ترتیب آنچه در

زندگی آنها صدمه جدی می‌بیند تعادل زندگی است و همین مسأله دشواری رسیدن به

یک هدفمندی دقیق را سبب می‌شود.

نداشتن اطلاعات کافی

افرادی که اطلاعات کافی در حوزه‌های مختلف زندگی ندارند اغلب دچار بی‌توازنی در

زندگی می‌شوند. به عنوان مثال افرادی که اطلاعات کافی در زمینه فرآیند یادگیری ندارند

و مثلا نمی‌دانند فقدان خواب کافی یادگیری را مختل خواهد ساخت، ممکن است

ساعات خواب خود را کمتر کرده (کمتر از حد معمول و لازم برای بدن) و ساعات یادگیری را

بالا ببرند.

نداشتن برنامه ریزی مناسب

وقتی فردی برنامه ریزی دقیق و منظمی برای امورات زندگی خود داشته باشد حتما با

بی‌توازنی روبرو خواهد شد. برنامه ریزی مناسب کمک خواهد کرد فرد بتواند فعالیتهای

خود را نظم ببخشد و تعادلی در انجام آنها ایجاد کند به نحوی که یکی را فدای دیگری

ننماید.

فقدان مسئولیت پذیری

افراد در قبال همه جنبه های زندگی خود مسئول هستند. مسئولیت پذیری فرد را به

برقراری نظم در زندگی هدایت می کند و موجب می شود زندگی متعادلی برای فرد مهیا

شود. فقدان مسئولیت پذیری به عنوان مثال در تربیت کودک موجب خواهد شد مادر به

راحتی زمان مورد نیاز برای تربیت کودک خود را صرف فعالیتهای دیگر بکند.

عوامل ایجاد کننده تعادل و توازن

وضعیت فعلی خود را بررسی کنید

برای این منظور نگاهی به زندگی امروزه دیروز خود بیاندازید. ببینید چه کارهایی انجام

داده‌اید، چه زمانهایی را صرف هر کدام از این فعالیتها کرده‌اید؟ آیا زمان صرف شده برای

هر فعالیت متناسب با نوع آن فعالیت بوده است؟ بدین ترتیب شما آگاهی بیشتری از

نقاط فاقد توازن در زندگی خود کسب خواهید کرد. این بینش و آگاهی به شما کمک

خواهد کرد نکات ضعف متعادل سازی زندگی خود را بهتر بشناسید و بدانید کدام

جنبه‌هایی از زندگی شما فدای دیگر جنبه‌ها شده است.

اهداف خود را مشخص کنید.

داشتن اهداف روشن و دقیق بسیار اهمیت دارد. اهداف خود را شناسایی کنید و ارزش و

امتیاز هر یک را مشخص کنید. به این ترتیب شما خواهید توانست آنها را الویت بندی

کنید. می‌توانید اهداف خود را دسته بندی کنید و معین کنید که هر کدام از علایق شما

به کدام دسته از اهداف مرتبط هستند. مثلا می‌توانید اهداف خود را به اهداف کوتاه مدت

، اهداف دراز مدت ، اهداف شخصی و اهداف اجتماعی تقسیم بندی کنید.

اهداف کوتاه مدت شامل اهداف زندگی روزمره شما می‌شود و همچنین اهدافی که در

مدت زمان کمتری می‌توانید به آنها برسید. مثل اهدافی که برای خود مشخص می‌کنید

مثل رفتن به دیدار یک دوست ، موفقیت در امتحانات نوبت اول مدرسه و ... . اهداف دراز

مدت شامل اهدافی هستند که با مقداری تأخیر قابل دسترس هستند. مثل هدف ورود

به دانشگاه برای دانش آموز دوره راهنمایی تحصیلی. اهداف شخصی به اهداف خود فرد

اطلاق می‌شود مثل برنامه‌هایی برای تفریح و بازی ، بهداشت شخصی و ... . اهداف

اجتماعی اهدافی هستند که در ارتباط با دیگران معنا پیدا می‌کنند مثل کارهایی که برای

دیگران انجام می‌دهیم مثل کمک به یک دوست در مطالعه دروس برای آمادگی امتحانات

پایان سال.

برنامه ریزی کنید.

همزمان با تنظیم اهداف برنامه ریزی برای رسیدن به آنها صورت می‌گیرد. بعد از آن

فهرستی از اهداف خود را مشخص کریدی و به آنها الویت مناسب دادید متناسب با

الویتی که به هر یک از آنها داده‌اید و ارزش و اهمیتی که برای شما دارند و زمانی که نیاز

دارند برنامه ریزی خود را شروع کنید. برای اهداف مهم و ضروری باید الویت بیشتری در

برنامه ریزی قائل شوید. ابتدا برای تک تک اهداف خود همه گامهای لازم را مشخص کنید.

سپس شروع کنید به عمل ساختن آنها.

علایق ، مسئولیتها و نیازمندیهای خود را بشناسید.

شناسائی زمینه‌های مورد علاقه ، مسئولیتهای فردی و نیازمندیها به فرد کمک می‌کند

تا بتواند میان آنها تعادل لازم را برقرار کند. روشن است هر فرد بزرگسالی علاوه بر علایق

، یک سری مسئولیتهایی را داراست که ناچار است انجام آنها را بر عهده بگیرد. در کنار

آنها یکسری نیازمندیهایی دارند که به ناچار در کار انجام مسئولیتها و رسیدن به علایق

باید به آنها نیز توجه کند.

برای این منظور تصور کنید یک فرد متأهل و بزرگسالی که به عنوان پدر خانواده مسئولیت

تأمین خانواده را به عهده دارد و علایق ورزشی دارد. یک فرد که به تعادل در زندگی

می‌اندیشد، تمام ساعات خود را با ورزش پر می‌کند که از تأمین زندگی خانواده و

مایحتاج آنها عقب بماند. چنین فردی با تعیین زمانی برای فعالیتهای ورزشی خود در کنار

مسئولیت تأمین خانواده به نیازمندیهای بدنی و روانی خود نیز توجه دارد. افرادی که تمام

اوقات خود را صرف علایق یا مسئولیتهای خود یا هر دو آنها می‌کنند، اما توجهی به

تأمین نیازهای جسمی و روحی خود ندارد مثلا برای رسیدن به آرامش فکری و روانی

برنامه نمی‌چینند یا تغذیه ندارند، چندان موفق نخواهند بود.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



احساس شادکامی و خوشبختی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در

انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که

کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی

با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت

ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی

مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ...

استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و

خواسته‌هایش تامین می‌کند.

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند. 

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر

کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط

سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون

معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر

چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید.

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل

مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت

کنید.

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار

استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و

بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و

ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند.

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و

خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز

را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین

کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و

استرس خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود.

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند

علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ،

زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.

هدفمند باشید 

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و

روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و

کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای

رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب

زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند.

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه

را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند.

به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید

ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین

کرده‌اید.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



خوشبینی و بدبینی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

خوش‌بینی و بدبینی از دیدگاه روانشناسان

روانشناسان بر این باورند که خوش بینی و بدبینی عاداتی هستند که ما در زمان

کودکی کسب می‌کنیم و در این میان والدین نقش الگو را ایفا می‌کنند. زمانی که لوله

آب ترکید و خانه جدید شما را آب گرفت، آیا پدرتان شروع به ناله و شکوه کرد که: آخر چرا

یک چنین خانه بی‌خودی نصیبم شده؟ یا قاطعانه گفت: در قرار داد ، تضمین شده که

همه چیز کامل و بی‌نقص است، بنابراین به سازنده خانه می‌گویم لوله کشی را انجام

دهد و خسارات را جبران کند؟ به گفته سیلگمن ، خوش‌بینی شیوه‌ای عادت‌گونه است

که توسط آن ، موانع موجود در زندگی را برای خود تعبیر و تفسیر می‌کنیم. در اینجا با

چگونگی عملکرد آن آشنا می‌شویم.

عملکرد فرد خوش‌بین و فرد بدبین

شخص بدبین معتقد است که اتفاقات ناخوشایند ، از عوامل و شرایطی همیشگی

منشا می‌گیرند. من در امتحان ریاضی قبول نشدم، چون در شمارش و حساب استعداد

ندارم. و از طرف دیگر اتفاقات خوب را ناشی از شرایط موقتی و تصادفی می‌دانند.

شوهرم دسته گلی برایم آورد، چون روز کاری خوبی داشت. در حالی که فرد خوش‌بین ،

علت شکست را به عوامل موقتی و گذرا نسبت می‌دهد. من در امتحان رد شدم چون

وقت توجه کافی نداشتم. و موقعیت‌ها و شرایط مطلوب را حمل بر وجود عواملی دائمی

می‌داند. او برایم گل آورد چون به خانواده‌اش علاقه دارد.

فرد بدبین اجازه می‌دهد که یاس و نامیدی به وجود آمده در یکی از امور زندگی ، به امور

دیگر دست بکشد. اگر بدبین باشد نه تنها به خاطر از دست دادن کارش احساس بدی

پیدا می‌کند، بلکه این نگرانی در وی ایجاد می‌شود که ازدواج وی دچار مشکل شده و

فرزندانش از کنترل او خارج شده‌اند. ولی فرد خوش‌بین اجاه نمی‌دهد که یک مانع یا

شکست به کل زندگی‌اش سرایت کند. او با خود می‌اندیشد: به هر حال من در حال

بیکار هستم، من و همسرم هنوز با یکدیگر صمیمی و نزدیکیم و به وجود بچه‌هایم نیز

افتخار می‌کنم.

در هنگام بروز مشکلات ، افراد بدبین خود را سرزنش می‌کنند. چنانچه راننده دیگری به

ماشین پارک شده شما بزند خود را ملامت می‌کنید که ماشین را در محل نامناسبی

پارک کرده‌اید. فرد خوش‌بین چنین مشکلی را تصادفی می‌انگارد و از آن به عنوان

تجربه‌ای بهره می‌برد. دفعه بعد ، ماشین را جایی پارک می‌کنم که ماشین‌های کمتری

اطرافش باشند.

آیا می‌خواهید فرد خوش‌بین‌تری باشید؟

سیلگمن به این نکته اشاره دارد: این فکر که هیچ از یک کارهای من اهمیتی ندارد، در

افراد بدبین مانع از تلاش آنها در جهت بهبود اوضاع می‌شود، بنابراین به محض برخورد با

یک مانع تسلیم می‌شوند. آیا فرد خوش بینی هستید؟ اگر نیستید، می توانید باشید.

خوشبختانه ما قادریم عاداتی را که یاد گرفته‌ایم، از یاد ببریم. تحقیقات اخیر نشان

می‌دهد که خوش‌بینی یک مهارت است و هر فردی قادر به فراگیری آن می‌باشد.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



7راه ارتقای کیفیت زندگی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

۱-یاد بگیرید که چطور فراموش کنید. خیلی وقت‌ها از چیزهایی در زندگی ناراحت

می‌شویم که یا خیلی جزئی هستند و یا خارج از حیطه کنترل ما قرار دارند و هرچقدر هم

که نگران آن باشیم دردی را دوا نمی‌کند. چند بار شده که مدت زیادی را از چیزی ناراحت

باشید و بعد بفهمید که آخر سر بدون اینکه کاری از دست شما برآمده باشد، مشکل

خودش حل شده است.

۲- مولفه ‌های خوشبختی را بشناسید. شده تابحال که بدون هیچ دلیل اعصابتان خرد

باشد و با غرغرهایتان اعصاب بقیه را هم خرد کنید و یک وقت دیگر بدون هیچ دلیل

احساس کنید که دوست دارید همه را بغل کنید و ببوسید؟ اولین مورد واکنش شما به

استرس و دومی واکنشتان به موقعیت‌های خوب و مطلوب است. وقتی استرس ایجاد

می‌شود، روز اول اصلاً متوجه آن نمی‌شوید، بعد یک محرک خیلی کوچک آن را مثل

آتشفشانی فعال می‌کند. این حس توازن و آرامش درونی را برهم زده و درنتیجه حس

خوشبختی را از ما می‌گیرد. دفعه بعدی که احساس کردید می‌خواهید از کوره دربروید،

مکث کنید، چند نفس عمیق بکشید و ببینید که چقدر حالتان بهتر می‌شود.

۳- تمرکز حواس را تمرین کنید. به جای اینکه نگران گذشته که هیچ کنترلی روی آن

ندارید، و آینده که هنوز وجود ندارد باشید، بهتر است که روی امروزتان تمرکز کنید—اینکه

چه هستید و کجا هستید. در خیابان به آدم‌ ها لبخند بزنید و زیبایی اطرافتان را تحسین

کنید. این توجه شما را از مشکلی که دارید برداشته و روحیه‌ تان را بهتر می‌کند.

۴- یک کار جدید یاد بگیرید. به کارها و سرگرمی‌هایی که همیشه دوست داشتید انجام

دهید اما هیچ ‌وقت زمان یا موقعیت انجام آن را پیدا نکردید فکر کنید. فعالیتی را انتخاب

کنید که واقعاً به هیجانتان می‌آورد و انگیزه‌ هایتان را بالا می‌برد. پیاده‌ روی‌های طولانی،

مدیتیشن و نوشتن افکار و احساساتتان در یک دفتر خاطرات به زندگیتان آرامش

می‌دهد. این کارها به شما کمک می‌کند نیمه پُر لیوان را ببینید، به شما انرژی می‌دهد

وکمکتان می‌کند کیفیت زندگیتان را بالا ببرید.

۵- افراد دور و برتان را بشناسید. دور و برتان را با آدم‌های جالب پر کنید زیرا اطرافیانتان

نشان دهنده شخصیت شما هستند. وقتی با کسانیکه همیشه منفی‌باف هستند

نشست و برخاست کنید، بدون اینکه بدانید شما هم همانطور می‌شوید. اما وقتی با

افرادیکه سعی می‌کنند هر روز دنیا را تغییر دهند و به دیگران کمک کنند ارتباط داشته

باشید، خواهید دید که شما هم به تغییر دنیا و کمک به دیگران علاقه‌ مند می‌شوید.

کیفیت دوستان و خانواده شما کیفیت زندگی شما را تعیین می‌کند.

۶- بخندید، بخندید، باز هم بخندید. خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. خنده سطح

اندورفین و سایر هورمون‌های تقویت‌کننده شادی را در بدن بالا می‌برد. برنامه‌های مفرح

و خنده‌دار زیادی در تلویزیون پخش می‌شود که شما را به خنده می‌ اندازد. آدم‌های شوخ

و بذله‌گوی زیادی هم حتماً در اطرافتان می‌شناسید که ارتباط به آنها فرصت خندیدن را در

اختیارتان قرار می‌دهد.

۷- در هر زمان فقط روی یک چیز تمرکز کنید. انجام چند کار در یک زمان سطح

هورمون‌های استرس‌زا در بدن را بالا می‌برد. دلیل آن این است که با انجام همزمان چند

کار خودتان را تحت فشار قرار می‌دهید که همه آن فعالیت‌ها را به خوبی و درستی انجام

دهید اما نتیجه کار این خواهد بود که کارها بیشتر از حد معمول طول می‌کشند و با

استاندارد بالایی هم انجام نمی‌شوند. با تمرکز روی بیشتر یک کار در یک زمان،

نمی‌توانید ارتباط خوبی با همه آن کارها برقرار کرده و تمرکز حواستان را هم از دست

می‌دهید.

منبع : مردمان

نظرات ()



زیگموند فروید
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

زیگمون فروید که نام کامل او زیگیسمونت شلومو فرویت ‏ (زاده: ۶ مه ۱۸۵۶ -

درگذشته:۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹) عصب‌شناس اتریشی و پایه‌گذار رشته روان‌کاوی است.

زندگی

او زادهٔ شهر پریبور در جمهوری چک کنونی و امپراتوری اتریش پیشین است. خانواده وی

از یهودیان اشکنازی بودند. پدرش پارچه‌فروش بود که سه سال بعد از تولد زیگموند به

دلیل مشکلات مالی همراه با خانواده خود به لایپزیک رفت و پس از مدتی به وین

مهاجرت کرد.

فروید به یکی از بهترین دبیرستان‌های وین رفت و آن‌جا را با درجه ممتاز به پایان رساند.

نخست می‌خواست حقوق بخوانداما بعد در سال ۱۸۷۳ به دانشکده پزشکی دانشگاه

وین رفت و در سال ۱۸۷۵ برای بورس تحصیلی در رشته جانورشناسی به تریست ایتالیا

رفت. در ۱۸۸۲ مدرک پزشکی خود را گرفت و در همان زمان با مارتا برنز ازدواج کرد و در

بیمارستان عمومی وین مشغول به کار شد. در ۱۸۸۵ برای تحقیقات عصب‌شناسی وارد

پاریس شد و در بیمارستان سال‌پتریه با ژان مارتن شارکو که بزرگ‌ترین روان‌پزشک زمان

به شمار می‌رفت آشنا شد. شارکو بر کاربرد هیپنوتیزم در درمان هیستری کار می‌کرد.

سپس به وین بازگشت و مطبی باز کرد و به درمان بیماران روانی با استفاده از

هیپنوتیزم پرداخت. در ۱۸۹۶ پس از تحقیقاتی چند با ژوزف برویر به بررسی و تحقیق و

درمان بیماران به روشی که خود روان‌کاوی می‌نامید پرداخت. فروید بعدها تصمیم گرفت

به جای هیپنوتیزم، تداعی آزاد و تحلیل رویاها را برای تشخیص و درمان بیماران روانی به

کار گیرد. او بیماران را ترغیب می‌کرد که در باره بیماری خود و خاطرات زندگی خود سخن

گویند. بسیاری از آنان با سخن گفتن و یادآوری خاطرات تلخ گذشته، به ویژه دوران

کودکی، بهتر می‌شدند. یکی از بیماران او نام «سخن‌درمانی» را بر این شیوه گذاشت.

در ۱۹۰۱ انجمن بین‌المللی روان‌کاوی و در ۱۹۰۲ جامعه روانشناسی چهارشنبه را که هر

چهارشنبه در خانه او جلسه از برگزار می‌شد تاسیس کرد. در ۱۹۰۹ همراه با کارل یونگ

و ساندور فرنزی به دعوت دانشگاه کلارک ماساچوست به آمریکا رفت.

در ۱۹۲۳ برای برداشتن غده سرطانی در سق دهانش مجبور به عمل جراحی می‌شود

که طی آن بخش عمده‌ای از سمت راست سق دهانش برداشته می‌شود. وقتی که

دانشگاه عبری اورشلیم در ۱۹۲۵ برپا شد نام وی به همراه آلبرت انیشتین، مارتین بوبر و

حاییم وایزمن در میان اعضای اولین هیئت مدیره آن دانشگاه بود.

با الحاق اتریش به آلمان در ۱۹۳۸ و بالا گرفتن یهودی‌ستیزی در وین، فروید تصمیم به

مهاجرت گرفت و با کمک ویلیام بالیت دیپلمات آمریکایی و پرنسس بناپارت روانکاو

فرانسوی در ۱۹۳۸ وین را همراه با خانواده‌اش به قصد پاریس ترک می‌کند و پس از مدتی

از آنجا به لندن می‌رود و در همپستد سکنی می‌گزیند.

در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹ پس از دو روز اغما که حاصل تزریق مرفین بود در ساعت سه نیمه

شب می‌میرد. تزریق مورفین بنابر قراردادی بین فروید و پزشکش بوده‌است که هرگاه درد

بر او غلبه کرد پزشک با تزریق مورفین جان او را بگیرد.

اندیشه‌های فروید

 بنای یادبود زیگموند فروید در همپ استد در جنوب لندن. زیگموند و آنا فروید در این مکان

زندگی می‌کردند. این مکان در حال حاضر موزه زندگی و کارهای فروید می‌باشد.

به نظر او بسیاری از رفتارهای انسان تحت تأثیر انگیزه‌های ضمیر ناخودآگاه است. افکار و

خاطرات بخصوص ضمیر ناخودآگاه، بویژه از نوع جنسی و پرخاشگرانه، ریشهٔ اختلالات

روانی هستند، و اینگونه اختلالات روانی می‌توانند با تبدیل اندیشه‌ها و خاطرات

ناخودآگاه به آگاهی از طریق معالجات روانکاوانه، درمان شوند.

متاسفانه نظریات فروید در میان عامه به شدت مورد سوء تعبیر و حتی تحریف قرار

گرفته‌اند. برای مثال عموما به اشتباه تصور می‌شود وی طرفدار بی بند و باری جنسی

بوده‌است.از نظر فروید آسیبهای روانی انسان، در ۵ سال نخست زندگی ریشه دارند؛

خصوصا نحوه ارضای تمایلات جنسی کودک؛ و حوادث بزرگسالی نقش چندانی در

شکل گیری شخصیت ندارند. به علاوه افراط در ارضا به اندازه محرومیت مضر است.

آثار

تعبیر خواب (۱۹۰۰)

توتم وتابو (۱۹۱۳)

روان‌شناسی گروه و تحلیل من (۱۹۲۱)

تمدن و گله‌مندان از آن (۱۹۳۰) تحت عنوان «فرهنگ و ناخوشایندیهای آن» توسط امید

مهرگان از آلمانی به فارسی برگردانده شده‌است.

بررسی رفتارهای جنسی

آسیب‌شناسی زندگی روزمره

موسی و یکتا پرستی

آینده یک پندار پوچ

منبع : ویکی پدیا

نظرات ()



عقب ماندگی ذهنی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

عقب ماندگی ذهنی (به انگلیسی: mental Retardation)عقب ماندگی ذهنی اختلالی

است که با عملکرد هوشی زیر حد طبیعی و اختلال در مهارتهای انطباقی مشخص می

گردد. عقب ماندگی ذهنی از لحاظ آماری به این صورت تعریف می‌شود عملکرد شناختی

که بر اساس آزمون استاندارد هوش، معادل دو انحراف معیار زیر میانگین جمعیت عمومی

باشد سن شروع عقب ماندگی ذهنی زیر ۱۸ سال است و منظور از مهارتهای انطباقی

انجام کارهای است که در هر سن خاص به طور معمول از فرد انتظار می رود . با اقدامات

آموزشی و اجتمائی می توان یک زندگی طبیعی در خارج از بیمارستان را برای این افراد

فراهم کرد که شامل مدارس ویژه، انجام کار های خانه داری و صنایع دستی و حمایت از

این افراد و خانواده آنان می باشد.

سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی

1- عوامل قبل از تولد : بیشتر شامل تأثیرات ژنتیک و تغییرات کروموز می شود . ضمن

این که عفونت های رحمی و ابتلای به بیماری سرخچه و توکسوپلاسموز ( بیماری

خطرناکی که از طریق گربه منتقل می شود ) نیز در بروز عارضه نقش دارند . آنچه مسلم

است بیشترین علل عقب ماندگی ذهنی همین عوامل قبل از تولد است که از نظر

پیشگیری نیز اهمیت دارند، به ویژه عوامل کروموزومی مانند سندرم داون و عوامل

عفونی مثل سرخچه و توکسوپلاسموز مادرزادی . در این بین عوامل حین تولد مثل

زایمان مشکل و خونریزی جمجمه و اشکالات تنفسی حین زایمان و ..... نیز مؤثر می

باشند .

۲- عوامل پس از تولد : شامل ضربات شدید به جمجه کودک ( یرقان ) سیانوز ( سیاه

شدن )، عفونتهای دوران نوزادی به همراه تب و تشنج، کم کاری تیروئید و .... است که با

مواظبت از کودک بخصوص قبل از سن چهارسالگی می توان از بروز عقب ماندگی ذهنی

تا حدی جلوگیری نمود.

3- عوامل محیطی اجتماعی : تأثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و

شامل فقر، تغذیه، ناپایداری خانواده، وضعیت اقتصادی – اجتماعی بد و محرومیت های

فرهنگی و استرسهای مکرر و فوق تحمل در محیط زندگی کودک است.

مشکلات جنسی

شایعترین آن استمناء در معرض عموم است. برخی مثل بچه ها در مورد بدن سایرین

کنجکاو هستند که ممکن است از آن تعبیر جنسی شود. بسیاری از عوامل عقب

ماندگی ذهنی ارثی نیست و آن دسته که ارثی است باعث ناباروری نیز می شود. بنا بر

این نگرانی اصلی از مقاربت این افراد تولد کودکان عقب مانده نیست بلکه توانائی آنان

به عنوان یک پدر یا مادر برای نگهداری یک کودک طبیعی است. استفاده از روش های

جلوگیری مفید است.

بیماریهای جسمی

شایعترین حالت در موارد شدید و بسیار شدید عقب ماندگی ذهنی دیده میشود که

اکثرا ناتوانائی های حسی یا حرکتی و یا صرع دارند. فقط یک سوم این افراد تحرک دارند

و یک چهارم به دیگران وابسته هستند. مشکلات شنوائی و بینائی مانع دیگری برای

توانائی شناختی است. ناتوانی های حرکتی که شایع نیز می باشد عبارتند از:

اسپاستیسیتی-اتاکسی-آتتوز

اثر عقب ماندگی ذهنی بر خانواده

به محض تشخیص عقب ماندگی ذهنی در نوزاد والدین پریشان می شوند. برخی کودک

را نمیپذیرند. گرچه این طرد کردن مدت طولانی دوام ندارد معمولا تشخیص پس از سال

اول گذاشته می شود. والدین مجبورند امید ها و انتظارات خود را تغییر دهند که گاهی

باعث افسردگی طولانی والدین همراه با احساس گناه و شرم و خشم می شود. تعداد

کمی کودک را نمیپذیرند. در حالی که بقیه در مورد مشخصات سایر فرزندان شدیدا

احساس می شوند. سرانجام اکثر والدین تطابق پیدا میکنند. این والدین نیازمند حمایت

طولانی مدت هستند.

مشکلات هیجانی و رفتاری

واکنش ها به وقایع استرس زا

واکنش آنان مشابه افراد عادی است. با این حال آنان پریشانی را بیشتر در رفتار خود

نشان می دهند تا در کلمات. تحریک پذیری، آژیتاسیون ترس یا رفتار های دراماتیک

ممکن است نشانه یک اختلال حاد استرس باشد. همیشه باید این نکته را در نظر

داشت که گاهی این واکنش به یک بیماری جسمی تشخیص داده نشده است.

مشکلات رفتار

این مشکلات، نسبت به کودکان عادی در سنین بالاتری رخ داده و بیشتر طول میکشند

گرچه طی زمان بهبود می یابند.بسیاری از عقب ماندگان ذهنی، پرفعالیت و حواس پرت

تکانشی (impulsive) هستند. مشکلات جدی تر عبارتند از خود آزاری و رفتار های

اوتیسمی( مثل فعایتهای تکراری بی هدف و استرئو تایپی خم شدن به عقب جلو

کوبیدن سر به دیوار). این مشکلات جدی در عقب ماندگان ذهنی شدید شایعتر است

( ۴۰% کودکان و ۲۰% بزرگسالان). در تعداد کمی از بیماران رفتار های تهاجمی به حدی

شدید است که احتمال آسیب به خود بیمار و مراقبت وی وجود دارد که به آن رفتار های

چالشی برانگیز (challenging) میگویند.

تظاهرات بالینی

نمای کلی عبارت است از کاهش کارائی در همه انواع کار های هوشمندانه مثل

یادگیری، حافظه کوتاه مدت، استفاده از مفاهیم و حل مشکل. گاهی یک عملکرد بیشتر

از بقیه مختل میشود مثل زبان

انواع

عقب ماندگی ذهنی بر اساس میزان بهره هوشی، از خفیف تا بسیار شدید (عمیق)

وجود دارد. جدول زیر تقسیم‌بندی‌های مربوط به عقب ماندگی ذهنی را با توجه به نوع و

مهارت مورد نظر نشان می‌دهد:

آموزش‌پذیر     خفیف   ۵۰ تا ۷۰

تربیت‌پذیر بالا  متوسط ۳۵ تا ۵۰

تربیت‌پذیر پایین         شدید    ۲۵ تا ۳۵

کمتر از ۲۵     عمیق   ایزوله، نیازمند نگهداری در مؤسسه

در حالی که بهره هوش طبیعی در محدوده ۹۰ تا ۱۱۰ قرار می‌گیرد، به فاصله بین ۷۱

تا ۸۴ هوش مرزی اطلاق می‌شود که این افراد عقب مانده ذهنی نیستند اما از نظر

پیشرفت تحصیلی موفقیت چندانی ندارند. خوشبختانه کمترین تعداد این بیماران را عقب

مانده ذهنی نوع شدید و بسیار شدید که عمدتاً نیازمند نگهداری و پرستاری دائم در

مؤسسات مربوطه می‌باشند، تشکیل می‌دهند. شیوع این اختلال در حدود ۱ درصد

جمعیت می‌باشد که در جنس مذکر حدود ۱/۵ برابر جنس مؤنث است.

کودکان استثنایی

همواره یکی از دلایلی که ما نمی توانیم اطلاعات کاملاً‌ مربوط و جامعی در مورد کودکان

و دانش آموزان استثنایی بدست بیاوریم اینست که معمولاً وقتی با کودک استثنایی

مواجه می شویم ذهن ما بخاطر انباشته شدن، از غیر عادی بودن ذهنی یا جسمی

کودک پیشداوری می کند و غالباً ویژگیهای خاصی که کودکان استثنایی دارند

( نابینایی – ناشنوایی – عقب ماندگی و ) مشخصه اصلی آنها می شود . متاسفانه

اکثر والدین از داشتن چنین فرزندانی احساس شرمندگی می کنند ودر قالب موارد سعی

در مخفی کردن کودکشان در انظار عمومی دارند .

تعریف کودک استثنایی

کودک استثنایی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفات یک

انسان و بعد کودکی است با خصوصیات و تفاوتهای استثنایی نسبت به سایر کودکان . و

همین ویژگیها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان را با آن سازگار کنند .

در واقع بین تمام خصوصیات روانی و جسمانی و تمام استعدادهای مختلف هر فرد

تفاوتهای مشهودی موجود است پس می توان گفت که هر فرد نسبت به افراد دیگر

استثنایی است و کلمه استثنایی بطور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط

به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود . بنابراین آنچه که ما اصطلاحاً « کودک

استثنایی » می گوئیم بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و

اجتماعی بمیزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد و نمی

تواند بنحو مطلوب حداکثر استفاده از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببرد . در اینگونه

کودکان واکنشها، ویژگیهای خاص دارد بدلیل اینکه کودک رشد فکری کامل ندارد و بدلیل

اینکه نمی تواند بر رفتارهای خود کنترل داشته باشد و یا اگر عمل خلافی از او سر زد

احساس گناه و تقصیر کند، چون از نظر شخصیتی نارس و نابالغ است، ناگزیر نیازمند به

توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای است . عنوان کودکان استثنایی در مکاتب

امریکا و انگلستان فرق می کند . در امریکا به تمام کودکانی که بنحوی با کودکان طبیعی

و همسن خود از نظر فکری، جسمی، عاطفی . عقلانی، رفتاری و … فرق داشته باشد

استثنایی گفته می شود و مسلماً با قبول این تعریف یک کودک نابغه، نابینا، ناشنوا و

عقب مانده ذهنی همه استثنایی هستند .

پیشگیری

پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجادکننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص

عوامل قبل از تولد، اهمیت ویژه ای دارند. آموزش خانواده، ممانعت از ازدواجهای فامیلی،

جلوگیری از حاملگی بعد از سنین ۳۵ سالگی، رعایت بهداشت حاملگی ( پرهیز از

اشعه، دارو، ضربه به شکم، تغذیه مناسب مادر، جلوگیری و کنترل نمودن عفونت های

مادرزادی و .... ) در پیشگیری اولیه بسیار مؤثر هستند. محافظت کودک پس از تولد

بخصوص در دوره نوزادی و مداخله ی درمانی به موقع در موارد بیماری، مثل کم کاری

تیروئیدی ( هیپوتیروئیدی ) نیز در جلوگیری از بروز عقب ماندگی ذهنی اهمیت دارد

پیشگیری ثانویه

عقب ماندگی ذهنی درمان ندارد و بهترین راه کنترل آن جلوگیری از بروز آن است . به نظر

نمی رسد داروهای خاصی نیز در کنترل پیشرفت اختلال مؤثر باشد. مهمترین روش

درمانی افراد عقب مانده ذهنی افزایش میزان سازگازی آنها، محیط زندگی و تنظیم

توقعات محیطی و سطح کارآیی این افراد در خانواده و جامعه است.

پیشگیری ثالث

انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردی در جهت محدود کردن تأثیرات عقب ماندگی ذهنی

ضرورت دارد . استفاده از روشهای توصیه شده توسط افراد متخصص در تقویت و حفظ

کارآیی عملی این افراد می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و سازگاری مناسب تر با

استرسهای معمول زندگی افراد عقب مانده ذهنی گردد. آموزش کودک و خانواده، آموزش

مهارت های کلامی، محیطی، ارتباطی، اجتماعی، همچنین آموزش های ویژه و

فیزیوتراپی و آموزش های مهارت های جسمی همگی می توانند در سازگاری و رشد

بهتر این افراد و توانبخشی آنان کمک مؤثری باشند.

منبع : ویکی پدیا

نظرات ()



علوم اعصاب
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

دانش سامانه ی عصبی یا دانش عصب شناختی یا نوروساینس به انگلیسی

(Neuroscience) دانش مطالعه سامانه عصبی می باشد. به طور سنتی دانش سامانه

ی عصبی یکی از شاخه های زیست شناسی می باشد. به هر رو این دانش اکنون یک

دانش میان رشته ای است و در واقع با دیگر رشته های دانش مانند شیمی، رایانه،

مهندسی، زبان شناسی، ریاضی؛ پزشکی، روان شناسی، فیزیک و فلسفه همکاری

دارد.

با توجه به تعاریفی که از این رشته موجود است به نظر می آید بهترین نام برای این

رشته از دانش، دانش سامانه ی عصبی باشد. زیرا نام این رشته بسیار به

عصب‌شناسی یا نورولوژی نزدیک بوده و شاید مایه سردرگمی گردد.

پرسش هایی مانند، مغز چیست؟ چرا مردم احساسات دارند؟ علت های ریشه ای

اختلال های روانی و عصبی چیست؟ در این میدان دانش پاسخ داده می شوند.

دانش سامانه ی عصبی کوششی براى شناخت و درک دستگاه عصبى، شامل مغز،

نخاع و سلول های حسی یا نرون ها در سراسر بدن است. این دانش، میدان کمابیش

نوینی است که به رشد، ساختار، شیمى، عملکرد و آسیب شناسى دستگاه عصبى

مى پردازد. پژوهش ها در زمینه کارکرد عصبى، پیشینه بلندی نداشته و آغاز آن به سال

های پایانی سده ١٨ میلادى برمى گردد.

در آن زمان فریتسچ و هیتزیک گزارش کردند که تحریک الکتریکى نواحى خاصى از قشر

مغز حیوانات باعث حرکت مى گردد. بروکا و ورنیکه نیز پزشکانى بودند که در مطالعات

مجزاى خود از طریق کالبد شکافى نشان دادند که آسیب به نواحى خاصى از مغز، با

نقایص وآسیب هاى زبانى همراه است. در همان زمان هوجلینگز جکسون اظهار داشت

که در کارکردهاى پیچیده اى نظیر درک، زبان و کارهاى اجرایى، نواحى مختلفى از مغز

درگیر است (لاندى-اکمن، ٢٠٠٢)

منبع: ویکی پدیا

نظرات ()



کار کمتر نتیجه بهتر
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

دو نفر با مهارت یکسان در یک شرکت کار می‌کنند. در مقایسه این دو نفر با هم

می‌توانیم بگوییم هر دو آنها هر روز صبح ساعت 9 وارد شرکت می‌شوند و ساعت 7

بعدازظهر شرکت را ترک می‌کنند.

بیل، کارمندی است که بدون وقفه کار می‌کند. همه کارها را روی میزش جمع کرده و

تمام روز از این جلسه به آن جلسه در رفت و آمد است. او حتی ناهار را هم پشت

میزش می‌خورد. راستی به نظرتان آشنا نمی‌آید؟

در مقابل، نیک تقریبا 90 دقیقه پیوسته با انرژی کار می‌کند و بعد 15 دقیقه استراحت

می‌کند و دوباره کار را از سر می‌گیرد. در ساعت 12:15 به مدت 45 دقیقه برای ناهار از

شرکت خارج می‌شود یا در یک سالن ورزش در همان نزدیکی تمرین می‌کند. حدود

ساعت 3 پشت میزش چشم‌هایش را می‌بندد و استراحت می‌کند. گاهی اوقات، این

استراحت تبدیل به یک خواب نیمروزی 15 تا 20 دقیقه‌ای می‌شود. بالاخره، او بین

ساعت 4:30 تا 5 به مدت 15 دقیقه برای پیاده روی بیرون می‌رود.

بیل، 10 ساعت در روز را به کار اختصاص می‌دهد. او کار را تقریبا با 80 درصد ظرفیت خود

شروع می‌کند و مثل همیشه کار خود را طی روز انجام می‌دهد.

ساعت 1 بعد از ظهر، بیل کمی‌احساس خستگی می‌کند. اکنون ظرفیت او به حدود 60

درصد کاهش یافته و انرژی‌اش تا حدی تحلیل رفته است. بین ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر

متوسط ظرفیت او تقریبا 40 درصد است.

این ویژگی را قانون بازده نزولی می‌گویند. متوسط ظرفیت بیل طی 10 ساعت 60 درصد

است که این یعنی او به طور موثر 6 ساعت کار مفید انجام می‌دهد.

نیک نیز به همین ترتیب، 10 ساعت کار می‌کند. او می‌تواند در ابتدای کار، حدود 90

درصد از ظرفیت خود را به کار گیرد؛ چون می‌داند قبل از آنکه خسته شود، استراحت

خواهد کرد. با ادامه روز، کارش کمی‌کند می‌شود. اما بعد از نهار و پیاده‌روی نیمروزی و

استراحت بعدازظهر، هنوز برای سه ساعت آخر روز 70 درصد از ظرفیتش باقی مانده

است. نیک، حدود دو ساعت طی 10 ساعت کارش استراحت می‌کند، بنابراین فقط 8

ساعت کار می‌کند. او طی این زمان از حدود 80 درصد ظرفیتش استفاده می‌کند.

بنابراین، کمتر از 5/6 ساعت کار مفید انجام می‌دهد که نیم ساعت از بیل بیشتر است.

نیک، متمرکزتر و آماده تر از بیل است. ضمنا، اشتباهات کمتری مرتکب می‌شود و وقتی

شب به خانه بر می‌گردد، انرژی بیشتری برای خانواده برایش باقی مانده است.

تنها تعداد ساعت‌هایی که پشت میز نشسته‌ایم برای اندازه‌گیری ارزشی که ایجاد

می‌کنیم کافی نیست. بلکه عامل تعیین کننده، انرژی است که در ساعت‌های کار صرف

می‌کنیم. طبیعت انسان این گونه است که بین دریافت و مصرف انرژی خود، تعادل ایجاد

می‌کند. نگه داشتن ذخیره ثابتی از انرژی (فیزیکی، ذهنی، حسی و حتی معنوی)

مستلزم احیای متناوب آن است. اگر به روش نیک کار کنید، کارهای بیشتری انجام

می‌دهید، زمان کمتری صرف می‌کنید، کیفیت بهتری ارائه می‌دهید و آستانه تحمل‌تان

بیشتر خواهد بود.

سعی کنید محیط کاری را طوری تنظیم کنید که رابطه متعادلی بین کار زیاد و تجدید قوای

واقعی برای کارمندان وجود داشته باشد. در این صورت، بهره‌وری، توام با انگیزه و رضایت

شغلی کارمندان افزایش خواهد یافت.

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد استراحت و تجدید قوا باعث افزایش کارآیی

می‌شود.

در اینجا، به تحقیقی اشاره می‌کنیم که توسط ناسا با همکاری سازمان هواپیمایی

فدرال از خلبانان در پروازهای خطوط حمل و نقل انجام شده است. به یک گروه از خلبانان

اجازه داده شد که 40 دقیقه بین پرواز وقت خواب داشته باشند که عملا 26 دقیقه خواب

واقعی داشتند. بعد از خواب، زمان متوسط هوشیاری آنها 26 درصد رشد کرد.

ازخلبان‌هایی که نخوابیده بودند نیز در میانه پرواز تست مشابهی گرفته شد که مشخص

شد زمان متوسط هوشیاری آنها 34 درصد افت داشته است. آنها همچنین 22 بار

طی 30 دقیقه آخر پرواز چرت زده بودند که هر کدام بین 2 تا 10 ثانیه طول کشیده بود. در

حالی که چنین وضعیتی برای خلبان‌هایی که خوابیده بودند، وجود نداشت.

من طی دهه 30 و 40 زندگی خود سه کتاب نوشته‌ام. هر روز از ساعت 7 صبح تا 7 شب

پشت میز کارم می‌نشستم و بسیار تلاش می‌کردم که بتوانم تمرکز کنم.نگارش هر

کتاب تقریبا یک سال طول می‌کشید، اما در مورد کتاب‌های جدیدم تصمیم گرفتم از متد

دیگری استفاده کنم. این مدل به این صورت بود که در سه تایم90 دقیقه‌ای کار می‌کردم و

بین هر یک استراحت می‌کردم.

هر دو کتاب را طی شش ماه به اتمام رساندم. یعنی تقریبا نصف زمانی که نگارش هر

کتاب در گذشته برایم طول می‌کشید. وقتی کار می‌کردم، واقعا بر کار متمرکز بودم. وقتی

تجدید قوا می‌کردم (مثلا با خوردن غذا یا مدیتیشن یا ورزش) واقعا احساس شادابی

داشتم.

فشار کار، دشمن کیفیت کار نیست. در واقع، راهی است که می‌توان از طریق آن

ظرفیت را افزایش داد. مثلا، ورزش وزنه برداری را در نظر بگیرید. با فشار آوردن بر عضلات

خود و بازیابی بعد از آن کم کم قوی می‌شوید. دشمن واقعی ما، عدم انجام تجدید قوا به

صورت منظم است.

نظرات ()



کم خوابی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

کم‌خوابی یا بی‌خوابی یکی از اختلالات خواب است که در روان‌شناسی خواب مورد

مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد. ناتوانی در به خواب رفتن و یا ناتوانی در خواب ماندن در

مدت طولانی یا خواب عمیق را کم خوابی می‌گویند. کم‌خوابی درواقع خود بیماری به

حساب نمی‌آید بلکه جزء علایم بیماری محسوب می‌شود. کم‌خوابی معمولاً ناشی از

اضطراب و تنش هیجانی است. از دیگر علل کم خوابی، می‌توان احساس عدم امنیت،

ترس از تنهایی، افسردگی و مصرف کافئین را نام برد. کم‌خوابی در بین زنان ۱٫۴ برابر

مردان رایج است. بنابر آمارهای وزارت بهداشت آمریکا سالانه ۶۴ میلیون نفر از

آمریکایی‌ها از کم‌خوابی رنج می‌برند. مصرف داروهای ضدافسردگی، قرص‌های خواب آور

می‌تواند برای درمان موقت این بیماری مفید باشد اما بهترین راه برای درمان آن، تحریک

دستگاه عصبی مرکزی است.

انواع کم‌خوابی

کم‌خوابی موقتی

این‌گونه کم‌خوابی از چندین روز تا چندین هفته به‌طول می‌انجامد. معمولاً این نوع

کم‌خوابی نتیجه یک اختلال دیگر است. از دلایل این نوع کم‌خوابی می‌توان به تغییر محل

یا زمان خواب و تنیدگی (استرس) نام برد.

کم‌خوابی حاد

این‌گونه کم‌خوابی از ۳هفته تا ۶ ماه می‌تواند به طول بیانجامد.

کم‌خوابی مزمن

این نوع کم خوابی می‌تواند سالها طول بکشد. برخلاف دو نوع قبل این نوع کم‌خوابی

می‌تواند اختلالی باشد که نتیجه مستقیم مشکلات روانی است. تاثیرات آن که با توجه

به ریشه اش متفاوت خواهد بودشامل خواب‌آلودگی، خستگی عضلانی و یا روحی، و

توهم می‌شود. غالبا مبتلایانِ به بیخوابی مزمن افزایش هوشیاری(alertness) خواهند

داشت.

عوارض کم‌خوابی:

کاهش بهره ذهنی

کندشدن واکنش محیطی

خطر افسردگی

افزایش خطر اختلالات عصبی

ضعف سیستم ایمنی بدن

افزایش خطر ابتلا به دیابت

افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی

فشار خون

چاقی: پژوهش‌گران مرکز تحقیق تغذیه و چاقی نیویورک به این نتیجه رسیدند که

کم‌خوابی شبانه علاوه بر به هم ریختن حال و هوا و مزاج آدمی موجب چاقی و به هم

ریختن ظاهر بدن می‌گردد.

منبع: ویکی پدیا

نظرات ()



گشتالت
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/٢٠

گشتالت (به آلمانی: Gestalt) نام یک مکتب در روانشناسی و نام گروهی کوچک از

روانشناسان آلمانی پیرو این مکتب در قرن بیستم است که نظریات مکس ورتایمر را

مبنای کار خود درزمینه بررسی یادگیری قرار دادند.

بنیانگذاران این نهضت مکس ورتایمر (۱۹۴۳-۱۸۸۰) و دو همکار دیگرش به نام‌های

ولفگانگ کهلر (۱۹۶۷-۱۸۸۷) و کورت کافکا (۱۹۴۱-۱۸۸۶) بودند واحتمالا این نهضت پس از

انتشار مقاله مکس ورتایمر درباره حرکت آشکار در ۱۹۱۲ شکل گرفت.

نظریه گشتالت

گشتالت در آلمانی به معنای «انگاره» (configuration) یا شکل (form) است.

روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی از عناصرحسی

ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. روانشناسان گشتالت معتقد بودند

که یک ارگانیزم چیزی به تجربه می‌افزاید که در داده‌های حسی وجودنداردو آنها آن چیز را

سازمان (organization) نامیدند و همانطورکه بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی

سازمان است. طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و

محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلا هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در

سازمان‌ها(گشتالت‌ها)یی است که برای ما معنی دارند.

طبق این نظریه کل چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است. برای مثال مابا گوش فرا دادن

به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونی قادر به درک تجربه گوش دادنبه خود آن نیستیم

ودر حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که

توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگ دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی

است که بامجموع قسمت‌های آن متفاوت است.

چگونگی شکل‌گیری نظریه گشتالت

مکس ورتایمر در راه تعطیلات هنگام مسافرت با قطار به شهر رایلند به یک اندیشه تازه

دست یافت. او دریافت که اگر دو نور متفاوت با نرخ معینی خاموش وروشن شوند، در

بیننده این تصور را ایجاد می‌نمایند که این تنها یک نور است که به عقب و جلو می‌رود

(درست همانند آنچه که در کارتون‌های انیمیشن اتفاقمی‌افتد و ما بادیدن پشت سرهم

چند نقاشی تصور می‌کنیم که یک موجودیت واحد در حال تحرک را می‌بینیم) . وی پس

از این تجربه قطار را ترک نمود و یکحرکت‌نما (stroboscope) خریداری نمود و در اتاقی که

برای اقامت کرایه کرده بود با آن تعداد زیادی آزمایش انجام داد. او دریافت که در صورتی که

چشم محرک را به طریق معینی ببیند در شخص تصور حرکت ایجاد می‌شود و این را

پدیده فای نامید. این کشف تاثیری عمیق برتاریخ روانشناسی به جای نهاد.

اهمیت پدیده فای در این است که این پدیده با عناصری که آن را به وجود می‌آورند فرق

دارد. احساس حرکت توسط بررسی هر یک از دو نوری که خاموش یاروشن می‌شوند

قابل تبیین نخواهد بود. تجربه حرکت به نحوی ازترکیب عناصر به دست می‌آید.

منبع : ویکی پدیا

نظرات ()



نه گفتن را بیاموزیم
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٩

راضی نگه داشتن تمام آدم‌هایی که در اطراف ما هستند تقریبا غیرممکن است ضمن

اینکه وظیفه نداریم برای رضایت دیگران بیش از توان خود مسئولیت بپذیریم

به نظرمی‌رسد در جوامع مدرن امروز به کسانی احترام می‌گذارند که گرایشات و

رفتارهای مثبت داشته و آمادگی ورود به هر درگیری و چالش تازه‌ای را دارند.

بر همین اساس، بسیاری از مردم حتی در مواقعی که با موضوعی مخالف هستند هم

ترغیبمی‌شوند، بگویند "بله". و زمانی این موضوع جدی تر می‌شود که کاری را تنها و

تنها بخاطر پاسخ مثبت‌ی که داده‌اند مجبور به انجامش شوند و در واقع هیچ تمایلی برای

انجام آن وجود ندارد. تا جاییکه ممکن است منجر به اضطراب یا حتی بیماری فرد شود.

چرا هر کسی باید از انجام برخی کارها اجتناب کند؟ شما نمی‌توانید بیش از حد توان

برای آسایش ورضایت دیگران وقت بگذارید. به عبارت دیگر، پاسخ مثبت به تمام

خواسته‌های دیگران، دیگر وقتی برای شما باقی نخواهد گذاشت تا به اموری که برای 

خودتان اهمیت دارد بپردازید.

فقط خود فرد می‌تواند با عملکرد خویش، خود را در اولویت آخر قرار داده و خواسته‌های

دیگران رابر نیازهای خود ترجیح دهد.

گفتن "نه" به برخی درخواست‌های دیگران به این معنی نیست که شما فردی تنبل یا

خودخواه هستید.

بلکه یعنی شما تعهداتی با اولویت بالاتر نسبت به درخواست مطرح شده دارید.

پرهیزاز انجام یک سری از کارهایی که از شما خواسته می‌شود، می‌تواند برای شما

وقت خالی کافیرا ایجاد کند تا به علایق خودتان بپردازید. مثلا در کلاس‌های متفاوت

شرکت کنید یا به دیدن جاهای دیدنی که می‌خواهید ببینید بروید.

بسیاری مردم پاسخ مثبت می‌دهند چون احساس می‌کنند که اجتناب از انجام یک کار

می‌تواند به معنای از دست دادن یک فرصت بسیار با ارزش باشد. بنا بر این خوب است 

پیش از اینکه خود رادرگیر انجام کاری بکنید کمی پیرامون آن فکر کنید. از خود بپرسید که

درگیر این ماجرا شدن تا چه اندازه برای شما می‌تواند اهمیت داشته باشد. و اگر آن کار 

در لیست اولویت‌های شما از اهمیت بالایی برخوردار بود، بپذیرید.

ضمنا اگر انجام کاری واقعا مورد علاقه شما نیست، باید از انجام آن صرفنظر کنید. و

بسنجید که پاسخ مثبت به این درخواست، چه مقدار استرس به شما وارد می‌کند.

اگر مطمئن نیستید که می‌خواهید کاری را انجام بدهید، به راحتی بگویید " راجع به این

موضوع فکرمی‌کنم و به شما جواب می‌دهم."

برخی مردم برای "نه" گفتن به درخواست‌های دیگران، به نوعی رفتار می‌کنند که حتی

ممکن استکار به دلخوری بکشد.

در نظر داشته باشید که نپذیرفتن انجام یک کار با گذشت زمان آسان‌تر می‌شود.

کلید مودبانه رد کردن یک تقاضا، اعتماد است. نپذیرفتن خود را مودبانه توام با همراهی و

همسوییبا فرد تقاضا کننده، اعلام کنید اما دقت کنید که محکم و استوار باشید.

به راحتی به دیگران بگویید که نمی‌توانید درخواست آنان را بپذیرید زیرا به اندازه کافی

برنامه کاری‌تان پر است و اگر طرف مقابل شما خواسته‌اش را بارها و بارها تکرار کرد، 

شما هم از تکراراجتناب خود هراس نداشته باشید.

شما هیچ نیازی به شرح و بسط علت عدم پذیرش خود ندارید. به علاوه نباید از عدم

پذیرش انجام درخواست دیگران احساس گناه کنید. توجه کنید که انجام کارهایی که 

تمایل چندانی به انجام آن نداریداحساس بدی در شما ایجاد می‌کند.

دروغ گفتن برای اجتناب از انجام کاری، ایده خوب و درستی نیست زیرا این بیم و هراس

همواره دردروغ وجود دارد که روزی حقیقت برملا شود ضمن اینکه هیچ وقت هیچ چیز بهتر

از راستی وصداقت نیست .

گفتن "نه" برای اولین بار ممکن است برای شما سخت و ناخوشایند باشد اما به مرور و

با تمرین آسان‌تر می‌شود.

منبع : تبیان

نظرات ()



7دستور برای نرسیدن به خوشبختی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٩

۱- مسئولیت پذیر نباشید

یعنی در قبال زندگی خود مسئولیتی به عهده نگیرید و همه مسایل را به پدر ، مادر ،

دبیر ، استاد ، همسایه های بد ، دوستان ، دولت و یا به اشخاص دیگر نسبتدهید و خود

را یک قربانی نشان دهیداگر می خواهید کار بدی انجام دهید آن را حتماً انجام دهید .

۲- هیچ وقت هدفی را دنبال نکنید

 برنامه ای نداشته باشید . هرگز به فردا فکر نکنید . تنها به لحظه ای فکر کنید که در آن

هستید . بخورید و بخوابید . خوش بگذرانید . کی می داند که فردا چه کسیمرده و چه

کسی زنده خواهد ماند ؟

۳- بر خلاف اولویت ها فکر وعمل کنید

کارهای مهم زندگی تان را انجام ندهید . تلفنی با اشخاص حرف بزنید . دور خودتان

بچرخید . تا می توانید وقت کشی کنید . کارهایتان را به روز بعد موکول کنید .

اول کارهای کوچک و بی اهمیت را انجام دهید .

۴- برنده ، بازنده فکر کنید

زندگی را رقابت شرورانه ای در نظر بگیرید هم کلاسی شما تنها هدفش این است که بر

شما پیروز شود . پس لازم است که او را شکست بدهید .

به هیچ کس اجازه ندهید که موفق شود زیرا اگر آن ها برنده شوند معنایش این است که

شما بازنده می شوید به فکر پیروز شدن خودتان باشید ، به فکر شکست

خوردن دیگران باشید .

۵- ابتدا حرف بزنید و بعد تظاهر کنید که گوش می دهید . به شما دهان داده شده که

حرف بزنید .

۶- همکاری نکنید .

دیگران مطرح نیستند چون با شما تفاوت دارند . کار گروهی مناسب آدم ها نیست . از

آن جایی که همیشه شما بهترین ایده ها را ارائه می کنید بهتر است همه کارها را 

خودتان انجام بدهید . دیگران باید خود را با شما وفق بدهند نه شما با آن ها .

۷- خودتان را از پای در آورید .

 به قدری سرتان را شلوغ کنید تا فرصتی برای احیا و بازسازی خود نداشته باشید .

مطلب جدیدی نیاموزید . ورزش نکنید . کتاب خوب نخوانید . از طبیعت دوریکنید . از

هرچه به شما الهام می دهد پرهیز.

منبع: تبیان

 

نظرات ()



هومیوپاتی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٩

بنا به ادعای طرفداران آن، هومیوپاتی یک روش درمانی است که باتحریک سیستم

ایمنی بیمار با داروهای هومئوپاتی، فرد را به سمت بهبودی سوق می‌دهد. بر پایه اصول

نخستین هومیوپاتی هر ماده‌ای که دربدن تندرست یکسری نشانه‌های بیماری ایجاد کند

درصورت تجویز به فرد بیمار باهمان علایم بیماری وی را درمان خواهدکرد، البته به شرط

آنکه نشانه‌های موجود در بیمار و نشانه‌هایی که آن ماده دارویی می‌تواند ایجاد کند، تا

حد ممکن همانند باشد. خصوصیات روحی و عصبی جایگاه ویژه‌ای در درمان هومیوپاتی

دارد. اگرچه بیمار تنها برای یک درد جسمی به پزشک هومیوپات مراجعه کرده‌است، ولی

باید واقعیت‌های روحی، عاطفی و عصبی خود را با پزشک درمیان بگذارد. مبلغین این

روش چنین اظهار می کنند که هر بیماری که نیروی حیاتی وی از میان نرفته باشد

می‌تواند از هومیوپاتی انتظار بهبود داشته باشد. با نگرش به اینکه هومیوپاتی با تحریک

سیستم ایمنی بدن عمل می‌کند، چنانچه این سیستم و ساختار بدن دچار نابودی

برگشت ناپذیر شود امید به بهبود کاهش می‌یابد. هومیوپاتی یعنی همانند بیماری و به

تعبیری دیگر درمان با همانند، یا درمان بدست عامل همانند بیماری است. مهم‌ترین

ویژگی این روش درمانی نگرش کلی به انسان‌ها از دید جسمی، روانی و احساسی

است.با این حال مجموعه تحقیقات علمی اثری فراتر از شبه داروها را برای داروهای

هومئوپاتی قائل نشده اند.

 تاریخچه

این روش درمانی در سال ۱۸۱۰ م توسط پزشک آلمانی به نام ساموئل هانمن

(Samuel Hahnemann) معرفی شد. وی در طول سالها تلاش بی وقفه توانست

هومیوپاتی را توسعه دهد و از آن در درمان بیماریها استفاده کند. نتیجه این تلاشهای او

در کتابی به نام organon of medicine (ارغنون پزشکی) که حاوی تمام اصول

هومیوپاتی و روش درمان به این شیوه می‌باشد، آورده شده و شش بار توسط وی

تکمیل و به روز شده‌است. پس از او دانشمندان بسیاری در تکامل هومیوپاتی نقش

داشته‌اند که می‌توان از دکتر بونینگ هاوزن، دکتر جیمز تایلر کنت، د.ویلیام بوریکه،

د.فاتاک و دانشمندان معاصر د.راجان سانکران از هند، د.جرج ویتولکاس از یونان (برنده

جایزه نوبل آلترناتیو) و دکتر مسعود ناصری از ایران نام برد.

قانون اول همیوپاتی

در هومیوپاتی هیچ دارویی وارد فارماکوپه هومیوپاتی نمی‌شود مگر اینکه ابتدا گزارشات

توکسیکولوژی مربوط به آن دارو بررسی شده و علاوه بر آن در شرایط امن بر روی افراد

سالم آزمایش شود. این مسئله باعث می‌شود که تاثیرات فیزیولوژیک یک دارو بر فرد

سالم در مورد هر دارو کاملا شناخته شده باشد.

وضعیت قانونی هومیوپاتی

هم‌اکنون از هومپوپاتی درشبکه‌های درمانی بسیاری از کشورهای جهان به عنوان یکی

از روش‌های درمان بیماری‌ها استفاده می‌شود و دارای مراحل آموزش اکادمیک

می‌باشد. سازمان غذا و داروی آمریکا ‪FDA کلیه داروهای هومیوپاتی را تحت عنوان

فارماکوپه هومیوپاتی آمریکا به‌رسمیت شناخته است . این روش درمانی در کشورهای

انگلستان، آلمان، فرانسه، هلند، سوئد، کانادا، آمریکا، هندوستان، پاکستان، برزیل و

بسیاری از دیگر کشورها خدمات درمانی به بیماران ارایه می‌دهد. سازمان جهان

بهداشت در کتابی تحت عنوان وضعیت حقوقی طب مکمل/سنتی در جهان به تفصیل

راجع به جایگاه هومیوپاتی در نظام بهداشتی کشورهای مختلف توضیح می‌دهد.

یکی از سازمان‌های بزرگ بین‌المللی در زمینه هومیوپاتی جامعه بین‌المللی پزشکان

هومیوپات است که ایران نیز عضو آن می‌باشد. در ایران نیز شورای عالی ارزشیابی

وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۴ هومیوپاتی را به عنوان یک روش درمانی مورد تایید

دانست. در سال ۱۳۷۷ وزیر بهداشت وقت دستور العمل تعیین تکلیف پزشکان شاغل به

هومیوپاتی را به واحدهای تابعه ابلاغ کرد و در سال ۱۳۸۱انجمن هومیوپاتی ایران تشکیل

شد و هم اکنون مشغول به کار است. این انجمن با همکاری وزارت بهداشت درمان و

آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی برای ساماندهی هومیوپاتی در کشور تلاش

می‌کند.

داروهای هومیوپاتی

این داروها منشا طبیعی دارد که بیش از ‪۷۰درصد گیاهان، ‪۲۰درصد عناصر کانیها و مواد

طبیعی تهیه می‌شوند. هومیوپاتها با نگرش به ویژگیهای گیاهان بر روی بدن از آنها در

تهیه دارو بهره می‌برند.

نحوهٔ تهیهٔ داروهای هومیوپاتی

مادهٔ مورد نظر را درون الکل ۶۰٪ می‌ریزند و در طی دو هفته آن را از صافی عبور م

ی‌دهند. به مادهٔ بدست آمده، محلول مادر می‌گویند. برای کم کردن و در واقع از بین بردن

مواد سمی آن، از محلول مادر یک قطره (cc ۱) برداشته و در ۹۹ قطره (۹۹ cc) آب

می‌ریزیم. با این کار، محلول ۰٫۰۱ بدست می‌آید. دوباره یک سی سی از این محلول را

در ۹۹ سی سی آب می‌ریزیم و این بار محلول ۰٫۰۰۰۱ بدست می‌آید.

بین هر مرحله رقیق سازی، شیشه حاوی محلول را به تعداد ۱۰۰ الی ۲۰۰ بار با تکانهای

شدید ضربه‌ای به هم می‌زنیم. این عمل در تهیه داروهای هومیوپاتی از اهمیت ویژه‌ای

برخوردار است و تنها با رقیق کردن نمی‌توان به قدرتهای بالاتر دست یافت.

اگر به رقیق کردن محلول تا ۱۲ بار ادامه دهیم، محلول ۱۰ به توان منفی ۲۴ به دست

می‌آید که از عدد آووگادرو کوچک‌تر می‌شود. که این بدین معنی ست که حتی یک

مولکول از این ماده در محلول وجود ندارد.

این عمل را تا ۱۰۰ و یا ۱۰۰۰ بار تکرار می‌کنند و جالب اینجاست که هر جه محلول رقیق

تر می‌شود، خاصیت دارویی آن قوی تر می‌شود.

هر چند که این موضوع موجب می‌شود که بسیاری به هومیوپاتی به دیده تردید بنگرند.

داروهای هومیوپاتی به علت خواص خاص خود ممکن است در شرایط خاصی بی

اثرشوند:مثل سرما و گرما ی زیاد. محیط نقش موثری در خراب شدن داروها دارد.از سوی

دیگرقرار گرفتن در میدان مغناطیسی وسایل برقی نیز در بی اثر شدن دارو نقش دارند.

نور زیاد و مستقیم خورشید نیز از عوامل موثر شناخته شده است. عطر و ادوکلن نیز

نباید در کنار داروهای هومیوپاتی نگهداری شوند.

نمکهای بافتی شوسلر

در اواخر قرن نوزدهم دکتر شوسلر با تجزیه و آزمایش بافت‌های مختلف بدن انسان

متوجه شدکه دوازده نمک در بافت‌های بدن انسان وجود دارند که نقش مهم تری نسبت

به بقیه ترکیبات بدن در ایجاد تعادل حیاتی دارند. این شیوه توسط دکتر شوسلر پایه

گذاری شده و اولین بار مقاله وی در سال ۱۸۷۳ منتشر گشته‌است. رویکرد این روش به

بیماری این است که کمبود یک یا چند نمک از این دوازده نمک موجب عدم تعادل کارکرد

ارگانیزم می‌شود و در این روش با تجویز این نمکها می‌توان باعث بهبودی بیماری شد.

دکتر شوسلر ویرایش بیست و پنجم کتاب نمکهای معدنی خود را قبل از مرگش به

سال ۱۸۹۸منتشر نمود و در آن تاکید کرد که روش درمانی وی هیچ گونه ارتباطی به

هومیوپاتی ندارد. از آن جا که اساس درمان به وسیله نمکهای معدنی شوسلر کاملا

متفاوت از قانون مشابهت یا اساس درمان هومیوپاتی است درمان بوسیله نمکهای

بافتی شوسلر در حیطه هومیوپاتی کلاسیک قرار نمی‌گیرد.

رژیم غذایی در حین درمان

درمانگران هومیوپاتی پس از آنکه دارویی پسندیده را تشخیص دادند از بیمار می‌خواهند

که پس از تجویز داروها از رژیم غدایی ویژه‌ای در حین درمان بهره گیری کند دکتر هانمان

برخی از غذاها و نوشیدنیها را بازداشته در حین درمان را چنین فهرست بندی کرده‌است:

از قهوه، چای گیاهی، مشروبات الکلی و مایعات عطرآگین دوری گردد گلهای خوشبو در

پیرامون خانه فرد تحت درمان با داروها مجاورت پیدا نکند داروهای شوینده خوشبو دندان

بهره گیری نشود اغذیه‌هایی با ادویه‌های بسیار خوشبو و گیاهان دارویی خام مصرف

نشود از مصرف مارچوبه، کرفس، پیاز، سیر، پنیر کهنه و گوشتها پرهیز گردد از قند و شکر

سفید بهره گیری نگردد از اتاقهای گرم و لباسهای پشمی و زندگی در پیرامون بسته

دوری شود از کاربرد هر گونه دخانیات و مواد مخدر خودداری شود از مصرف داروهای آنتی

هیستامین، داروهای کورتن دار و پمادهایی مانند ویکس پرهیز گردد برای دستیابی به

سلامتی کامل در درمان هومیوپاتی پنچ مرحله فوق در نظر گرفته شده‌است. البته امروزه

با توجه به سوابق درمانی و مشاهدات بالینی دیده شده که مصرف هر یک از موارد

درمان تاثیر عمیق و به سزائی در روند بهبود ندارد و به عبارتی اینها توصیه هائی برای

یک درمان بهینه بوده و عدم رعایت اغلب این موارد تاثیر زیادی در درمان ندارد بلکه صرفا

اثر دهی دارو را افزایش میدهد یا بیمار را از لحاظ مزاجی در تعادل نگه میدارد تا سیستم

ایمنی بدن بتواند به بهترین نحو ممکن تاثیرات شگرف خود را اعمال نماید.

ساموئل هانمان شروط رسیدن به درمانی موفق را سه اصل بنیادی زیر می‌داند: سرعت

در درمان آرامش روانی دوام و ادامه

تحلیل علمی و پزشکی

هرچند عموما باور براین است که هومئوپاتی روشی بی خطر و کم هزینه است اما

برخی پزشکان آن را در مواردی که بیمار را گمراه نموده و از داروها و درمان رایج موجود در

علم پزشکی منع می‌کند به شدت مورد انتقاد قرار داده اند، چرا که ممکن است با عدم

پیگیری درمان پزشکی جان بیمار در مواردی به خطرافتد. این عده معتقدند علم روز و

پزشکی کلاسیک، ادعای هومئوپاتی به عنوان درمان موثر پزشکی را تائید نمی نماید.

همچنین روشهای شناخته شده مرور بر مقالات علم پزشکی، تقریبا بدون استثنا اثر

هومئوپاتی را برتر از اثر دارونما یا پلاسبو نمی شناسند. توجیهی بر اساس علم بشری

درمورد مکانیزم دقیق اثر داروهای هومئوپاتی بر بدن انسان وجود ارائه نشده است.

مطابق قوانین شناخته شده علم شیمی، احتمال اینکه حتی یک اتم از داروی مورد

ادعای این روش با دوز تجویز شده آن وارد بدن برسد تقریبا صفر است. محققین مخالف

این روش درمانی، لیستی از قربانیان این روش درمانی تهیه کرده اند که افرادی بوده اند

که علیرغم ابتلا به بیماریهای مهلک، با روی آوردن به هومئوپاتی و غفلت از درمانهای

صحیح، جان خود را از دست داده اند.

منبع : ویکی پدیا

نظرات ()



20 تغییر ساده برای زندگی بهتر
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٩

تغییرات ساده و کوچک می توانند تاثیر به سزایی را در زندگی شما بگذارند. این تغییرات

حتی میتوانند مسیر زندگی شما را به کلی عوض کنند و آن را به سمت و سویی جدید

سوق دهند. می توانیدتغییرات زیر را به صورت پله پله اعمال کنید و شاهد تغییرات مثبت

در زندگی خود باشید. برخی ازاین تغییرات کوچک و موثر را در این مطلب مطالعه کنید.

۱- روزانه پیاده روی کنید

نسل بشر برای دویدن و راه رفتن خلق شده است و ما برای نشستن به دنیا نیامده ایم.

راه رفتن روزانه می تواند سلامت فیزیکی شما را تامین کند و از آن مهمتر می تواند به

آرامش ذهنی شما نیزکمک کند. پیاده روی و دیدن انسان های دیگر به بهبود روحیه شما

کمک خواهد کرد.

۲- سحرخیز باشید

یکی از مزایای اصلی سحرخیزی نبود سر و صدا در ساعات اولیه صبح است. شما می

توانید در آنزمان کمی قدم بزنید، مدیتیشن انجام دهید و یا برخی امور روزانه خود را که

نیاز به تمرکز دارند،انجام دهید. صبح زود بهترین ساعت برای خلق ایده های جدید است.

۳- کمتر بخورید

پرخوری نکنید. آهسته غذا بخورید و زمانی که سیر شدید از غذا دست بکشید. مطمئنا

پس از غذا لحظات بهتری را خواهید داشت.

۴- تنها نظاره گر نباشید، دست به کاری بزنید

به جای اینکه دیگران را تماشا کنید و رفتارهای آنها را زیر نظر بگیرید، بهتر است دست به

کارشوید و در زندگی تان کار مثبتی را انجام دهید.

۵- با آرامش حرکت کنید

تندروی و عجله در امور زندگی تنها شادی و آرامش را از شما می گیرد. آنطور هم که فکر

میکنید، نیازی به عجله نیست.

با آرامش و طمائنینه روند زندگیتان را پیش ببرید.

۶- دور و برتان را مرتب کنید

فکر و ذهنتان را از افکار بیهوده خالی کنید و سعی کنید آنها را مرتب نگه دارید. عادات

بدتان راترک کنید، فایلهای اضافی تان را پاک کنید و وسایل اضافه تان را دور بریزید.

از این به بعد زمانی که می خواهید چیزی را اضافه کنید، از خودتان بپرسید که آیا این

موردی ضروری است؟

۷- قوی تر باشید

سعی کنید خودتان را از لحاظ روحی و جسمی تقویت کنید، در مقابل مشکلات بایستید

و عقب نکشید.

این رفتار موجب می شود تا شما اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید و به مرور زمان قوی

تر شوید.

۸- آب بنوشید

تا می توانید آب بنوشید و سعی کنید نوشابه را از رژیم غذایی خود حذف نمایید.

نوشیدن آب به شماحس بهتری خواهد داد. آب را به همراه وعده ها غذایی و در طول روز

بنوشید.

۹- مدیتیشن را فراموش نکنید

مزایای مدیتیشن بر کسی پوشیده نیست. ولی اکثر افراد آن را فرایندی پیچیده می

دانند. ولی حقیقت این است که نیازی نیست شما سرتان را بتراشید و به حالت خاصی

بر روی زمین بشینید.

ساده ترین راه برای مدیتیشن این است که شما بشینید و به آرامی نفس بکشید و بر

روی تنفستان تمرکز کنید.

۱۰- به دور از انتظار رفتار کنید

سعی کنید انتظاراتی که از خود دارید را به کلی از یاد ببرید، زیرا اگر انتظارات خودتان را

نتوانیدبرآورده کنید، از زندگی نامید خواهید شد.

 زندگی بدون انتظارات شما را نامید نخواهد کرد. شما به آرامی با جریان زندگی حرکت

خواهید کردو اوضاع را آنگونه که هست می پذیرید.

۱۱- در لحظه زندگی کنید

گذشته دیروز است و فردا هم آینده خواهد بود، به جای اینکه گذشته را تحلیل کنید و از

آینده بترسید،بهتر است که در همین لحظه که هستید به بهترین شکل زندگی کنید.

۱۲- اهدافتان را فراموش کنید

اهداف بر روی کاغذ زیبا هستند. آنها ترتیب زندگی شما را مشخص می کنند. ولی به

جای اینکه به نهایت یک هدف بنگرید، در همین لحظه تمرکز کنید و آن چه که دوست

دارید را با نهایت دقت انجام دهید.

۱۳- بر روی نکات مهم تمرکز کنید

حواشی را در حاشیه نگه دارید و آنچه که مهم است را در نقطه تمرکز خود قرار دهید.

مهم بودن آنها به شما بستگی دارد، این موضوع می تواند خانواده، کار و یا بازی فوتبال 

شما باشد.

۱۴- تغییر ایجاد کنید

کار و روند روتین شما را فرسوده می کند و شما کم کم از حالت یک انسان خارج می

شوید. از تغییرنترسید و سعی کنید در کوچکترین کارهای روزانه خود تغییر ایجاد کنید.

تغییرات شما را شگفت زده خواهند کرد.

۱۵- قبل از خرید اندکی تامل کنید

اغلب مواقع ما بر این باوریم که به کالایی نیازمندیم، اما پس از مدتی آن کالا در انباری

خاک خواهدخورد. از این پس هر زمان که احساس کردید به کالایی نیازمندید، یک ماه

صبر کنید و پس از آن اگر باز هم به آن نیاز داشتید، کالای مورد نظرتان را بخرید.

۱۶- قضاوت نکنید

قضاوت در مورد افراد دیگر به نظر کار ساده ای به نظر می رسد. در عین حال این عمل

احمقانه ایست. زیرا درک کامل شرایط افراد برای شما غیر ممکن است. شما نمی دانید 

هر فرد در زندگیاش چه مراحلی را پشت سر گذاشته است.

پس چرا قضاوت می کنید؟ این عمل مخل آرامش خودتان و دیگران است.

۱۷- میان حرف افراد نپرید

بگذارید افراد حرفشان را کامل بزنند. شما آنچنان عجله ای ندارید که حرفشان را قطع

کنید. ممکن است از آنها چیزی یاد بگیرید

۱۸- خلق کنید

هر شخص می تواند چیزی را به دنیا اضافه کند؛ چیزی که می توانند خلق کنند. وقتتان را

برای خلقکردن اثری از خودتان بگذارید. شما توانایی خلق پدیده هایی دگرگون کننده را

دارید.

۱۹- تک وظیفه ای باشید

چند کار را با هم انجام ندهید. مغز شما تنها می تواند بین دو کار سوییچ کند. انجام دادن

یک کار میتواند بهره وری شما را افزایش داده و باعث کاهش میزان استرس تان شود.

به جای اینکه چند کار را با هم انجام دهید، بر روی یکی از کارها تمرکز کنید و پس از

اتمام آن به سراغ کار دیگر بروید.

۲۰- بازی کنید

نیازی نیست خیلی جدی باشید، بگویید و بخندید و حتی همانند بچه ها بازی کنید.

گاهی اوقات بزرگسالی را فراموش کنید؛ بازی کنید و از زندگی لذت ببرید.

منبع:تبیان

نظرات ()



آرامش ذهنی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را

در ذهن خودجایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این

ویژگی به دنیای اطراف شمانیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به

این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را د

ر زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و

در این مسیر گام بردارید.

راههای رسیدن به آرامش

یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنی که به هر مسئله‌ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا فکر مسائل

خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافی را با خود حمل 

می‌کنید، که این خود سبب ایجاداضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک

ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر بهشما کمک می‌کند تا با هر محرک کوچک و یا مانع

جزئی آشفته نشوید.

به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، براحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید

آمد و ثابتقدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام بر خواهید داشت.

مثبت اندیش باشید.

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد.

داشتن نگرش مثبت وامید ، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

نسبت به انتظارات و برنامه‌های خود واقع بین و منطقی باشید.

توانائیهای خود را در موقعیتهای خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعفهای

خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به

آرامش بیشتری دست خواهیدیافت.

نسبت به انسانها ، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.

شما می‌توانید از دوستان ، همکلاسیهای خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید

و شرطدوست بدارید، در مقابل ضعفهای آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاریهایشان

را ببخشید. هرچقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی

و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

معنای فداکاری را لمس کنید.

دست بخشش داشته باشید، ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه

خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه و یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که

خواهان یاری گرفتن از شما هستندپشت و پناه باشید، و بدون آن که منتی بر آنها نهید

تکیه گاهشان باشید، هر چقدر بیشتر ببخشایید، ازالزامات و قید و بندها بیشتر رها

خواهید شد.

افکار خود را بازسازی کنید.

در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود ، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل

خویشتن صبورباشید و ارزشها ، استعدادها و مهارتهای خود را ارج نهید. خود را بدون

هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیر منطقی که در مورد خود

دارید، کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت وسالمی را در مورد خود داشته باشید، یاد خواهید

گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

منبع: سایت رشد

نظرات ()



آرامش به همین راحتی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

برای همه ما پیش آمده که گاهی به نظرمان میرسد چرا بعضی روزهای زندگی این قدر

سخت و طاقت فرسا میشوند؛ اما با کمی دقت و بررسی بیشتر درمی یابیم که زندگی 

بیش از آن چیزی است که دیده میشود.

با این علم و آگاهی و این شناخت میتوانیم در مسیری گام برداریم که به رشد بیشتری

برسیم و دشواریهای کمتری تقبل کنیم. درواقع همه ما میتوانیم در وجود خودمان به

دنبال شگفتی برویم ولی نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که زندگی چیزی

بیش از آن است که امروزه اغلب ما تجربه میکنیم. اما قبل از هر چیز باید تعریف موفقیت

را برای خودمان عوض کنیم.

موفقیت یعنی رسیدن به یک زندگی متعادل و سرشار در مشارکت با دیگران برای

دستیابی به احساسی از عشق، سپاس و قدردانی، بدون توجه به اینکه تلاشهای ما به

چه شکل و شمایلی نتیجه خواهند داد.

این تعریف ساده دربرگیرنده خویشتن متعالی است که میتواند زندگی سرشار از تلاش را

به زندگی با نشاط تبدیل کند. هنگامی که به این تعریف معنوی از موفقیت توجه میکنیم،

زندگی معنا و مفهوم جدیدی پیدا میکند؛ از رقابت فاصله میگیریم و به جای آن به فواید

مشارکت توجه میکنیم.

توجه به فرایند، نه نتیجه

زندگی بسیار عظیم است، بنابراین باید از آن لذت برد. هنگامی که فقط به دستیابی به

هدفهای خود توجه میکنیم، توجه به زندگی در لحظه اکنون را از دست میدهیم و

همیشه منتظر آن لحظه بزرگی هستیم که اهداف، رویاها و آرزوهایمان برآورده شوند و به

نتیجه دلخواه خود برسیم. این طرز برخورد با زندگی باعث میشود زندگی سخت و ملال

انگیزی داشته باشیم.

البته دقت کنید که نمیگوییم اهداف و امیال و آرزوهای خود را کنار بگذارید. اگر فکر میکنیم

که سعادت و خوشبختی ما به این چیزها بستگی دارد کاملا در اشتباهیم. چرا باید لذت

بردن از زندگی را به زمان دیگری موکول کنیم؟ اگر به هیچ یک از اهداف خود نرسیده ایم

چیزی را از دست نداده ایم؛ برعکس لحظات زیبایی را نیز پشتسر گذاشته ایم و

سختیهای زیادی را تجربه کرده ایم که بسیار با ارزش هستند.

هنگامی که فقط به رسیدن به هدفهای آتی خود فکر میکنیم، ذهنیتمان حقیر میشود اما

وقتی در لحظه اکنون زندگی میکنیم و به همه جنبه های زندگی اهمیت میدهیم،

دیدمان وسیعتر میشود و قدر نعماتی را که داریم بیشتر درمییابیم.

خودداری از رقابت ناسالم

توجه به عبارات «بیشتر، بهتر و بهترین» زمینه رقابت ناسالم و مخرب را فراهم می آورد،

بنابراین برای نجات از رقابت ناسالم و مخرب، کافی است بهجای این عبارات از واژه

«کافی» استفاده کنیم. این عبارت از قدرت «بیشتر، بهتر و بهترین» می کاهد و

احساسی ناشی از سرشاری و کفایت به همراه می آورد. با پذیرش مفهوم «کافی» به

خوب بودن و کفایت خود میرسیم. وقتی پس از خوردن غذا می گوییم «به قدر کافی

خوردم» معنایش این است که سیر شده ام و راضی هستم. بدین ترتیب دنبال بیشتر و

بهتر نیستیم. 

کلمه «کافی» قدرتی دارد که اندیشه کافی بودن را به اعماق زندگی ما راه میدهد.

توجه به شادی درون

در تعریف موفقیت، اشارهای به مهر، عشق، قدردانی و فراوانی نشده است. حال آنکه ا

ینها معیار یک زندگی خوب و شایسته هستند. هنگامی که به مظاهر بیرون از وجود خود

توجه میکنیم از آنچه درون ما میگذرد بیخبر باقی میمانیم. البته نمی گوییم موفقیت

بیرونی چیز بدی است اما وقتی فقط به بیرون از خود توجه میکنیم از معنای زندگی خوب

و آرامش درونی فاصله میگیریم و نسبت به معنویات بی توجه میمانیم. ما در جامعه

آموزش نمی بینیم که از قدرت معنوی وجود خویش بهره بگیریم؛ حال آنکه این یک قدرت

بسیار باارزش است. این همان نیروی پنهانی است که به ما امکان میدهد در شرایط

دشوار با مسائل برخورد جدی داشته باشیم و نتیجه بهتری هم بگیریم.

این معنویت درونی همان نیرویی است که اگر به ندای آن گوش فرا دهیم آرامش خواهیم

داشت. از آنجایی که آموزش ندیده ایم که تا از قدرت درون خود استفاده کنیم در اغلب

موارد احساس ضعف و ناتوانی میکنیم و خیلی زود خسته میشویم. ما اگر بتوانیم از

قدرت درون خود بهره مند شویم، هر گاه مشکلی برایمان بروز کند فورا واکنش نشان

نمیدهیم زیرا جایگاهی از آرامش در درون خود داریم که هرگاه لازم باشد میتوانیم به آن

رجوع کنیم.

این آرامش درونی بدون توجه به شرایط بیرونی همیشه وجود دارد. وقتی اوضاع کاریمان

خراب میشود، هنگامی که بدهی و قرض داریم، وقتی فرزندمان بیمار میشود و... آرامش

درون ما مستقر و پایدار باقی میماند. ما میتوانیم از همه تجربیات خود برای دستیابی به

این آرامش درونی استفاده کنیم.

درحقیقت گاه دشوارترین تجربه های ما به این فرایند سرعت میبخشند. در شرایط دشوار

به جز درون خود به کجا میتوانیم پناه ببریم؟ هنگامی که از بدترین اوقات و شرایط به

عنوان ابزاری برای رشد معنوی خود استفاده میکنیم، دیگر احساس قربانی بودن

نمیکنیم؛ میدانیم با قبول شرایط به رشد بیشتری دست مییابیم و این خود همان قدرت

وجودی درونمان است.

از افراط در کار خودداری کنید

اعتیاد به کار یا افراط در کارکردن بیش از اندازه، نیاز نامتعادلی است که شخص را از

زندگی متعادل و رسیدن به احساس آرامش واقعی بازمیدارد. شخصی که بیش از حد کار

میکند از روابط صمیمانه با خانواده و دوستان و از رسیدن به رشد شخصی، سکوت و

آرامش و همچنین از لذت بازی و تفریح محروم میشود.

آنها به خاطر اینکه شرایطشان ایجاب میکند نیازهایشان ناسالم نیستند. معتاد بهکار

حتی وقتی پول و درآمد کافی دارد هم به سمت کار بیشتر کشیده میشود. بنابراین

ممکن است کار زیاد شما ارتباطی با تأمین معیشت خانواده تان نداشته باشد.

گاهی خودمان را فریب میدهیم و احساس میکنیم هیچوقت کارمان تمام نمیشود.

نمیتوانیم احساس آرامش کنیم و فکر میکنیم همیشه کاری هست که باید آن را انجام

دهیم.

اما یکی از راههای مؤثر برخورد با اعتیاد در کار، روی آوردن به معنویات در زندگی روزانه

است. به کمک معنویات میتوانید با خویش متعالی خود در تماس باشید. روش مهم

دیگری برای خلاص شدن از گرایش به اعتیاد به کار این است که «نه» گفتن را بیاموزیم.

به دفترچه قرار ملاقاتهای خود نگاه کنید. آیا همه این قرارها ضرورت دارند؟ اگر خانه دار

هستید، آیا این همه کاری که برای خود درنظر گرفته اید ضرورت دارند؟ وقتی از خودتان

کار بیش از اندازه نمی کشید کمتر از فرزندانتان رنجش به دل میگیرید و بدین ترتیب

اعتمادبه نفس بیشتری هم پیدا میکنید.

نیازی به کامل بودن نیست

کمال طلبی و میل به کامل و بی عیب و نقص بودن، مشکل دیگری است که آرامش ما را

تحت الشعاع قرار میدهد؛ شغلمان باید کامل باشد، باید مهمانیمان را به طور کامل

برنامه ریزی کنیم، باید خانه مان صددرصد تمیز و آراسته باشد و... .

چه کسی میتواند ادعا کند که کامل است؟ همه ما انسان هستیم و حداکثر تلاشمان را

هم میکنیم که خوب باشیم ولی هرگز نمیتوانیم در تمام زمینه ها کامل و بی عیب و

نقص باشیم. بنابراین تلاش برای کامل بودن اقدامی درنهایت بی فایده است که وقت

خود را به خاطر آن هدر میدهیم. به یاد داشته باشیم هنگامی که تمام تلاش خود را

کرده ایم، برنده یا بازنده بودن تفاوتی نمیکند. همینکه به قدر کافی کوشش کردهایم،

بسیار باارزش است.

نیاز به کامل بودن علاوه بر اینکه آرامش مان را سلب میکند، مانع از آن میشود که از

زندگی لذت ببریم. بسیاری از اوقات از بیم آنکه مبادا نتوانیم کارمان را به درستی انجام

دهیم، از دست زدن و تجربه کردن آن کار خودداری میکنیم. اگر کاری که میکنید ارزشمند

است و از انجام آن لذت میبرید، مهم نیست که چقدر آن را خوب انجام میدهید.

به آینده اعتماد کنید

یکی از مهمترین موانع رسیدن به آرامش، ترس از آینده است. ما به چیزهای مختلفی

دل میبندیم؛ به روزی زیبا برای برپایی یک مهمانی، به اینکه فرزندانمان روزی بزرگ شوند

و آنطور که ما دوست داریم باشند، به اینکه روزی به درآمد بالا برسیم و... گاه شرایط

آنطور که ما انتظار داریم بر وفق مراد ردیف میشوند اما در موارد بسیاری هم ممکن است

خلاف این موضوع اتفاق بیفتد. وقتی نگران هوا باشیم، مهمانی دادن لذتش را از دست میدهد.

وقتی نگران آینده فرزندانمان میشویم از زیبایی بزرگ شدنشان لذت نمیبریم. وقتی

نگران سرمایه گذاری و آینده آن باشیم، از نعمات موجود خود برخوردار نمیشویم و از

زیبایی لحظه حال، غافل میشویم.

به طور کل، دل بستن به هر چیزی تولید سردی و انعطاف ناپذیری میکند. اما دل نبستن و

گذشت کردن اسباب رهایی و آرامش خیال است.

واقعیت این است که هنگام بروز مشکلات، دیدمان محدود میشود. به این توجه نداریم که

زندگی مجموعه ای از امکانات و احتمالات است. گاهی حوادث به آن شکلی که ما 

میخواهیم اتفاق نمیافتد اما بعدا میفهمیم که دقیقا به نفع خودمان بودهاند، یا تجربه ای

عالی آموخته ایم یا فرصتهای بهتری فراهم آمده است.

اگر هنگام مشکلات، به جای اینکه خشمگین شویم و بترسیم به یادگیری و رشدکردن

بها بدهیم، سبک میشویم و زندگی هم ساده تر میشود.

منبع: تبیان

نظرات ()



زندگی زیباست
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

گابریل گارسیا مارکز ( gabriel garsia markez ) بزرگترین نویسنده ی کلمبیا و نام‌آورترین

نویسنده ی جهان و برنده ی جایزه ادبی نوبل سال 1982 است.

آموخته‌های گابریل گارسیا مارکز

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از

داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی

است که خود میسازد.

در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست

داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته 

باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می

افتد و 90درصد، آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند.

 در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن

وی است.

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با

قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی

توان عشقورزید.

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه

لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مسئله در اختیار داشتن کارت های خوب نیست ؛

بلکه خوب بازیکردن با کارت های بد است.

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد وکمال خود

ادامه می دهد وبه محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا

است.

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست...

منبع: تبیان

نظرات ()



امام حسین و پیامبر
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

علاقه شدید پیامبر خدا به دوست حسین

در روایت است که رسول خدا همراه گروهی می رفتند ومشاهده کردند عده ای از بچه ها

در حال بازی کردن هستد .پیامبر یکی از بچه ها را گرفت وروی دامنش گذاشت وچند بار 

بوسید وبه اوبسیار محبت کرد.برخی از همراهان علت این کار را پرسیدند پیامبر فرمود :

روزی این کودک رادیدم که با حسین بازی می کند وخاک زیر پای حسین را بر می دارد

وبه صورتش می مالد وبر چشم میکشد .من این کودک را بخاطر علاقه ای که به فرزندم 

حسین دارد دوست دارم وجبرئیل به من خبرداد که این کودک در ماجرای کربلا جزء یاران

حسین خواهد بود.

امام حسین فرزند پیامبر

معمولا نسل هر کسی از ناحیه پسر ادامه می یابد ولی نسل پیامبر خدا از ناحیه

دخترش استمراریافت.طبق روایات حسن وحسین جانشینان پیامبر بعد از امیرالمومنین

خوانده شده اند.جابربن عبدالله انصاری می گوید: رسول خدا فرموده خداوند نسل هر 

پیامبری را از صلب خودش قرار داده ولینسل محمد را از صلب علی قرار داده است.

عالی ترین پیوند معنوی پیامبر با حسین

پیامبر فرمود: حسین از من است ومن از حسینم کسی که حسین را دوست بدارد

خداوند او را دوستمی دارد.

پیامبر فرمود: همانا حسین چراغ هدایت وکشتی نجات است.

رسول خدا فرمود: آگاه باشید همانا حسین دری از درهای بهشت است هرکس با او

دشمنی کند خدابوی بهشت را بر او حرام میکند.

امام حسین محبوب رسول خدا

روایت است که روزی پیامبر دست حسن وحسین را گرفته بود ومی فرمود: کسی که این

دو وپدرو مادر این دو را دوست بدارد در قیامت در کنار من خواهد بود.

رسول خدا فرمودند: در قیامت عرش خدا به تمام زینتها آراسته می شود امام حسن

بالای یکی ازمنبرها وامام حسین یر بالای منبر دیگری قرار میگیرد وخداوند متعال عرش را

با وجود این دوبزرگوار می آراید.

پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود : سلام برتو ای پدر دو دسته گل خوشبو، تورا در دنیا

به این دو دسته گل خوشبوی خودم سفارش میکنم.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



امام حسین و خداوند
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

باسعادت و کرامت ترین انسانها

در حدیثی قدسی از خداوند متعال داریم که فرمود: حسین را گنج بان وحی خویش

قرارداده واو را باشهادت کرامت بخشیدم وپایانی بس با سعادت را برای وی مقرر داشتم.

پاک وپاک کننده

همانا خداوند می خواهد پلیدی وگناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملا شما را پاک

سازد.سوره احزاب آیه33

برترین شهیدان

در حدیثی قدسی داریم که خداوند متعال فرمود : اوست یرترین شهیدان ودرجه اش از

همه والاتراست .کلمه تامه خود را همراه او قرار دادم وحجت رسای خویش را نزدش

نهادم وبوسیله خاندان اوپاداش وکیفر می دهم.

کلمه طیبه

بعد از آنکه حضرت آدم از فرمان خدا تخلف کرد خداوند او را به زمین فرستاد .در روایت

داریم که حدود 80 سال استغفار کرد تا اینکه جبرئیل بر او نازل شد وبه او نحوه استغفار

وتوبه را آموخت قرآن کریم مضمون این واقعه را چنین بیان می فرماید:

پس آدم از پروردگار خود کلماتی را دریافت کرد وبه واسطه آنها توبه نمود و خداوند توبه او

راپذیرفت. سوره بقره آیه37

از ابن عباس نقل شده که از پیامبر سوال شد : منظور خدا ازاین که می فرماید: آدم آنها

را واسطه قرار داد چیست؟ فرمود: آدم خداوند را به حق محمد ، علی ، فاطمه ، حسن 

وحسین یاد نمود و درخواست بخشش کرد وخداوند توبه اش را پذیرفت.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



ولادت امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

ولادت امام حسین

وقتی امام حسین بدنیا آمد حضرت زهرا نوزاد را در پارچه ای سفید پیچید وبه حضور

رسول خدا برد پیامبر اورا درآغوش گرفت ودر گوش راست او اذان ودر گوش چپ او اقامه

گفت .جبرئیل از طرف خدا بر پیامبر اکرم نازل شد وپس از سلام عرض کرد: این کودک را

بنام پسر کوچک هارون ،برادر موسی ،شبیر که به عربی حسین است بگذار ،زیرا علی

نسبت به تو همچون هارون نسبت به موسی است ،با این فرق که بعد از تو پیامبری

نخواهد آمد.

نجات فطرس

هنگامیکه امام حسین متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از

فرشتگان به حضورپیامبر آیند وتبریک بگویند.جبرئیل در هنگام فرودآمدن از آسمان فرشته

ای بنام فطرس را دید که بعلت سهل انگاری در کاریکه خداوند به او فرمان داده بود

بالهایش را از دست داده ودر جزیره ای گرفتار بود. فطرس به جبرئیل عرض کرد به کجا می

روید.جبرئیل گفت : بسوی محمد.عرض کرد مرا نیز باخود همراه کنید ونزد آن حضرت 

ببرید ،شاید برایم دعا کند.جبرئیل خواسته اورا پذیرفت وبه اتفاق دیگرفرشتگان به حضور

پیامبر رسیدند وتبریک گفتند.جبرئیل ماجرای فطرس را به پیامبر گفت ،پیامبرفرمود: به او

بگو پیکرش را به این نوزاد(حسین) بزند.فطرس همین کار را کرد وهمان دم خداوندفطرس

را تندرست کرده وبه حال اول برگرداند ،سپس فطرس همراه جبرئیل بسوی آسمان

پرگشود.در روایت آمده پیامبر از درگاه خدا خواست تا بخاطر حسین فطرس را آزاد 

کند وخداونددعایش را مستجاب کرد.فطرس به مرکز سکونت خود بازگشت وبین فرشتگان

افتخار می کردو می گفت : کسیت مثل من؟ من آزاد شده حسین فرزند علی وفاطمه 

وجد او احمد هستم.

امام حسین وهدیه آسمانی

ام سلمه یکی از همسران پیامبر گفت : برای حسین لباس بهشتی آوردند پیامبر

براوپوشانید وفرموداین لباس هدیه ای از جانب پروردگارم بر حسین است .من آن را

بسیار دوست دارم وبر حسین میپوشانم.

جبرئیل گهواره جنبان حسین

در روایت آمده روزی جبرئیل امین به خانه زهرای اطهر وارد شد دید حضرت زهرا در خواب

است وحسین در گهواره گریه می کند .شروع کرد به لالایی گفتن وزمزمه ملایم وگهواره

را حرکت داددر آن هنگام حضرت زهرا بیدار شد وصدایی شنید ولی هرچه به اطراف 

نگریست کسی را ندیدپیامبر به او فرمود که صاحب صدا جبرئیل بوده است.

زیبایی امام حسین

طاووس یمانی نقل میکند وقتی امام حسین در مکان تاریکی می نشست مردم بوسیله

شعاع نورپیشانی وگلویش راه را می دیدند چراکه رسول خدا بسیاری از اوقات پیشانی

وگلوی او را می بوسید.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



منزلت امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

روزی امام حسین در دوران کودکی درآغوش پیامبر بود وپیامبر اورا نوازش می کردو واو را

میخندانید.عایشه یکی از همسران پیامبر به آن حضرت عرض کرد : ای رسول خدا چقدر

این کودک رادوست دارید وبا دیدار او شاد می شوید.پیامبر فرمود: چرا با او دوست نباشم

وبا دیدار او شاد  نگردم با اینکه او میوه قلب من ونور چشم من است ولی امت من اورا

خواهند کشت .هرکس بعد از شهادتش مرقدش را زیارت کند خداوند ثواب یک حج

مستحب از حج های رسول خدا برای زیارت کننده اومی نویسد.

عایشه گفت : براستی ثواب یک حج از حج هایت؟

پیامبر فرمود: بلکه ثواب دوحج

عایشه گفت: براستی ثواب دوحج؟

پیامبر پاسخ داد  ثواب سه حج

این سوال وجواب همچنان تکرار شد تا اینکه پیامبر فرمود : خداوند ثواب 9 حج را باثواب

عمره های آنها به زیارت کننده مرقد حسین خواهد داد.

سلمان فارسی می گوید که به محضر رسول خدا رفتم دیدم حسین را روی زانوی خود

نشانده وچشمها و دهان اورا می بوسید ومی فرمود: تو آقا پسر آقایی ،توامام ،پسر 

امامی ،تو پدر حجت های نه گانه ای که قائم نهمین آنان است.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



آیات قرآن در شان امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

سوره بقره آیه30

((آیا در زمین کسی را قرار می دهی که درآن به فساد وخون ریزی بپردازد؟))

در حدیث آمده ، ملائکه وفرشتگان وقتی از واقعه کربلا مطلع شدند و دانستند که چه

حوادثی متوجه آن حضرت است ، این چنین گفتند.

سوره آل عمران آیه 33

وقتی علی اکبر بسوی دشمنان روانه شد امام حسین این آیه را تلاوت کرد :

((همانا خداوند متعال آدم ، نوح ، آل ابراهیم ، وآل عمران را در همه عالم برگزید)).

سوره نسا آیه 98

این آیه در مصیبت وحوادث تلخی که برای امام حسین پیش می آید ، وارد شده است.

((در روز قیامت عذر هیچ کس قبول نیست مگر مردان ، زنان وکودکانی که نه توانایی

انجام کاری داشتند ونه راه به جایی می بردند)).

سوره برائت آیه111

باید گفت هرچه در این سوره از آیات جهاد است همگی منطبق بر جهاد امام حسین

واصحابش است بویژه آیه ای که می فرماید:  ((همانا خداوند جانها ومالهای مومنان را در

قبال بهشت از آنان خریداری نمود)).

سوره هود آیه 54

در روایت آمده است که امام حسین در روز عاشورا آیاتی از سوره مبارکه هود را تلاوت

فرمود .بویژه وقتی در میدان ایستاد وخطبه خواند ،این آیه را تلاوت فرمود: ((گفت من خدا

راشاهد می گیرم وشهادت می دهم که او از آنچه با آن شریک قرار می دهند

مبراست)).

سوره ابراهیم

در سوره مبارکه ابراهیم می فرماید: حضرت ابراهیم به فرمان خدا،خانواده خود را در

سرزمین بدون کشت وذرع ساکن نمود .این جریان با ساکن شدن خاندان باعظمت امام

حسین در سرزمین کربلامنطبق است.

سوره کهف

وقتی سربریده امام حسین بر نیزه بود از این سوره آیاتی را تلاوت نمود.در روایت آمده

زیدبن رقمی گوید در کوفه شنیدم سر امام حسین بر روی نیزه این آیه را تلاوت می

فرمود:(( آیا می دانی کهاصحاب کهف ورقیم از نشانه های تعجب برانگیز ما هستند؟))

در روایت دیگری گروهی گفتند:ما شنیدیم درشام سر بریده امام حسین این آیه را تلاوت

می فرمود:((آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند وما بر هدایتشان

افزودیم.))

سوره مریم

در برخی از روایات داریم که حروف ((کهیعص)) دلالت بر واقعه عاشورا دارد وبه کربلا

،هلاکت عترت پیامبر بدست یزید در حالت عطش وصبر اشاره می نماید.

سوره احقاف

خداوند در سوره احقاف به دوران حمل وولادت امام حسین اشاره دارد ، خداوند متعال در

این آیه میفرماید: ((انسان را در مورد پدر ومادرش به نیکی توصیه کردیم ، مادرش اورا با

مشقت حامله شد وبامشقت وضع حمل نمود ، مدت حمل وشیر خوارگی اش سی ماه

است))

در روایت آمده حمل ووضع  امام حسین با کراهت بود ، یعنی از اینکه امت او را بکشند

حضرت محمد وحضرت فاطمه محزون بودند.

سوره حج

در سوره مبارکه حج پروردگار به خروج امام حسین از مدینه اشاره دارد . در این آیه می

فرماید: ((به کسانی که نسبت به آنان ظلم شده است ،اجازه داده شده که به مبارزه

برخیزند وخداوند متعال برپیروزی آنان تواناست ،کسانی که تنها به جرم اینکه گفتند

پروردگار ما خداوند یکتاست ،به ناحق ازوطن خود اخراج شدند)).سوره حج آیه 39،40

امام صادق می فرماید: این آیه در شان حضرت علی ، جعفر، حمزه وحسین بن علی

نازل گردیدهاست.

نه تنها امام حسین را از دیار وشهرش مدینه بیرون نمودند ،بلکه در هیچ شهری مکان

امنی برای ایشان وجود نداشت تا اینکه به برادرش محمد حنفیه فرمود: ای برادر ، به خدا

قسم اگر در محل سکونت جانوران داخل شوم ، مرا بیرون خواهند آورد وخواهند کشت.

سوره فجر

در سوره فجر به این حقیقت اشاره شده که امام حسین نفس مطمئنه است.خداوند

متعال در آیه 27و28 می فرماید:(( ای نفس آرام وآسوده بسوی پروردگارت بازگرد در

حالیکه او از تو خشنود است وتو نیز از او خشنود هستی.))

سوره اسرا

در سوره اسرا به ظلمی که به آن حضرت روا داشتند واورا شهید نمودند اشاره شده

است خداوندمتعال می فرماید : ((کسیکه به ستم کشته شد برای خون خواهی او ،

ولی اورا صاحب حق قرار دادیم ،لکن درکشتار زیاده روی نکند)).سوره اسرا آیه 33

سوره تکویر

سوره مبارکه تکویر در بیان انتقام از مظلومین است خداوند در آیه 8و9 این سوره می

فرماید : ((وازکسی که در گور شده است پرسیده می شود که به کدامین گناه کشته

شده است؟))

امام صادق می فرماید این آیه در شام امام حسین نازل شده است.

 منبع: قبله عشق

نظرات ()



شباهت های امام حسین با انبیا
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

حضرت آدم

ملائکه برای آدم سجده کردند ولی برای امام حسین صلوات می فرستند ودر اطراف قبر

شریف اوطواف می کنند وبارگاه او معراج آنهاست.

آدم در بهشت ساکن شد ودر حدیث است که بهشت از نور حسین خلق شده است.

آدم را بوسیله لباس بهشتی زینت دادند ، در حدیث آمده است که امام حسین زینت

بهشت است .

آدم مبتلا به فراغ وجدایی از بهشت شد ، ولی امام حسین مبتلا به فراغ دوستان ویاران

باوفا شد.

آدم تنها از خوردن یک میوه منع شد ، ولی امام حسین از جمیع علایق وخوردنی ها

وآشامیدنی هانهی شد واز خداوند اطاعت نمود.

به روایتی آدم بخاطر گناهی که کرد دویست سال گریه کرد ، ولی حسین در یک روز در

چند مقام گریه کرد ، ولی گریه آن حضرت را نمیتوان با گریه آدم قیاس نمود چون : گریه 

آدم گریه فراغ بودوگریه حسین از روی ترحم نسبت به مردم بود.دوم گریه آدم مقرون به

تسلی شد ولی گریه حسین تسلی نداشت.سوم آدم پس از رنجی که متحمل شد 

برایش طعام فراهم گردید ولی امام حسین با لب تشنه جان داد که جان عالم فدای او

باد.

حضرت نوح

نوح شیخ المرسلین است امام حسین سید جوانان اهل بهشت است.

نوح خانه اش مشرف به مسجد کوفه بود امام حسین مدفنش اشرف از مسجد کوفه

است.

نوح صاحب کشتی بود که برآب جاری گردید وامام حسین کشتی نجات از جهنم است

وهرکس به آنپناه برد نجات پیدا می کند.

حضرت نوح 950 سال قوم خود را بسوی خداوند دعوت نمود ولی مردم او را به حدی می

زدند که غش می کرد وتا سه روز خون از گوش او جاری می شد.امام حسین قوم خود را

نصف روز دعوت نمود ولی چنان اور را آزار دادند که سه روز بدن بی سر او بر خاک افتاده

بود وخون از تماماعضایش جاری بود ، پس اذیت آن حضرت در این ساعت بیشتر از

اذیتهای هزارساله نوح بود.

حضرت ابرهیم

حضرت ابراهیم در راه تقرب به خداوند در آتش نمرود رفت که وسعت آن معادل یک فرسخ

بوددرآن حال کمک ملائکه وفرشتگان را قبول نکرد وبرای خلاصی خود نیز دعا نکرد تنها

گفت اینکه خداوند از حال من مطلع است برای من کافی است وبه قدرت خدا آتش بر او 

سرد وسلامت شد،امام حسین نیز در راه تقرب به خداوند وارد آتش جنگ شد ودر میان 

چندین فرسخ نیزه وشمشیر قرارگرفت وکمک ویاری فرشتگان را نیز قبول نکرد وسبب شد

که آتش جهنم بر جمع زیادی از دوستان او سرد شود.

حضرت ابراهیم وقتی خواست فرزندش اسماعیل را قربانی کند اورا به صحرا برد هنگامی

که اورابر زمین قرار داد تا با کارد سر او را از تن جدا کند ، کارد نبرید واز جانب خدا

گوسفندی برای ذبح فرستاده شد.

امام حسین وقتی خواست فرزندش علی اکبر را به قربانگاه بفرستد اورا با نگاه خود

بدرقه کرد وبعداز مدتی کوتاه در کنار بدن پاره پاره فرزند خویش قرار گرفت.

حضرت ابراهیم ضیافت ومیمانی دادن را بسیار دوست داشت وامام حسین شفاعت را

بسیار دوست می دارد وکسی که به او عشق بورزد را نا امید نمی کند.

حضرت ابراهیم صاحب امت بود وامام حسین منبع رحمت است.

حضرت موسی

موسی کلیم الله .امام حسین نیز کلیم الله بود،چون مخاطب آیه شریفه ((یاایهاالنفس

المطمئنه)) بود.

موسی صاحب ید بیضاء بود ،امام حسین نیز پیشانی وگلویش می درخشید.

موسی در معجزه خود،دراثر زدن عصا به سنگ،ازسنگ آب جوشانید مصیبت وشهادت

امام حسین نیز باعث شد از سنگها خون بجوشد.در روایت است از شب یازدهم تا طلوع

فجر هر سنگ وکلوخی که از زمین بر می داشتند ، در زیرش خون تازه می دیدند.

موسی در طور سینا شرافت یافت ،این شرافت به حدی است که خداوند به او قسم یاد

نمود.برای امام حسین نیز چنین شرافتی نسبت به زمین کربلا ذکر شده است.

موسی صاحب عصای معجزه گر بود وامام حسین شمشیری داشت که مظهر شجاعت

نبویه بود و ازرسول خدا به آن حضرت به ارث رسیده بود.

حضرت موسی دعا کرد که خداوند هارون برادرش را وزیر او قرار دهد ،امام حسین نیز

وزیری چون عباس داشت که باعث قوت ودلگرمی امام حسین بود.

برای حضرت موسی یک دریا شکافته شد تا بنی اسراییل ازآن عبور کند،برای امام

حسین تمام دریاهابه موج درآمدند و ماهیان در عزای ایشان خود را از آب بیرون انداختند

وبرای حضرت نوحه کردند.

حضرت عیسی

عیسی فرزند مریم عذرا است ،حسین فرزند زهرای مرضیه است.

عیسی پسر برترین زنان زمان خودش بود،امام حسین پسر سرور زنان عالم است.

حضرت یعقوب

حضرت یعقوب لباس خون آلود ولی سالم وپاره نشده یوسف را دید .اما امام حسین نه

لباس ،بلکه بدن پاره پاره فرزندش را مشاهده کرد.

وقتی بشیر آمد ولباس یوسف را به حضرت یعقوب داد چشمش روشن شد ولی امام

حسین ناله فرزندش را شنید وکنار بدن فرزندش حاضر شد ، نور چشمش تمام گردید.

حضرت یوسف

بعد از آنکه یوسف را در چاه انداختند قافله ای آمد واورا از چاه بیرون آورد ،او اسیر شد

وبرای فروش روانه بازار مصر گردید .بعد از آنکه امام حسین را بر خاک اند اختند ،سر اورا

برداشتندو برنیزه کردند ودر کوچه های کوفه وشام گردانیدند.

یوسف را به نزد عزیز مصر بردند وعاقبت در نزد پادشاه مکین وامین گردید.امام حسین را

به نزد یزید بردند واو شماتت واستهزاء بسیار نمود وبا چوب به دندان شریفش زد.

حضرت یحیی

حضرت یحیی وامام حسین هر دو شش ماهه متولد شدند.

از طرف خدا بشارت به ولادت یحیی رسید واین بشارت سبب فرح وخوشحالی زکریا

شد .ملائکه به پیامبر گفتند خداوند تورا به مولودی که از فاطمه متولد میشود بشارت می 

دهد ،ولی این بشارت سبب حزن واندوه پیامبر وحضرت زهرا گردید زیرا خبر شهادت

مظلومانه وی را به آنها دادند.

قاتلین یحیی وامام حسین زنازاده بودند ودر خبر است در جهنم منزلی است که جز قاتل

حسین ،احدی مستحق آن نیست.

برای حضرت یحیی وامام حسین آسمان خون گریست وبرای هردو زمین خون گریه کرد.

سر بریده هر دو تکلم کرد وسخن گفت.سر بریده یحیی به پادشاه گفت : از خدا

بترس.سر بریده امام حسین مکرر قرآن خواند ولاحول ولاقوه الا بالله می گفت.

حضرت یحیی به طریق صبر کشتند.امام سجاد فرمود: امام حسین با اینکه در میدان

جنگ شهید شد ،به طریق صبر کشته شد.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



سخنان حاج اسماعیل دولابی درباره امام حسین وعاشورا
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

هرکس هر مصیبتی داشته باشد از شیعیان ومسلمانان ومومنان حتی اشقیا اگر

مصیبت امام حسین خوانده شود همه بخشیده میشوند.

حضرت سیدالشهداء به مردم احتیاج نداشت ،اما اینکه می فرمود مرا یاری کنید ،یعنی

مسلک مرایاری کنید مقصد مرا یاری کنید همکار وهمراه من باشید.وقتی نماز می

خوانید یا کار خوبی انجام میدهید به انبیا واولیا کمک می کنید.

در دستگاه امام حسین حتی ریا هم مدح شده است اگر مالت را جلوی مردم بدهی یا

سینه بزنی خوب است.

اگر کسی هم ته جهنم باشد با این امامانی که من می بینم آخر سر او را بیرون می

آورند وکسی راآنجا باقی نمی گذارند.

ماه محرم یکی از ماههای تکامل است ومحبت وعزاداری برای امام حسین انسان را زود

به مقصدمی رساند.

همه اهل بیت کشتی نجات هستند ولی کشتی نجات امام حسین سریعتر است.

امام حسین تجلی خداست درحدیثی است کسی که آن حضرت را با معرفت زیارت کند

خداوند بنفسه به آن زائر مخلوط میشود.

در دهه اول محرم تجلی امام حسین عالم را عوض می کند .اگر کسی در شب تاسوعا

وعاشورا چشم باطنش بازباشد می بیند که هر مومن وکافری محزون است .

اینکه می گویند هرکس حضرت عبدالعظیم را زیارت کند مثل کسی است که امام حسین

را زیارت کرده ، بدان راست است حضرت عبدالعظیم خیلی بزرگ است.

تربت دفع بلا می کند وهمه طوفانها وزلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود مومن

سرانجام تربت می شود اگر یک مومن در شهری بخوابد خداوند بلا را از آن شهر دور می 

کند.

قرآن، زیارت عاشورا ومناجات شعبانیه ونماز شب را یک دفعه بخوان ولی خوب

بخوان ،لازم نیست خیلی بخوانی.

در کربلا هم قحط آب بود وهم قحط محبت.

چه بین اهل مجاز وچه بین عرفا ، عشقی مانند آنچه در عاشورا است بروز نکرده است.

غم کربلا غمهای دیگر را از بین می برد.

غم بدون امکان گریه سخت است واسمش حزن است وخزانه حزن وغم عاشورا دل

حضرت زینب است.

کربلا وعاشورا شرابی دارد که همه گناهان را آب می کند.

هنگام عزاداری انسان در دلش باز می شود وامام حسین داخل می شوند.

زیاد سجده کردن برتربت امام حسین اخلاق را عوض می کند.

منبع: طوبای کربلا

نظرات ()



آثار و برکات وجودی امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

چراغ هدایت وکشتی نجات

امام حسین فرمود: خدمت پیامبر شرفیاب شدم در حالیکه ابی بن کعب هم آنجا بود

پیامبر فرمود:مرحبا به تو ای اباعبدالله که زینت آسمانها وزمین هستی .ابن کعب گفت :

چگونه او زینت آسمانهاوزمین است در صورتی که کسی غیر از شما چنین نیست؟

پیامبر فرمود: قسم به کسی که مرا به نبوت مبعوث کرد ،حسین درآسمانها بزرگتر از روی

زمین است ودر سمت راست عرش الهی نوشته شده است که حسین چراغ هدایت 

وسفینه نجات است.

 محبت مکنون

ازجمله احادیث نبوی که درواقع بیانگر تاثیر پذیری معنوی مردم از وجود امام حسین می

باشد حدیثی است که فرمود: در کانون دلهای مومنین محبتی نهفته و ویژه نسبت به

امام حسین وجود دارد.

حتی امام حسین در دل وزبان رسول اکرم نیز ریشه دوانیده بود طوری که می فرمود:

هرگاه به فرزندم حسین می نگرم ،گرسنگی وغم واندوه از وجودم برطرف می شود.

امام حسین پدر امامان معصوم

یکی دیگر از برکات وجودی امام حسین که دارای ارزش معنوی بسیاری می باشد ، این

است که امامان معصوم پس از ایشان ، فرزندان او می باشند وسلسله امامت ، از برکت 

وجود او ادامه یافت.در حدیثی از امام صادق داریم : خداوند در پاداش ایثار وشهادت امام 

حسین ، امامت را درذریه او قرار داده است.

شفاعت درآخرت

یکی از آثار وبرکات فردی و وجودی امام حسین که در نزد شیعیان اهمیت وجایگاه خاصی

دارد،شفاعت در آخرت است .آن حضرت شفیع کسانی است که در مکتب او هدایت یافته

اند.

پاداش دوستداران حسین

پیامبر فرمود: ای مردم این حسین فرزند علی است ، اورا بشناسید ، سوگند به خدایی

که جانم بدست اوست ، او در بهشت است ، دوستان او در بهشت اند ودوستان دوستان

او نیز در بهشت خواهند بود.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



ویژگیهای برجسته امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

امام حسین باعث بقای اسلام

مقرم در کتاب مقتل خود می نویسد: نهضت حسینی جزء اخیر از علت تامه جهت

استحکام مبانی دیناسلام بود. به این صورت که این نهضت بین دعوت حق وحملات باطل

تفرقه وجدایی انداخت. حقوباطل را از هم جدا نمود وبقای اسلام به واسطه وجود مبارک

امام حسین است.

امام حسین باعث خلقت بهشت

در حدیث است که ابن عباس خدمت پیامبر خدا آمد وگفت: یا رسول الله تمام عالم

هستی برای خانوادهشما خلق شده است ،شما خاندان چگونه خلق شده اید؟ پیامبر

فرمودند: ابن عباس،پرسش مهمی نمودیحال که سوال کردی جواب می دهم. آن موقعی

که خدا اراده کرد که انوار ما را خلق نماید،کلمه ایگفت نور را آفرید وکلمه ای دیگر گفت

روح را آفرید ونور وروح را با هم درآمیخت انوار ما (خمسه طیبه) را آفرید وسپس نور مرا 

شکافت عرش را آفرید ونور علی را شکافت ملائکه را آفرید نورفاطمه را شکافت آسمان

وزمین را آفرید نور حسن را شکافت خورشید و ماه را آفرید ونور حسین راشکافت وبهشت

را آفرید.

امام حسین واهداف متعالی خدا

یکی از ویژگی های برجسته امام حسین اهداف بلند قیام آن حضرت است .امام حسین

به برادر خودمحمد بن حنفیه وصیت می فرمایند: من خروج نکردم از برای تفریح وتفرج ونه

از برای استکباروبلند منشی ونه از برای خرابی وفساد ونه از برای ظلم وستم وبیدادگری

،بلکه قیام وخروج من برایاصلاح امت جدم رسول خدا ،امربه معروف ،نهی ازمنکر ،احیاء و

عمل کردن سیره وسنت جدم رسول خداوآیین و روش پدرم علی است.

امام حسین ودیعه پیامبر خدا

روزی پیامبر امام حسین را باخود بر روی منبر برد و فرمود: ای مردم این حسین بن علی

است، آگاهباشید که او برهمه افضل است.سپس فرمود: خدایا اورا به تو وبه نیکان امت

خود می سپارم.

امام حسین روح قرآن

امام حسین در جمیع خصوصیات و صفات با قرآن مشترک است .

قرآن سبب هدایت مردم ومعجزه خاتم پیامبران است .امام حسین سبب هدایت بسوی

ایمان وآیتیازآیات رحمان و موجب امتیاز حق از باطل است.

قرآن شفاعت کننده کسانی است که مداومت بر تلاوت قرآن نمایند.امام حسین شفیع

زائران وعزادارانخویش است.

قرآن همیشه تروتازه است وکهنه نمی شود وهرچه تکرار گردد ملال آور نیست .ذکر

مصیبت امام حسین نیز همیشه تازه است وملال آور نیست.

تلاوت وشنیدن ونگاه کردن به قرآن عبادت است.مرثیه گفتن، شنیدن روضه، نشستن در

مجلس عزای امام حسین، گریه، گریاندن وتباکی برآن حضرت همه عبادت است.

قرآن کلام الله صامت است .امام حسین کلام الله ناطق است.

قرآن شفا ورحمت برای مونین است .محبت امام حسین شفا از امراض روحی وتربت او

شفا ازامراض جسمی است.

قرآن نور وامام حسین نور انور است.

قرآن روح است وامام حسین ریحانه رسول خداست.

قرآن حکیم قلب را به هدایت معالجه میکند و امام حسین حکیمی است که جمعی را

هدایت وجمعی رابه شفاعت معالجه میکند.

قرآن بشیر ونذیر وکتاب مبین است.امام حسین بشیر، نذیر وامام مبین است که

جداکننده حق از باطل است.

امام حسین بیت الله حقیقی

کعبه خانه ایست که برای عبادت قرار داده شده است وامام حسین نوری است که عالم

خلقت  برای اوخلق شده است.

کعبه در مکه است وافضل مواضع می باشد و امام حسین در کربلا است ودر حدیث است

که کربلااز مکه بالاتر است.

کعبه بنای خلیل خداست وامام حسین فرزند حبیب خدا محمد مصطفی می باشد که از

خلیل خدا بالاتراست.

کعبه محل امن وامان است وهرکس به آن پناه برد محفوظ است وقتلش جایز نیست

امام حسین نیزمامن وپناهگاه است وریختن خون کسی که به او پناه برد جایز نیست.

کعبه صاحب کرامات زیاد است .نابودی سپاه ابرهه توسط ابابیل ،عدم عبور پرندگان از

بالای کعبه وننشستن آنان بر دیوار کعبه از کرامات آن خانه پاک است و.برای امام حسین

نیز کرامات زیادی است.

در تاریخ آمده است آب بر قبرش بستند،قبر بلند شد وآب به آن احاطه نکرد .

در زمان متوکل عباسی قبر آن حضرت را تخریب نمودند وکشاورزی کردند ولی گاوها از

رویقبرمبارک ایشان عبور نمی کردند.

امام حسین مظهر صفات الهی

از جمله صفات الهی آنست که تمام اشیا تسبیح الهی می نمایند ولکن ما حقیقت آنرا

نمی فهمیم .

مطابق روایات تمام اشیا بر مصیبت آن حضرت گریه می کنند ولیکن ما ما حقیقت آنرا

درک نمیکنیم.

توحید الهی از جمله فطریات است حتی بت پرستان وبی دینان اقرار قلبی به فطرت

الهی دارند هرچندبا زبان منکر آن می شوند.

دل سوختن برای امام حسین امری فطری است.مانند برخی از مسیحیان وهندوها که با

دین اسلامبیگانه هستند ولی عزایش را برپا میدارند.

خداوند در صفات کمالیه شریکی ندارد ،امام حسین نیز دارای خصوصیات وخصائصی

است که درآنها هیچ شریکی ندارد.

مردم ومحبان آن حضرت از کثرت و زیاد شنیدن مصائب امام حسین ملول نمی شوند.

 قرآن روح است وامام حسین ریحانه رسول خداست.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



جلوه های گفتاری امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

معرفت امام معصوم

از جمله فرمایشات امام حسین این بود : ای مردم بدرستی که خداوند خلق خود را

نیافریده است مگربرای آنکه به او معرفت وشناخت پیدا کنند .پس زمانی که او را

بشناسند از اطاعت وعبادت وبندگی غیر او بی نیاز می گردند.در این حالت مردی گفت:

ای پسر رسول خدا معرفت خدای عزوجل چیست؟ حضرت فرمود: اهل هر زمان واجب

است امام زمان خود را بشناسند واز او اطاعت وپیروی کنند.

بیان خیر دنیا وآخرت

مردی از اهل کوفه به محضر امام حسین نامه ای نوشت بدین مضمون:ای آقای من ، خبر

دهید که خیر دنیا وآخرت چیست؟ امام حسین برای او این چنین نوشتند: بسم الله 

الرحمن الرحیم، کسی که رضای خدا را طلب کند گرچه همراه او ناراحتی وغضب مردم 

باشد ، خداوند اورا از مردم کفایت کرده وبی نیاز می کند.کسی که رضای مردم را به

غضب خدا طلب کند، خداوند متعال امور وکاراورا به مردم واگذار می کند.

بیان صفت مومن

امام حسین خطاب به مردی که تقاضای نصیحت کرده بود ، فرمودند: بپرهیز از انجام

کاری کهموجب پوزش وعذرخواهی تو گردد، مومن کسی است که بدی نمی کند و عذر

خواهی نیز نمی نمایدو اما منافق کسی است که هر روز بدی می کند وسپس پوزش

وعذرخواهی می طلبد.

راه رسیدن به بهشت

امام حسین فرمود: همانا نمی توان با خدعه ونیرنگ بهشت را گرفت وجزاز راه اطاعت

نمی توان به پاداش الهی رسید.

بیان سختی دینداری

امام حسین می فرمایند: انسانها بندگان دنیا هستند ودین همچون آب دهان به روی

زبان آنهاست .تا آن همگام که زندگیشان فراهم است ودر رفاه قرار دارند دین را بر زبان

می گردانند ،ولی وقتی که زمان آزمایش فرا رسد ، دینداران واقعی کمیاب می شوند.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



جلوه های رفتاری امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

امام حسین وحج

انجام مناسک حج بخش مهمی از عبادات آن حضرت را شامل می شوددر روایات آمده

است که امام حسین حدود 25 بار مسیر هشتاد فرسخی مدینه تا مکه را جهت انجام

حج واجب یا عمره طی کرد وبزرگان نیز در پیروی از ایشان این کا را انجام می دادند.

تواضع امام حسین

در مورد زهد وتواضع امام حسین آمده که ایشان کنار تهیدستان روی زمین می نشست

وبا آنها هم غذا وهم سخن می شد واحوال آنها را می پرسید واین آیه را می خواند: انه

لایحب المحسنین خداوند مستکبران را دوست ندارد.

امام حسین کانون همه فضایل

مورخین نقل میکنند : امام حسین مهمان را گرامی می داشت ،سائل را محروم نمی

کرد وصله رحم می نمود . با فقرا مجالست ومعاشرت داشت وآنها را سوار بر مرکبش می

کرد ونیازمندان را به مقصد می رساند .برهنگان را می پوشانید .گرسنگان را سیر می 

کرد ودر علم وفصاحت سرآمدمردم زمانش بود .امام حسین همیشه معطر وبا لباس

منظم ونیک وبا شکوه خاص بود.

حفظ آبروی فقیر

فقیری از انصار ومسلمانان مدینه برای تقاضای کمک نزد امام حسین آمد .آن حضرت قبل

از آنکه اوسخن بگوید به او فرمودند: ای برادر مسلمان چهره خود را از ذلت تقاضا کردن

حفظ کن وتقاضای خود را درصفحه ای بنویس من به خواست خدا آنچه را که مایه

شادمانیتوست به تو خواهم داد.

امام حسین اورا نصیحت کرد وفرمود:هیچ گاه حاجت خود را جز به سه آدم مطرح مکن :

شخص دیندار یا جوانمرد ویا انسان با شخصیت.

اما دیندار دینش اورا مجبورمیکند به تو کمک کند ،جوانمرد بخاطر جوانمردیش حیا میکند

وبه توکمک میکند، انسان با شخصیت آبروی خود را حفظ میکند ومی داند که تو نیز

دوست نداری آبرویت ریخته شود ،لذا به یاری تو می آید.

نصیحت وهدایت

شخصی به حضور امام حسین رسید وعرض کرد : گناهکارم ونمی توانم گناهانم را ترک

کنم مراموعظه ای کن.امام حسین فرمود: پنج کا را انجام بده وهر چه می خواهی گناه

کن. روزی خدا رامخور،از ملک خدا بیرون برو، به جایی برو که خدا تورا نبیند ، وقتی

عزرائیل خواست روحت را ازبدنت بیرون کند او را از خود دور کن، و وقتی مالک دوزخ

خواست تورابه دوزخ افکند از اونافرمانی کن .در این صورت هرچه می خواهی انجام بده.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



صفات امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

یقین

حقیقت یقین اعتراض نفس از دنیا و کناره گیری از آن است واین صفت در امام حسین

بروز نمود.

امام حسین در فرازی از وصیت نامه معروف خود به محمد بن حنفیه مرقوم فرمودند:

((پس گویا دنیاهیچ نبوده وآخرت همیشه بوده است)).واین کلام در معنی دل بریدن از

دنیا ودل بستن به آخرت است.

رضا

رضا به معنی راضی بودن به خواست خداوند متعال است وامام حسین در این صفت به

درجه اعلانائل شد.

چنانکه هنگام خروج از مکه فرمود: گویا می بینم اعضای بدنم در معرض گرگان صحرا قرار

گرفته وآنها را پاره پاره می نمایند.

با اینکه حضرت می دانست چنین رفتاری با او میکنند بخاطر خدا جهاد کرد ودر این راه به

شهادت رسید.

ایشان در لحظات عمر شریف خود فرمود: خدایا راضی به رضای تو هستم.

سخاوت

سخاوت، بذل مال در راه خداست.

امام حسین به بالاترین درجات این صفت الهی دست یافت وهرآنچه داشت از مال وغیره

در راه خدابذل نمود.

شجاعت

ایشان این صفت را از پیامبر اکرم وامیرالمومنین به ارث برده بود.امام حسین در روز

عاشوراشجاعتی کم نظیر از خود به نمایش گذاشت.

وقار و اطمینان قلب

یکی از صفات حمیده وپسندیده امام حسین وقار و اطمینان قلب آن حضرت است.در

حدیث آمده : هرقدر امر بر امام حسین سخت تر میشد وقار واطمینانش زیادتر میشد و

رویش می درخشید.

مهربانی ورقت قلب

این صفت در امام حسین به کمال خود رسید . ایشان با همه اصحاب واهل بیت مهربان

بود وسعی مینمود ازآنها حمایت کرده ومراعات احوالشان را بنماید.به همین سبب

مصائبش زیاد بود.

حلم وبردباری

امام حسین مظهر حلم وبردباری در برابر سختیها وشدائد است.آن حضرت علی رغم

همه مصیبتهاواذیتها بر کسی نفرین ننمود.

در صحنه نبرد یکی از دشمنان به ایشان شمشیر زد ودشنام داد.آن حضرت در وقت زدن

شمشیر اورا نفرین نکرد ولی چون دشنام داد حضرت اورا نفرین کرد.

حسن خلق

حضرت با وجود مصیبتها ورنجهایی که دچار شده بود با دوست ودشمن چنان اظهار

ملاطفت ومهربانی داشت که مورد تعجب همگان است.

مودت

امام حسین پس از برخورد با سپاه کوفه ،تمام لشکر دشمن را با آب سیراب کرد .یا در

روز عاشورا راضی نشد طائفه جن او را یاری کنند.حتی وقتی شمر لعین به نزدیک خیمه

آمد که سخن بگوید،یکی از اصحاب خواست تیری به جانب او پرتاب کند ،حضرت مانع شد

وفرمود: من قتال وجنگ را آغاز نمی کنم وشروع کننده جنگ نخواهم بود.

غیرت

غیرت امام حسین نسبت به خانواده خود در حد کمال بود. در روایت است برای حفظ

فرزندان واهل خود ،تلاش فراوان نمود.ایشان در شب عاشورا به کندن خندق در اطراف

خیمه ها وایجاد آتش درآنها اقدام نمود وبخاطر حفظ حرمت همراهان خود ،از دشمن در

خواستن کرد که تنها اورا موردحمله قرار دهند وبه زنان وکودکان کاری نداشته باشند.

قناعت

امام حسین از تمام دنیا به یک جامه کهنه قناعت نمود ،ولی آنرا نیزر بر بدنش

نگذاشتند.

صبر

امام حسین علی رغم شهادت اصحاب ویاران و خانواده خود تنها برای رضای خدا صبر

نمود وهمه این مصائب را تحمل کرد.

عدم تحمل ذلت

عمر سعد به امام حسین عرض کرد همه بیایید وتسلیم یزید بشوید تا از قتل خلاص

شوید.حضرت فرمود: من هرگز دست ذلت به شما نخواهم داد وهر گز مانند غلامان اقرار

بهگناه نخواهم کرد .خدا رسول واهل ایمان به این کار راضی نیستند.

عبادت

امام حسین وقتی که در رحم مادرش حضرت فاطمه زهرا بود ،مادر صدای تسبیح اورا

می شنید .

در شب عاشورا تا صبح به عبادت ونماز پرداخت .همچنین وقتی سرش را بالای نیزه

بردند قرآن تلاوت نمود.

رعایت حقوق مردم

عبدالرحمن سلمی سوره حمد را به یکی از فرزندان حضرت تعلیم نمود .پس آن حضرت

هزار دیناروهزار حله به اوعنایت فرمود ودهان او را پر از در نمود وفرمود: حق او بیش از

اینهاست.

کربلا گرچه صحنه جنگ بود ولی همانجا حقوق مالی مردم از سوی امام حسین انجام

میشد.آن حضرت زمین کربلا را از مالکین آن خریداری و وقف کرد.

صدقه پنهانی

در روایت است که بعد از شهادت در پشت وکمر حضرت اثر پینه دیدند واز حضرت سجاد

سوال نمودند فرمود: این اثر باری است که شبها بر دوش می گرفت وبرای ایتام وبیوه

زنان می برد.

شفاعت مردم

امام حسین شهادت را قبول نمود تا به مقامی برسد که گناهکاران را شفاعت

نماید.ایشان در این امرچنان اهتمام داشت که خلاصی دشمنان را هم می خواست.

حتی هنگامی که آن شخص به قصد قتل آن حضرت آمد ،امام حسین در روی او خندید واو

را موعظه فرمود.

ترس در وضو

از صفات دیگر امام حسین ترس از خدا بود.ایشان هر وقت وضو می گرفت رنگش تغییر

می کردوبدنش می لرزیدو مردم ازشدت ترس حضرت تعجب می کردند.

منبع: قبله عشق 

نظرات ()



منزلت تربت امام حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

شفای هر دردی

امام صادق فرمود: خداوند متعال تربت جدم حسین را شفای هر درد و ایمنی از هر خوف

قرار داده است، پس هر گاه خواستید از آن خاک تناول کنید ،آنرا ببوسید وبه چشم

بگذارید وبر سایر اعضا بدن تماس دهید.

امام رضا فرمودند: خوردن گل وخاک مانند خوردن مردار وخون حرام است ،مگر گل وخاک

مزار امام حسین ،بدرستی که در آن شفای هر درد وامنیت از هر ترس است.

فضیلت سجده بر تربت امام حسین

امام صادق می فرمایند: همانا سجده بر تربت امام حسین حجابهای هفتادگانه را از بین

می برد.

فضیلت تسبیح تربت امام حسین

امام زمان فرمودند: هر کس تسبیح امام حسین را در دست بگیرد وذکر را فراموش

کند،ثواب ذکر برای اونوشته می شود.

امام صادق فرمودند: یک ذکر یا استغفار با تسبیح تربت امام حسین برابر است با ذکر

هفتاد ذکر که باتسبیح دیگر گفته شود.

تبرک به تربت

امام صادق فرمودند: کام فرزندانتان را با تربت امام حسین باز کنید که آن امان است

امام زمان فرمودند: به برکت خاک قبر حسین ،قبر میت محل امنی از هر بلا وآفت وعذاب

می گردد.

نگه داشتن خاک مطهر قبر امام حسین سبب ایمنی است.

گذاشتن تربت در کالای تجاری سبب برکت آن می شود.

در هنگام شهادت امام حسین هر جا تربت کربلا بود مبدل به خون گردید.

منبع: قبله عشق

نظرات ()



فضیلت کربلا و حرم حسین
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

سرزمین کربلا

در حدیث است که کربلا از کعبه اشرف است.در حدیث دیگر اینست که کربلا از نجف هم

اشرف است.

کربلا زمینی از زمینهای بهشت است.سرزمین کربلا همیشه مبارک و پاکیزه خواهد

بود.خداوند آنرا بهترین زمینهای بهشت قرار داده وبهترین منازل ومساکن اولیای خدا در آن

می باشد.

امام سجاد فرمود: چون در قیامت زلزله شدید بوجود آید،کربلا را با تربت نورانی وبا

صفایش بلند میکنند ودر بهترین باغهای بهشت می گذارند که نور آن در بهشت مانند

ستاره درخشانی که دیدگان رابزند،نمایان می باشد.پس کربلا زمین را ندا می دهد که

من سرزمین مبارک ،پاک وپاکیزه ای هستم که بدن مطهر امام حسین وسید شباب اهل

بهشت را در بر داشتم.

مرقد حسین محل نزول فرشتگان

امام صادق فرمودند: مابین قبر امام حسین تا آسمان محل رفت وآمد فرشتگان الهی

است.

نماز کامل در حرم امام حسین

همانطور که می دانید شخص مسافر باید در طول سفرنمازهای چهار رکعتی را بصورت

شکسته بخواندبا وجود این در روایات داریم که در چهار مکان مسافران باید نماز خود را

بطور کامل بخوانند.

امام صادق می فرماید: مسافر نماز را در چهار مکان بصورت کامل وتمام می

خواند،مسجدالحرام،مسجد النبی،مسجد کوفه وحرم امام حسین.

استجابت دعا در حرم حسین

امام صادق فرمودند: کسی که دو رکعت نماز در کنار قبر امام حسین اقامه کند واز خداوند

متعال حاجت بخواهد حتما به او عطا میشود.

منبع: قبله عشق

نظرات ()



حقیقتی بنام جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

حقیقت امر اینست که جن وجو دارد ودر همین عالم وکره خاکی ودر کنار ما زندگی میکنند.آنها داری

قدرتی عجیب می باشند که انسان فاقد آن قدرتهاست والبته آنها در حالت عادی دیده نمی شوند.

محکم تریت دلیل برای اثبات وجو جن ،آیات نورانی قرآن وروایات صحیحه می باشد.

آیان فراوانی وجود دارد که از جن صحبت نموده ویا اجنه را مورد خطاب قرار داده است،از جمله

آن آیات عبارتند از:

انعام100،انعام112،انعام128،انعام130،اعراف38،اعراف139،اعراف179،اسرا88،کهف50،نمل

17،نمل39،سبا12،سبا14،سبا41،فصلت29،احقاف18،احقاف29،ذاریات56،الرحمن33،جن1،جن5

،جن6،حجر27،الرحمن15،الرحمن39،الرحمن56،الرحمن74

همچنین بعضی از مردم دنیا اجنه را مشاهده کرده اند،از جمله مردم در ایران ،مردم شهرها

وروستاهای مختلف،این موجودات را دیده اند.

شیخ بهایی در کتاب کشکول خود فرموده است : اهل دربند ،همچنین مردم میانه آذربایجان شرقی

،بسیار اجنه را مشاهده کرده اند.

فخر رازی درتفسیر کبیر خود می گوید: جن را بسیاری از مردم دیده اند،رسول خدا نیز ایشان را

دیده است وهمچنین دیگران پس از وی اجنه را مشاهده کرده اند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



تسخیر جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

افرادی هستند که قدرت تسخیر جن را دارند ، جن را احضار میکنند واز آنان انجام کارهایی که برای

انسان ممکن نیست خواستار میشوند.از جمله این کارها این است: بطور مثال می خواهند شیئی را از

جای دور دست دنیا برای شخصی بیاورند ویا از شهر دوری از افراد خاصی خبر بیاورند ویا اینکه

از مال دزدیده شده خبر بدهند.

نحوه تسخیر جن وخبردادن از مال دزدیده آن شخص اینگونه است که ایشان ورد مخصوصی زیرلب

وآرام می خواند سپس بر روی ناخن بچه ای که هنوز به سن بلوغ نرسیده است چیزی می نویسند یا

رنگ میکنند سپس آن بچه به ناخن خود نگاه میکند ومی بیند که مال را چه افرادی دزدیده اند وبه

کجا برده اند و نحوه دزدیده شدن مال را با تمام جزئیات می بیند وتعریف میکند. از جمله اولیای خدا

که اجنه در تسخیر او بودند وبرای او کار می کردند حضرت سلیمان بود.اجنه برای او کارهای مهم

وبسیاری انجام دادند.

منبع: دنیای ناشناخته جن 

نظرات ()



تسخیر جن توسط شیخ جعفر مجتهدی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

یکی از افرادی که قدرت تسخیر را داشت ، عارف کامل شیخ جعفر مجتهدی بود ایشان در نوجوانی

اجنه را تسخیر نموده واجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل کرده اند که من در همان آغاز

نوجوانی شروع به تهذیب نفس وخوسازی وتقویت اراده نمودم ودر قبرستان متروکه شهر تبریز که

یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران بشمار می رود ورعب ووحشت عجیبی بعد از استیلای شب

به خود می گیرد قبری حفر نموده ودر آن شب را تا صبح به اعمالی که در فکر وذکر خلاصه میشد

سپری می نمودم وچون بسیار دوست داشتم به بینوایان ومستمندان کمک کنم وزندگی آنها را از فقر

وتنگدستی نجان بخشم سعی وتلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا بدست من حل گردد لذا

قسمتی از سرمایه پدری را در این راه  صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش

من همراه توسلات شدید بود ، یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان

سروش آسمانی به من ندا در داد : جعفر، کیمیا، محبت ما اهل بیت است اگر بدنبال آن هستی قدم

بگذار وثابت باش.

با شنیدن آن ندای غیبی هدف ومسیر زندگیم بکلی دگرگون شد وبرآن شدم تا بجای تسخیر جن وانس

وملک و.. واکتساب کیمیا وعلوم غریبه وکشف نیروهای نامرئی بدنبال حقیقت همیشه جاوید وپاینده

یعنی محبت ودوستی ائمه اطهار بروم.نا آن روز وقبل از شنیدن آن هاتف غیبی وندای ملکوتی موفق

شده بودم بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان خود درآورم بطوریکه در هر محفلی حضور

داشتم عده ای از جنیان حاضر بودند ودستوراتی که به آنها می دادم را انجام می دادند.

درآن ایام در یکی از اتاق های طبقه فوقانی منزل پدرم در شهر تبریز زندگی می کردم. درآن اتاق

ظروف قدیمی زیادی وجود داشت از جمله دو عدد ظرف مرغی عتیقه شبیه به هم وبسیار گران قیمت

که دو طرف آن آیینه قرار داشت .یک روز که از خانه خارج شده بودم مادرم برای نظافت

وسروسامان دادن وارد اتاق شده ومتوجه  می شود که یکی از ظرفها کنار آیینه نیست او گمان میکند

که من آن ظرف را بخاطر تهیه مواد شیمیایی جهت بدست آوردن کیمیا فروخته ام هنگامی که به

منزل بازگشتم با لحنی شدید به من گفت : جعفر چرا اسباب منزل را می فروشی؟ در جواب گفتم من

چنین کاری نکردم.مادرم گفت یکی از ظرفها کنار آیینه نیست .به ایشان گفتم شاید ظرف را در جای

دیگری قرار داده باشم.سپس به اتاق رفتم ودیدم که یکی از ظرفها نیست فهمیدم که ناپدید شدن ظرفها

توسط اجنه انجام گرفته لذا فورا مامور وموکل مخصوص جنی را احضار کرده واز او پرسیدم که

کاسه مرغی را کجا برده ایی؟ او در جواب گفت: اوصاف این کاسه قدیمی را برای پادشاهمان

تعریف کرده بودیم واو علاقه شدیدی به دیدن آن پیدا کرد لذا امر کرد که یکی ازآنها را پیش او

ببریم.وبعد از مشاهده برگردانیم.به او گفتم یک نماز مستحبی دو رکعتی می خوانم اگر تا پایان نماز

ظرف در جای خود نباشد شما را بشدت تنبیه خواهم کرد و خواهم سوزاند.مشغول نماز شدم ، در

تشهد نظر به طاقچه انداختم و دیدم که ظرف در جای خود قرار گرفته آنگاه مادرم را صدا زدم وگفتم

ظرفها در جای خود می باشد.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



حکم تسخیر جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

نظر آیت الله کشمیری: بهتر است کسی دنبال تسخیر جن نرود.

نظر آیت الله سیستانی: اگر تسخیر موجب آزار آنان شود حرام است والا حرام نمی باشد.

نظر آیت الله بهجت: در صورت ایذاء مومنین آنها ودر صورت داشتن خطر وضرر برای کسی حرام

است والا اشکالی ندارد.

نظر آیت الله مکارم شیرازی: جایز نیست.هرگز به سراغ این کارها نروید.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



تسخیر جن توسط مرتاضان
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

غیر از اولیای الهی ، افراد دیگری هم هستند که می توانند جنیان را تسخیر کنند.در

کشور هندوستان افراد ریاضت کشی وحجود دارند که مرتاض نام دارند وقدرت تسخیر جن

را دارند،البته از این تسخیر برای رسیدن به مادیات وکسب شهرت استفاده می کنند.

جن ها بصورت های مختلف ظاهر می شوند مگر پیغمبران وامامان.

تسخیر جنی که اولیای خدا دارند با تسخیر جن توسط انسانهای کافر وفاسق تفاوت

بسیاری دارد ،زیرااولیای خدا با انجام دادن بعضی عبادات وخواندن ادعیه به آن مرحله

می رسند و تسخیر آنها به اذن الله می باشد مثل تسخیر جن توسط حضرت 

سلیمان.ولی فساق وساحران از راه نیازها وقربانیهای ناروا وهمچنین از طریق معصیت 

خدا ،توجه وعلاقه شیاطین واجنه فاسق را به خود جلب می کنندکه از جمله آن افراد

مرتاض های هندی می باشند که با انجام اعمال کثیف وخلاف عفت به قدرتهایب روحی

فوق العاده ای می رسند ،البته انسانهای عادی هم از راههای صحیح میتوانند به تسخیر

اجنه دست پیدا کنند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



اعتقاد مردم در مورد وجود جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

اعتقاد به وجود جن در بین مسلمانان عهد ما بر اساس تاویلها وتفسیرهای گوناگون رو به سستی

گذاشته وبسیاری از مردم،آنرا از مقوله دروغ های قراردادی می شمارند اما در قرن های گذشته آنرا

از لوازم وضروریات دین می دانستند به همین جهت قدما در صحت وجود طایفه جن  چنان تعیین

کرده اند که حتی در بعضی کتب فقهی نیز درباره احتمال نکاح و ارث بین آنها وانسانها احکام

وفتواهایی آمده است.در کل غیر از طوایف جهمیه ومعتزله همه طوایف مسلمین به وجود جن

معترفند.

حکم انکار جن

البته انکار وجود جن یا قبول آن جزء ضروریات دین نیست به همین علت این انکار ضرر بر

مسلمانی کسی وارد نمی کند ولی اگر همین انکار سبب انکار آیات نازله قرآن توسط شخصی شود ،

او انکار کتاب خدا کرده ومسلمان نیست.

منبع: دنیای ناشناخته جن 

نظرات ()



ندیدن جن و انکار آن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

این نظریه را برخی از روشنفکران سطحی بیان کرده اند که چگونه چنین موجوداتی وجود دارند در

حالیکه کسی نمی تواند آنها را ببیند؟

در جواب باید گفت این مطلب از نظر علمی قابل توجیه می باشد. زیرا در گیتی پهناور ،چیزهای

بسیاری وجود دارند که برای ما قابل رویت نیست،مثل الکترونها ،امواج الکتریکی،نورهای ماوراء

بنفش ، فوتونها ، پرتو ایکس و...

منبع: دنیای ناشناخته جن 

نظرات ()



نام پدر اجنه
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

همانطور که انسانها پدری بنام آدم دارند که همه انسانها از نسل او هستند، اجنه نیز دارای

پدری هستند که اولین مخلوق می باشد ونام او شومان است.

در روایتی ، شخصی از حضرت علی پرسید پدر اجنه کیست؟ حضرت در جواب آن شخص

فرمودند: نام پدر اجنه شومان است.

نظرات ()



خواب جن و پری
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

دیدن پری در خواب نشانه اینست که انسان به دولت وشهرت می رسد واگر ببیند دست خود را در

دست پری می گذارد وبا او سخن می گوید دلیل بر این است که شاد وخرم خواهد شد.

درروایتی از امام صادق داریم که : اگر کسی خواب پری را ببیند احتمال یکی از پنج تعبیر وجود

دارد:دوستی عزیز پیدا کند، دلیل بر ثروتمند شدن اوست، موفقیت در کاری که دارد، دلیل بر بزرگی

وحشمت شخص دارد، نشانه خبر دروغ وباطل است.

همچنین در روایت دیگر امام صادق فرمود: اگر کسی در خواب دیو ببیند احتمال یکی از شش تعبیر

را دارد : دیدار دشمن، فاسد شدن دین شخص، چیره شدن شهوت وهوای نفس، از بندگی واطاعت خدا

دور بودن، از صلاح وکار خیر دوری کردن، خوردن مال حرام.

کرمانی می گوید: اگر کسی در خواب ببیند دیو او را به اسیری می برد دلیل بر این است که به بی

آبرویی ورسوایی مشهور شود واگرببیند که با دیو هم صحبت شده نشانه اینست که گناه بزرگی

مرتکب شود.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



فرق جن و پری
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

همانطور که مرحوم دهخدا در لغتنامه خود گفته پری نوعی از زنان جن است که در نهایت

خوبرویی می باشد و همچنین گاهی انسان را از خوشکلی بسیار وتر وتازگی ولطافت پری

می گویند.البته انسانی را هم که پری می گویند از آن جهت است که او را به زنان زیبای

جن تشبیه می نمایند ودر عوض به اجنه بد ذات وهول انگیز دیو می گویند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



علت نامگذاری جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

کلمه جن به معنای پوشیده ومخفی می باشد،به همین علت در زمان جاهلیت ، ملائکه

راجن می گفتند ،چون از چشم انسانها پوشیده بودند ودیده نمی شدند.

این معنی پوشیدگی وپنهانی در تمام مشتقات کلمه جن جاری است ، مثلا جنان به

قلب وروح می گویند از باب اینکه پوشیده و مخفی می باشد.جنت به بهشت میگویند

چون بر دیدگان ما مخفی است وجنانه به سپر می گویند چون شخص هنگام جنگ در

پشت آن مخفی میشود .جنین به طفل در رحم می گویند ،چون طفل دررحم مادر

مخفی است وهمچنین جن را جن می گویند چون از دید چشمهای ما پنهان ومخفی

است.

منبع: دنیای ناشناخته

نظرات ()



انواع و نژاد جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

اجنه از نظر خلقت وترکیب دارای انواعی هستند که از جمله آنها عبارتند از:

جن: وقتی عرب وجود جن را به تنهایی در نظر بگیرد لفظ جن را بکار می برد.

عامر: به گروهی از اجنه که با مردم نشست وبرخاست دارند وبا آنان زندگی میکنند.

شیطان:به گروه بد ذات وخبیث اجنه گفته میشود.

عفریت: به گروهی از اجنه می گویند که دارای مقام ومنزلت والایی بوده واز قدرتهای فوق

العاده ایبهره مند هستند.

از امام صادق روایت شده که فرمود: اجنه امیرانی دارند که به آنها عفراء می گویند.

در شهرهای ساحلی جنوب ایران اجنه در جسم بعضی افراد نفوذ میکنند وموجب آزار

شخص میگردند، اهالی آن منطقه آن جنها را بنام باد می شناسند.در آن شهرها افراد

متبحری بنام ((بابا)) یا ((ماما)) وجود دارند که می توانند با اعمال خاص شخصی را که

مورد هجوم وآزار اجنه قرار گرفتهنجات دهند.آن افراد جنها را به نامهایی می شناسند ،از

جمله:

بادزار: که همه کافرند بجز معدودی که به آنها بادسرخ می گویند.

باد نوبان: نوعی از اجنه که با نفوذ به بدن شخص ، او را علیل ،بی حرکت وافسرده

میکنند.

باد مشایخ: گروهی از اجنه پاک ومسلمانند ، معمولا بی خطر وبی آزار هستند واکثرا در

سواحل مسلمان نشین زندگی میکنند.

باد جن: بادهای زمینی که خطرناک وزیان رسانند.

باد پری: اینها کافر وغیر کافر دارند .کافرهایشان خطرناکند.

باد دیو: بیش از چهل گز بلندی دارند ، در بیابانها وجزایریافت میشوند واگر به انسانی

برخورد کننددر دم هلاکش می کنند

باد غول: از دور همچون شترمستی پیدا می شوند وهرکس را که سر راهشان باشد

بیجان میکنند

جن زار: از انواع دیگر جنیان هستند که بیشتر از هفتاد ودو گروهند وهر گروه به محلی

منسوبند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



نفوذ جنها به داخل بدن انسان
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

جن میتواند خود را بسیار بزرگ وکوچک ظاهر کند ومیتواند به اندازه ای کوچک شود که به

راحتی از سوراخ سوزنی رد شود ویا از منافذ بدن انسانی داخل بدن او شود ،میتواند 

داخل مغز شده واختلالاتی در سیستم عصبی انسان ایجاد کند یا میکروب وویروسی را 

که عامل بیمارسیت داخل خون شخصی نمایند.

افراد متبحر که به مردهایشان بابا وبه زنهایشان ماما می گویند ،قدرت دارند با اعمال

خاصی وبه پاداشتن مجلس طبل ودهل کوبی وغناء ،اجنه را از شکم افراد بیرون بکشند 

که این قضایا در بندرعباس وبنادر اطراف خلیج فارس وکشورهای عربی حاشیه خلیج 

فارس اتفاق می افتد.

همچنین ایشان می گوید بعضی افرادیکه دچار آزار این چنینی از جانب اجنه می شوند

شکمشان مانند زنان حامله بادکرده وچیزی زیر پوستشان حرکت می کند وگاهی

حالشان به هم خورده ،جیغ وفریادمیزنند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



قدرت جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

گوشه ای از قدرت جنیان

می توانند براحتی وارد جسمی شوند، حتی قدرت دارند به داخل تنه درختی نفوذ کنند

یا داخل بدن انسانی شوند واورا مورد آزار واذیت قرار دهند ویا داخل اعماق زمین شوند

که بعضا مکان زندگیشان در اعماق زمین می باشد.

قدرت دارند جسم سنگینی را در مدت زمان بسیار کوتاهی وحتی در عرض چند لحظه از

شهری به شهری دور منتقل نمایند.مانند عفریت در زمان حضرت سلیمان که به او گفت:

من قبل از اینکه ازجایتان برخیزید تخت ملکه سبا را در اینجا حاضر میکنم.

قدرت دارند در زمان کوتاهی دنیا را بگردند ومال گم شده یا دزدیده شده را پیدا کنند .

می توانند شخصی را همراه خود در عرض چند لحظه به منطقه ای دور ببرند .

قدرت دارند اجسامی را از صندوق دربسته درآورند یا اینکه اجسامی را در صندوق

دربسته نمایند.ویا شخصی را که در زندان می باشد براحتی بیرون آورند.

قدرت دارند آنقدر خود را کوچک کنند که از سوراخ بسیار کوچکی رد شوند یا آنقدر بزرگ

شوند که مکان وسیعی را اشغال کنند وچیزهای سنگین را حمل کنند.

قدرت دارند به آسمانهایی که هرگز انسان نرفته بروند واز آنجا خبرهایی بیاورند.

قدرت دارند خود را به هر شکلی درآورند ،گاهی خود را شبیه ماریا عقرب کنند ویا شبیه

سگ شوندویا از دور شبیه انسانها دیده شوند،همچنین قدرت دارند از دهان وبینی خود

آتش ودود وشعله های فروزان خارج کنند.

قدرتی فوق العاده دارند که اگر بر کسی سیلی محکمی بزنند در همان لحظه شخص

سیلی خورده جان از بدنش خارج شده ومی میرد.

البته اجنه توانایی دیگری دارند که ما به گفتن همین ها بسنده کردیم.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



قدرت سازندگی جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

اجنه وقتی بتوانند مجسم شوند وبه هر شکلی درآیند به یقین قدرت کار وسازندگی هم

خواهند داشت،چنانچه در زمانهای دور چنین بوده وآنان بناهای عظیم ووسایل زیادی را

ساخته اند.

در قرآن کریم آمده است که اجنه برای حضرت سلیمان کارهایی از قبیل :

ریسندگی،بافندگی،وغواصی می کرده، از ته دریا جواهرات بیرون می آوردند وقصر

وساختمانهای مجلل وحوضها واستخرهای زیبامی ساختند.

قصری از بلور

اجنه شاهکارهایی در معماری داشتند که تابحال انسانها مانن آنها را نساخته اند.یکی از

این شاهکارهاساختن قصری از جنس بلور برای حضرت سلیمان بود که از داخل آن می

توانست بیرون را تماشاکند.

در روایت آمده است: حضرت سلیمان به بلقیس دستور داد که وارد قصر بلورین شود

بلقیس چون وارد قصر شد ،شیشه های بلوری را آب پنداشت وساقهایش را برهنه کرد تا

از آن بگذرد حضرت سلیمان به او فرمود:این قصری صاف است که از شیشه ساخته شده است.

از جمله ساختمانهایی که اجنه برای حضرت سلیمان ساخته اند وبسیار عظیم می

باشد بناهایی است مثل بیت المقدس،هیکل،تدمروسایر آثاری که هنوز هم نمونه های

بسیاری از آنها در سرزمین شامات و فلسطین موجود است.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



ساخته شدن بیت المقدس توسط جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

نحوه ساختن بیت المقدس این چنین بود که حضرت سلیمان جمعی از اجنه را برای تهیه

سنگهای مرمر وبلور به حفر معادن وادار کرد ودستور داد شهر بیت المقدس را از سنگهای

مرمر سفید بناکنند .او برای آن شهر دوازده قلعه ساخت وهر یک از اسباط بنی اسرائیل

را در قلعه ای جای دادوچون از بنای شهر فراغت یافت ،ساختن مسجد بیت المقدس را

آغاز کرد وشیاطین ودیوان را گروه  گروه به استخراج معادن طلا وجواهرات فرستاد،دسته

ای را هم برای حمل آنها به بیت المقدس برگماشت ،گروهی برای او مشک وعنبر وسایر

عطریات می آوردند ودسته ای هم مامور تهیه مروارید از قعر دریاها وحمل آن به بیت

المقدس گردیدند ودر نتیجه آنقدر سنگهای معدنی وطلاوجواهرات تهیه شد که اندازه آنها

را جز خدا نمی دانست.

پس فرمان داد حجاران زبردست را حاضر کردن ونیز دستور داد سنگها وجواهرات را طبق

دستورمعماران حجاری کنند وسلیمان آنگاه بوسیله آنها مسجد ر ا با سنگهای سفید

وزرد و سبز بنا کردوستونهای آنها را از سنگهای مرمر بلورین قرار داد وسقف ودیوارهای آن

را به انواع جواهرات مزین ساخت ،کف مسجد را بافیروزه فرش کرد وچنان شد که در شب

تاریک چون ماه شب چهارده می درخشید.

چون ساختن آن به پایان رسید بزرگان ونیکان را جمع کرد وبه آنها خبر داد که من این بنا

را برای خدای تعالی ساختم وآن روزی از از ساختن مسجد فراغت یافته بود را روز عید

نام نهاد.

بیت المقدس برپا بود تا وقتی که بخت النصر به جنگ بنی اسرائیل آمد وشهر را ویران کرد

وسپس دستور داد تا مسجد را خراب کنند .او هر چه طلا وجواهرات در مسجد بود را به

کشور خود درسرزمین عراق حمل کرد.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



نحوه زندگی جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

آیا اجنه هم مثل انسانها دارای خانواده وقوم وخویش هستند؟

اجنه هم مانند انسانها صاحب خانواده هستند،قوم وخویش دارند .آنها برای خودشان

زندگی دارند ودرزندگی شان نیز غم وغصه وشادی دارند.

از روایات اینطور برمی آید که اجنه هم دارای مکان زندگی ومسکن هستند .قضایایی در

کتابهای مختلف از مکانهایی نوشته اند که دارای اجنه اشرار بوده وهر کس به آن منطقه

پامی گذاشته موردآزار اجنه قرار می شده است ،این بدان معناست که اجنه هم در جای

خاصی سکنی می گزیدند.

آیا اجنه مثل انسانها مجالس شادی وغم دارند؟

اجنه هم مثل ما شادی وخنده دارند،گریه وعزا دارند،در مصیبتهای وارده مجلس عزا وگریه

تشکیل می دهند ودر مراسم ازدواج وشادی هایشان مجالس سرور.

آنها مثل انسانها مومن وفاسق دارند وهمانطور که فساق انسانها در شادی وجشن از

حد شرعی بیرون رفته وبه لهو وغنا آلوده می شوند ،جنیان فاسق نیز بعضی مواقع از

حد شرعی بیرون رفته ومجالس غنا تشکیل می دهند.

 منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



غذای جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

در مورد غذا خوردن اجنه اقوال مختلفی وجود دارد:

قول اول: هیچ گروه از جنیان نه می خورند ونه می آشامند.

قول دوم: گروهی از جنیان نه می خورند ونه می آشامند وگروه دیگر هم می خوردند وهم

می آشامند.

قول سوم: همه جنیان هم می خورند وهم می آشامند.

در روایات آمده که جنیان مضغ وبلع ندارند بلکه غذا را بو کرده واستنشاق میکنند .

شیخ بهایی می فرماید: خوراک ایشان هوای آمیخته به بوی طعام است.

در روایات آمده که دستهایتان را بعد از غذا بشویید تا اینکه هنگام خواب ،اجنه وشیاطین

دست شما رابو نکنند تا موجب اذیت شما گردند.

در روایت دیگری از امام صادق آمده: بوی استخوان و ارواث حیوانات غذای جن می باشد.

در روایت هم وارد شده که اگر شخصی بسم الله نگوید ، شیطان از غذای او می خورد وبا

این کارآنها از برکت غذا کاسته می شود.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



خلقت جنها زودتر بوده یا انسان
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

 

از اخبار بسیاری این چنین استفاده می شود که قبل ازخلقت آدم ابوالبشر در روی کره

خاکی طایفه جن می زیستند .آنها هفت هزار سال پس از زندگی در زمین بخاطر عصیان

ونافرمانیشان مورد قرارگرفتند .از جمله گناهان بزرگ ایشان فساد وقتل نفس در روی

زمین بود.

اگرچه بزرگان معنوی آنها ایشان را بسیار موعظه می کردند ولی فساق وگناهکاران از پند

واندرزبزرگان خود پند نمی گرفتند ،تا اینکه مشیت خداوند بر این قرار گرفت که آنان را

عذاب فرماید.

چراکه هدف خداوند از خلقت انسان وجن عبادتش می باشد.تا اینکه به فرمان الهی

،ملائکه آسمانها برزمین نازل شدند وبسیاری از متمردین اجنه را کشتند وگروهی از اجنه

را به اسارت بردند که ازجمله آنها اسراء شیطان رجیم بود.نام اصلی او عزازیل است.

این جنیان در بند اسارت مشغول عبادت حق تعالی شدند ودر میان آنها عزازیل(شیطان)

گوی سبقت را از همه ربود بطوریکه دو رکعت نماز او شش هزار سال به طول انجامید 

وبخاطر همین کثرت عبادت ،مقام والایی در بین ملائکه وجنیان پیدا کرد.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



متوسط عمر اجنه
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

اجنه دارای عمر بسیار طولانی می باشند که انسانها چنین عمری ندارند.

طولانی ترین عمر در میان اجنه مربوط به شیطان است ،چرا که او هزاران سال قبل از

خلقت آدم آفریده شده وتا روز قیامت هم زنده خواهد بود البته در بعضی کتب روایی ما 

وارد شده است که پایان عمر شیطان تا زمان ظهور حضرت مهدی موعود خواهد بود که 

حضرت مهدی پس از ظهور خودآن ملعون را احضار می کند وبا شمشیر گردنش را می

زند وبه عمر او پایان می دهد.وقتی شیطان از  اطاعت خدا سرپیچی کرد وبر آدم سجده 

ننمود از درگاه خدا طرد شد .شیطان مطرود از درگاه خداوند متعال بخاطر آن همه

عبادتش اجر ومزددی طلب نمود ،تقاضای وی از درگاه احدیت این بودکه او را تا روز قیامت

زنده نگه دارد وعمرش را طولانی کند ،چنانکه در قرآن کریم به همین مطلب اشاره شده

است:

شیطان گفت مرا تا روزیکه مردم برانگیخته می شوند مهلت ده وزنده بدار،فرمود: تو از

مهلت شدگانی(اعراف آیه 14-15)

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



هام بن هیم از نوادگان ابلیس
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

از جمله جنیانی که مدت عمرش در روایات ذکر شده ، هام از فرزندان شیطان است.

هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس از طایفه جن بود.او خدمت رسول خدا مشرف شد 

پیغمبر فرمود عمرت چقدر است؟

عرض کرد : زمانیکه قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند،من طفل بودم ودر گروه کافران

قرارداشتم تا اینکه در زمان حضرت نوح بدست حضرت توبه نموده ومسلمان شدم.خدمت

پیامبرانی چون هود،ادریس،ابراهیم،اسماعیل،اسحاق،یعقوب،یوسف،موسی،یوشع بن 

نون،داوود،سلیمان،عیسی رسیدم در نزد بعضی از ایشان صحف الهی را تعلیم دیده ام 

وبا ایشان صحبت کرده ام. اصبغ بن نباته میگوید: پس از گذشت مدتی از این جریان از

حضرت علی پرسیدم از هام چه خبر؟ فرمود:هام کشته شد واو را دعا کرد.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



عمر زعفر جنی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

زعفر جنی ، بزرگ ورئیس شیعیان جن بوده است. او در زمان حیان رسول اکرم مسلمان

شدو درکربلا محضر امام حسین رسید واز حضرت تقاضا کرد تا ایشان را در جنگ یاری

کند،ولی امام حسین اجازه نداد تا اینکه در زمان مرجع بزرگ ، آیت الله بروجردی دار فانی

راوداع گفت ،پس ازفوت زعفر که شیعه وعاشق اهل بیت بود بدستور علما ،مجالس

ختمی دربسیاری از روستاهاوشهرهای ایران برگزار شد.

در شهر مقدس قم هم علما ،مجالس ترحیم برای زعفر برپا نمودند.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



خلقت جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

همانطور که انسان از خاک آفریده شده است ،جن نیز ماده اولیه اش آتش بوده واز آتش

خلق شده است چنانکه در سوره حجر آیه 27 اشاره شده است.همچنین خدا در سوره

الرحمن آیه 15 می فرماید: خداوند جن را از شعله آتش آفرید . همچنین در سوره اعراف از

زبان خود شیطان آمده که وقتی خداوند علت سجده نکردنش را بر آدم از او پرسید وی در

جواب گفت : من از آدم بهترم مرا از آتش آفریدی واو را از گل.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



مقام انسان بالاتر است یا جن
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

مقام انسان بالاتر است یا جن؟

در دنیای هستی مقام کسی بالاتر است که در عبودیت وبندگی از همه پیشی بگیرد،حالا

فرقی نمیکند ،این عبودیت از طرف انسان باشد یا جن.گاهی انسان ویا جن در اثر عبادت 

حتی از ملائکه وجبرئیل امین که ملک مقرب خداست با ارزش تر میشود چنانکه نبی اکرم 

حضرت محمد مصطفی این چنین بود.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



منبر سوخته شیطان
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

در میان اجنه عزازیل (ابلیس) قبل از نافرمانی خدا در اثر عبادت وبندگی به مقامی

رسیده بود که مورداحترام وعلاقه ملائکه آسمانها بود .او به درجه ای از فضل رسیده بود

که در محیط ملائکه منبر میرفت .در حدیث معراج وارد شده که وقتی پیامبر خدا با جبرئیل

امین به معراج رفتند در یکی از آسمانها منبر سوخته ای را مشاهده نمودند .از جبرئیل 

پرسیدند این منبر سوخته چیست ؟ جبرئیل پاسخ داد : این منبری است که شیطان قبل

از رانده شدنش از درگاه الهی بر آن می نشست وملائکه آسمان از صحبت

هایش استفاده می کردند.اما همان ابلیس الان در اثر نافرمانی خدا آنچنان تنزیل یافته

که خبیث ترین فردجهان است.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



معاد برای جنها
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

آیا برای جنها معادی هست؟

بله اجنه هم مثل سایر موجودات زنده معاد دارند که پس از مرگ ، در روز قیامت زنده

خواهند شد وبه حساب نامه عمل آنها رسیدگی میشود.

بخاطر وجود بعضی آیات قرآن به جهنم رفتن کفار وفساق جنیان شکی نیست که آنان

هم مانند انسانهامعاد دارند.

در سوره اعراف آیه 38 خدا می فرماید: در میان امتهایی از جن وانس که پیش از شما

بوده اند داخل آتش شوید.

ودر همین سوره آیه 179 خداوند می فرماید : در حقیقت بسیاری از جنیان وآدمیان را

برای دوزخ آفریدیم.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



جنها و تکالیف شرعی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱۸

آیا جنها به تکالیف شرعی مکلف هستند؟

با توجه به آیه 56 سوره ذاریات که خداوند فرموده: جن وانس را نیافریدم مگر آنکه مرا

پرستش کنند.

روشن است که اجنه دارای تکالیف هستند چراکه امر به عبادت همان تکلیف  می باشد

ودر صورت عمل نکردن به وظایف الهی ،عاصی وگناهکار شناخته می شوند ومستوجب

عذاب خواهند بود.

انسان واجنه قدرت گناه کردن را دارند ولی امر به خودداری از گناه شده اند ،این خود یک

نوع تکلیف محسوب می شود.

روایات بسیاری مربوط به اثبات تکلیف برای جن وجو دارد.

اجنه مکلف به رعایت تمام احکام اسلامی هستند ،حتی اعمالی مانند حج که ایشان

در کنار انسانها به جامی آورند چنانکه در وسائل الشیعه آمده : ((ان السلیمان قد حج

البیت فی الجن والانس)).حضرت سلیمانبا انس وجن اعمال حج را بجا می آورد.

منبع: دنیای ناشناخته جن

نظرات ()



10 فایده ورزش
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

1- کمک می کند که بهتر و راحت تر بخوابی

 اگرچه ممکن است از نظر شما مسئله ای بدیهی بیاید، اما تحقیقات مربوط به ورزش

کردن با راحت خوابیدن به تازگی انجام شده است. این تحقیقات نشان داده است که به 

طور میانگین 20 الی 30 دقیقه ورزش برای سه تا چهارروز در هفته کمک می کند که

خواب راحت تری داشته باشید. هر چند، بهتر است که روز ها یا بعد از ظهرها ورزش

کنید نه شب ها قبل از خواب چون در اینصورت خیلی پرانرژی خواهید شد و به سادگی

خوابتان نخواهد برد.

 ورزش کردن کمک می کند راحت تر خوابتان ببرد و بهتر بخوابید و ساعت خوابتان را هم

بیشتر خواهد کرد. همچنین کیفیت خواب شما را هم بالاتر خواهد برد و سبب می شود 

که خواب عمیق تری داشته باشید.

 2- باعث می شود دیرتر پیر شوید و از مرگ نابهنگام هم جلوگیری می کند. هر چه

سنتان بالاتر می رود، ورزش منظم می تواند شما را از نظر بدنی متناسب و سالم نگاه 

دارد. همچنین وضعیت پوست و ماهیچه های شما را هم بهتر خواهد کرد، قابلیت انعطاف

شما را بالاتر خواهد برد و از بسیاری بیماری های مربوط به پیری از قبیل پوکی استخوان

و بیماری های قلبی جلوگیری خواهد کرد.

3- مفصل ها، استخوان ها و ماهیچه های شما را سالم تر نگاه خواهد داشت.

 هر چه سنتان بالاتر می رود، تراکم استخوان هایتان و انعطاف پذیری مفصل هایتان کمتر

خواهد شد. ورزش کردن بهطور منظم یکی از بهترین راه ها برای کم کردن مشکلات

مربوط به ماهیچه ها، مفصل ها و استخوان ها است. یک برنامه ورزشی منظم به شما 

کمک می کند که قوا و انعطاف پذیری خود را حفظ کنید.

4- سیستم دفاعی بدنتان را تقویت خواهد کرد.

 تحقیقات مختلفی نشان داده است که ورزش قدرت سیستم دفاعی بدن را بالا می

برد. در نوجوانان و بزرگسالان ورزش می تواند به عنوان یک محرک طبیعی برای سلول 

های دفاعی به حساب آید. در افراد سالخورده عملکردسیستم دفاعی خود به خود

ضعیف می شود که می تواند خطر ابتلا به بیماری های مسری و واگیردار را افزایش

دهد. اما تمرینات ورزشی منظم و متعادل مثل پیاده روی و دوچرخه سواری می تواند به

طور تقریبی این ضعف سیستم دفاعی را در بدن کاهش دهد.

5-حافظه را قوی می کند.

 تحقیقات بسیاری نشان داده است که افرادی که روی قاعده ای منظم ورزش می کنند

حافظه و قدرت تمرکز بهتری دارند. پیاده روی سه روز در هفته به مدت 45 دقیقه برای بالا 

بردن زیرکی و هوش شما کافی است. ورزش های هوازی قسمت های جلویی و جداره 

های بالایی مغز که به تمرکز مرتبط است را تحریک می کند.

6- اعتماد به نفس را بالا می برد.

 این سوال ساده را از خود بپرسید: در کدام لحظه احساس بهتری دارم؟ وقتی روی مبل

لم داده ام و مشغول خوردن یک پاکت چیپس هستم یا بعد از انجام یک تمرین ورزشی

عالی از باشگاه برگشته ام؟ اگر مدتی است که بد هیکل شده اید، تمرینات ورزشی را

شروع کنید، بنیه، ماهیچه ها و قدرت بدنیتان را افزایش خواهید داد و از نظر روحی حال

بهتری خواهید داشت. این خود به خود باعث می شود که تصویر بهتری از خود داشته

باشید و اعتماد به نفستان بالارود.

7- انرژی و تحمل شما را بالا می برد.

 تا به حال چند بار از باشگاه در رفته اید فقط چون خسته شده و دیگر تحمل ادامه

تمرینات را نداشته اید؟ اما آیا زمانیکه تنبلی را کنار گذاشته و به تمرینات ادامه داده اید

احساس بهتری نداشته اید و پرانرژی تر نشده اید؟ افرادی که بهطور مداوم ورزش می

کنند، انرژی، قدرت بدنی و تحمل بیشتری دارند. مدت کمی بعد از آغاز تمرینات این انرژی

بیشتر را در خود کاملاً حس خواهید کرد.

8- شور جنسی و قدرت شما را در مسائل جنسی افزایش می دهد.

 این حقیقت دارد: تمرینات ورزشی منظم شور و شوق شما را به مسائل جنسی

افزایش داده و باعث می شود که بهتر ارضاء شوید. بالا رفتن تحمل بدن و قدرت عضلات

عملکرد جنسی شما را افزایش می دهد.

9- فشارهای عصبی، افسردگی و اضطراب را کاهش می دهد.

 ورزش باعث می شود که اضطراب و استرس شما به پائین ترین حد خود برسد. در این

حالت بدن شما بعد از یک یادو ساعت بعد از اتمام تمریناتتان اندورفین بیشتری تولید

خواهد کرد که اعصاب شما را تسکین داده و آسودگی خیالتان را افزایش خواهد داد.

فایده دیگر فعالیت بدنی این است که شما را به داشتن رژیم غذایی مناسب تشویق

می کند و تغذیه مناسب هم استرس را کاهش می دهد. حتی بعضی تحقیقات نشان

داده است که از ورزش میتوانیم به عنوان درمانی برای افسردگی نیز استفاده کنیم.

10- احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری ها را کاهش می دهد.

 بهترین نتیجه ای که از تمرینات ورزشی گرفته می شود این است که احتمال ابتلای

شما را به بسیاری از بیماریهای جدی و کشنده مثل بیماری های قلبی، فشار خون بالا،

پوکی استخوان، دیابت، چاقی، کلسترول بالا، سرطانسینه ، ایست و حملات قلبی و

ورم مفاصل کاهش می دهد.

نظرات ()



زیبایی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

خدا در وجود همه ما زیبایی وزیبایی دوستی را قرار داده وهمه را به زیبایی وزیبا بودن

دعوت کرده است.همه ما از دیدن افراد زیبا ،طبیعت ومناظر زیبا،کتاب زیبا وهدیه

زیبا،رفتار زیبا و.. لذت زیادی می بریم وکسی نیست که از زیبایی گریزان باشد ودوستدار

زیبایی نباشد.حتی زلیخا با آن همه غرور وتکبر عاشق زیبایی حضرت یوسف شد وآن

قدر در این راه پافشاری کرد تا به معشوق زیبای خود رسید.دربسیاری از آیات قرآن

مطالب زیادی درمورد نعمتهای بهشتی واوصاف بهشت وزیبایی انسانها وکاخها وحوریان

بهشتی آمده است چون خدا می خواسته به نوعی انسان را با وصف این زیبایی ها به

کار خوب تشویق کند.

خدا زیباست وزیبایی ها را دوست دارد.

پس بیایید ظاهری زیبا داشته باشیم، زیبا بنویسیم، زیبا صحبت کنیم، زیبا رفتار کنیم،

مهمتر از همه زیبا ببینیم.بهترین هدیه ای که خدا به ما ارزانی داشته همین زیبایی

است.

زیبایی در وجود همه ما ذوق وشوق ایجاد میکند واحساس خوبی به ما می دهد وموجب

آرامش قلب می شود.

نکته دیگر اینست که حتی زشت ترین افراد هم زیبایی هایی دارند که آنها را از دیگران

متمایزمیکند.

خدا هیچ موجودی را زشت خلق نکرده .چون خداوند حکیم است وحکیم کار لغو وبیهوده

انجام نمی دهد.

یکی از مواردی که به این دنیا زیبایی خاصی می دهد رنگهای گوناگون است خدایی که

از خاک رنگها وطوار گوناگونی آفریده . اگرتنوع رنگها نبود زندگی ما ملال آور وخسته کننده

میشد.

بنظر من لبخند زیبا از بهترین زیبایی هاست مخصوصا اگر با یک لبخند زیبا غمی را از

صاحب غمی برداریم واو را شاد کنیم.

امروزه ثابت شده که حتی لبخند مصنوعی وغیر واقعی هم تاثیرات مثبتی دارد ومساله

دیگر اینست که ثابت شده شادی وغم مسری می باشد.

اگر در جمعی همه شاد باشند افرادی وارد آن جمع میشوند شاد میشوند وجمعی که

همه غمگین وافسرده هستند افراد دیگر هم غمگین میشوند.

افسرده دل افسرده کند انجمنی را

پس بیایید چشمان خود را باز کنیم وزیبایی های عالم را با تمام وجود درک کنیم وبه این

زیبایی هالبخند بزنیم.

زندگی زیباست ای زیبا پسند         زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت کز   برایش میتوان از جان گذشت

شاد باشید

علی ناصریان

 

نظرات ()



ذکر یونسیه
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

حضرت یونس سالیان درازی در راه هدایت مردم کوشیدورنج فراوان کشید ولی پاسخ

مردم پافشاری در گمراهی وگریز از حق وعدالت بود.یونس از قوم خویش قطع

امیدکردوخشم ونفرت شدیدی از آنان وجودش را فرا گرفت وچیزی نگذشت که

خداوندمجازات آن قوم خودخواه وجاهل را درخواست نمود.در صبح گاهی که مردم از

خواب برخاستندآثار غضب وعذاب الهی رادر شهر خودمشاهده کردند.به

نزدپیامبرخودحضرت یونس(ع)شتافتند وازاوپوزش طلبیدند و درخواست عفو ومغفرت

کردند.ولی فایده ای نبخشید واو با عصبانیت مردم را ترک کردوازشهر خارج شد.

حضرت یونس نزد پروردگارش عزیز بودوبراین گمان بود که آنچه را انجام می دهد مطلوب و

مقبول درگاه الهی است وخداوند هیچگاه لطفش را از او دریغ نمی کندوبراوتنگ نخواهد

گرفت.وقتی مردم از آن حضرت قطع امیدکردند سخت به درگاه خدانالیدند.

خداوند نیزعذاب را از آنان دور کرد.یونس(ع)به دریا رسیده بود درحالیکه قطع داشت

قومش هلاک شده اند.درکشتی سوار شد طولی نکشید که کشتی در معرض طوفان

قرار گرفت.صاحبان کشتی این پیش آمدرا به فال بدگرفتندواوراپس از سه بارقرعه به قصد

قربانی به دریا افکندند تادریا آرام گیرد.ماهی بزرگی درجا اورابلعید.اینجا بود که حضرت

یونس(ع)متوجه اشتباهش شد ودانست که خداوند خواسته است به خاطر عدم

شکیبایی و قهر وغضب اواز قومش.اورا مجازات کند.

در دل تاریک ماهی به سوی خدا متوجه شد واز کردار خویش اظهار پشیمانی و ندامت

کرد واین ذکر را برزبان جاری ساخت:

((لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین))

به برکت این ذکر خداوند او را نجات داد.خداوند در قران می فرمایند:اگراز جمله تسبیح

کنندگان نبود تا روز قیامت در شکم ماهی باقی می ماند.ونیز می فرمایند:ونجیناه من

الغم وکذلک ننجی المومنین.ومامومنانی را که اینگونه به یاد ما باشند نجات خواهیم

داد.(سوره انبیا آیه۸۸)

البته برای باز شدن چشم برزخی باید حداقل این ذکر را چهارصد بار درسجده گفت

و یکسال مداومت داشته باشید.

اثرات ذکر یونسیه

دیدن حالات برزخی(چشم برزخی)

تقویت نفس وقلب ومکاشفات

رفع حجاب ونورانیت

اجابت دعا

تجرد

معرفت نفس ورب

ارتباط باعالم ملکوت وارواح

پاک شدن لکه های سیاه گناه

رهایی از غم وغصه

نویسنده : علی ناصریان

نظرات ()



خلقت انسان
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

مهمترین سوالی که در ذهن افراد می آید اینست که هدف خدا از خلق انسان واین دنیا

چیست؟

زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم(مولوی)

خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده به کجا آمده وبه کجا می رود.حضرت علی (ع)

انی جاعل فی الارض خلیفه.آیه 30 سوره بقره

داستان ازین جا شروع میشود که خدا به فرشتگان میفرماید میخواهم در زمین برای خود

خلیفه و جانشینی انتخاب کنم در این میان همهمه ای برپا میشود وفرشتگان لب به

اعتراض باز میکنند ومیگویند آیا میخواهی کسی را انتخای کنی که در زمین فساد

وخونریزی میکند.ما خود تورا تسبیح وتقدیس میکنیم.ظاهرا قبل از خلقت انسان خدا

موجوداتی را شبیه انسان آفرید وآنها به فساد برخواستند.وفرشتگان این ذهنیت را

داشتند که انسان نیز همان اعمال را تکرار خواهد کرد.خدا در جواب فرشتگان فرمود من

چیزی را میدانم که شما نمی دانید.وخدا به انسان اسماء وحقایق موجودات را تعلیم

فرمود وبه فرشتگان فرمود مرا از این اسما خبر دهید اگر راست میگویید.

آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند

فرشتگان گفتند تو از هر عیبی مبرایی ما چیزی جز آنچه تعلیم فرمودی نمی دانیم .خدا

به آدم فرمود: آن نامهارا به فرشتگان عرضه کن. بعد فرمود نگفتم که من آنچه را که آشکار

وپنهان کنید می دانم.

خدا به همه فرشتگان و همچنین به شیطان که از اجنه بود دستور داد سجده کنند همه

سجده کردند ولی شیطان به سبب تکبر امتناع کرد وگفت من از آتش هستم واو از گل

(خاک) چگونه بر او سجده کنم؟ درحالیکه من از او برترم. خدا هم شیطان را بخاطر

نافرمانی از درگاه خود راند ولی بخاطر عباداتش به او مهلتی تا وقت معین داد.(روز قیامت

یا ظهور حضرت مهدی)

شیطان به پروردگار عرض کرد من همه بندگان تورا از مسیر حق منحرف میکنم مگر

بندگان خالص را.من مثل خون در رگهای انسان جاری میشوم و او را به جهنم سوق

میدهم.

وکسانی که از یاد خدا دوری کنند شیطان برآنها مسلط میشود.(قرآن کریم)

جواب علت خلقت انسان:

وماخلقت جن والانس الا لیعبدون. وما جن وانس را برای عبادت خلق کردیم

من گنج مخفی بودم انسانرا آفریدم تا شناخته شوم(حدیث قدسی)

لولاک ماخلقت الافلاک .اگر تونبودی ما دنیارا خلق نمی کردیم.(خطاب به پیامبر عظیم

الشان)

خلقت انسان جنبه رحمت خدا را میرساند وخدا با این کار علم وقدرت وحکمت ومهربانی

خود را نشان میدهد چون از حکیم کارهای درست سر میزند وحکیم یعنی کسی که کار

بیهوده ولغو انجام نمیدهد.

خودشناسی

من عرف نفسه فقد عرف ربه

هرکس خود را بشناسد به تحقیق خدارا شناخته است.حضرت علی (ع)

انسان دارای دو بعد جسمی وروحی است.

جسم او شامل اندام ظاهری دست وپا وقلب ومغز و... میشود که در فیزیولوژی مورد

بررسی قرار میگیرد اما بعد مهم انسان روح است که تقریبا ناشناخته ومرموز است.

نفخت فیه من روحی.از روح خودم در او دمیدم.قرآن کریم

چرا شناخت روح سخت وپیچیده است؟

چون روح ماهیتی غیرمادی دارد ونمیتوان از راه تجربی ودرآزمایشگاه آنرا مورد بررسی

وآزمایش قرار داد.

وروح تابع زمان ومکان نیست وفناناپذیر است انسان درصورت از بین رفتن جسمش

روحش آسیبی نمی بیند.

تناسخ: اعتقاد به اینکه روح پس از مرگ در یک بدن جز بدن خوداو حلول کند ممکن

است آن بدن حیوان باشدیا انسانی دیگر.که اسلام تناسخ را بکلی رد میکند.

عالم ذر: خدا دوهزار سال قبل از خلقت انسان ارواح آنانرا بصورت ذراتی کوچک آفرید واز

آنها پیمان گرفت وانسانها نیز همه به الوهیت او اقرار کردند.

شناخت خدا

دانشمندی درشبی به پیش مولوی شاعر معروف میرود ومیگوید من راهی را پیدا کردم

که خدا را اثبات کنم مولوی گفت عجب چه خبر خوبی اتفاقا چند لحظه پیش فرشته خدا

آمد ومرا از این خبر مسرت بخش آگاه کرد .بعد مولوی روبه دانشمند کرد وگفت برو خود را

اثبات کن خدا به اثبات من وتو نیازی ندارد.

زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب ورنگ و خال وخط چه حاجت روی زیبا را

(حافظ)

راههای شناخت خدا

شناخت اسما وصفات.شناخت اسما خدا به ما کمک بزرگی میکند وبیانگر رحمت

بخشش مهربانی ،عظمت،بی نیازی، علم وحکت و قدرت و... می باشد.

شناخت پدیده ها ومخلوقات.که بهترین راه شناخت آن استفاده از رابطه علت ومعلول

می باشد.از نظر فلسفی هر معلولی دارای علتی است مثلا جابجایی هوا علت باد

است پس باد معلول است ونیازمند علتی بعنوان جابجایی هوا.

عالم پیچیده وبانظم ودقیق نمیتواند بدون علت وخالق باشد .چون هر معلولی نیاز به

علت دارد.

روزی ابوسعید ابوالخیر درحمام درنزد ابن سینا ظرفی را معلق کرد وبه ابن سینا گفت

بنظر شما این کار من نیازمند علت است ابن سینا گفت بله اراده تو علت آنست وباعث

شده که ظرف معلق بماند.

قدرتهای روحی اثباتی بر وجود روح

انسان با ریاضت وشرایطی خاص به مرحله ای میرسد که از او کارهای خارق العاده سر

میزند مثل راه رفتن روی آتش یا روی آب گذشتن از دیوار خواندن وانتقال افکار تخلیه روح

وطی الارض وتصرف در زمان ومکان.اگر انسان مومن باشد قدرتش الهی واگر کافر

قدرتهایش شیطانی است.

به قول حافظ

حدیث از مطرب ومی گو وراز دهر کمتر جو که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را

نویسنده : علی ناصریان

نظرات ()



جلوگیری از ریزش مو
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

ورزش وفعالیت بدنی

دوری از استرس واضطراب و فعالیت فکری شدید

مصرف پودر سبوس برنج همرا با شیر یا ماست ویا دم کردن سبوس درشت

خوردن غداهای دارای آهن مانند: گوشت قرمز، مرغ، ماهی، تخم  مرغ ، برگه زردآلو،

کشمش، آلو، عدس ، نخود ، لوبیا ، بادام زمینی

خوردن غداهای دارای روی : گوشت ، جگر، ماهی ، مرغ ، تخم مرغ ، بادام زمینی ، تخم

کدو،عدس ، نخود ، گندم ، شیر و لبنیات

خوردن غذاهای دارای پروتئین : سویا ، تخم مرغ ، شیر، غلات

خوردن غذاهای دارای ویتامین سی که باعث افزایش جذب آهن میشوند مانند: مرکبات ،

میوه ها، سبزیجات سبز رنگ ، گوجه فرنگی ، سیب زمینی ، شلغم

نویسنده: علی ناصریان

نظرات ()



توکل و توسل
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

آزمودم دل خود را به هزاران شیوه                   هیچ چیزش به جز از وصل توخشنود نکرد

اگه می خوای زودتر به مقصد برسی باید در درجه اول توکلت به خدای بزرگ وبی همتا

باشه ودردرجه دوم متوسل بشی به ائمه اطهارعلیه السلام .

اگه سخت ترین مشکلاتو تو زندگیت داری اگه بزرگترین شکستها رو تو زندگیت داشتی

،خودتو نبازوبه راهی که از نظر عقل وشرع درسته ادامه بده .حتی اگه فکر میکنی که

تنهایی ویا کسی تورودوست نداره باید بگم که سخت در اشتباهی حتی اگه این طور 

هم باشه باز هم خدایی هست و وجودداره که همیشه وهمه جا با توست وتورو دوست

داره ومدام صدات میزنه .

پس معطل نکن چون آغوش گرم خدا منتظر توست.

هر موقع هر موقع احساس تنهایی کردی برو سمت خدا ،هرچند که گناهانت زیاد بود

مطمئن باش گناهان تو به اندازه رحمت خدا نیست خدا از گناهانت میگذره وهمه رو

نادیده میگیره.

حتی اگه خدا اوایل جوابتو نداد نا امید نباش باز هم تلاش کن به قول پیامبر اون قدر در رو

بزن تاعاقبت بروت باز بشه .یکی از مهمترین علت مستجاب نشدن دعاها(البته به جز

حق الناس) حکمت خداست چون ما زمینی هستیم وپشت حجاب زمان ومکان واقعیات

رو اون طوری که هستند نمیتونیم ببینیم ودرک کنیم.

یادت باشه که بهشت به بهاست نه بهانه!

یادت باشه هر جا که هستی میتونی یک پله بالاتر بری.

میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست          تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

سلامتی،شادی،آرامش ،معنویت،ثروت وبرکت روز افزون را برای شما عزیزان از خدای

بزرگ خواستارم.

علی ناصریان

نظرات ()



اعتماد به خدا
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

بیشتر ما برای حل مسائل ومشکلات به افرادی که خود وابسته به افراد دیگر هستند

اعتماد میکنیم وازخدای خود که قادر مطلق است غافل شدیم.این غفلت نتیجه دنیازدگی

ومادیگری وفر رفتن انسانها درمسائل بی ارزش وهوا وهوس است .

ای کاش ما مثل بچه هایی که به پدر ومادر خود اطمینان زیاد دارند به خدای خود

اطمینان داشتیم وبه او اعتماد می کردیم.اگر واقعا خدا را با تمام وجود باور کنیم واعتماد 

داشته باشیم و امور خود رابسپاریم خدا ما را کفایت میکند این وعده در قرآن آمده است.

انسانی که به منبع قدرتی متصل است نباید احساس ضعف ودرماندگی کند چون می

داند خدای بزرگ درهمه حال وهمیشه یار ویاور اوست وبنده خود را تنها نمی گذارد.

نویسنده: علی ناصریان

 

نظرات ()



علت عقب ماندگی ما
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر اینکه خودشان سرنوشت شان را

تغییر دهند.

(رعد11)

بجای اینکه انگشت اشارت رو به طرف دولت،حکومت،جامعه،خانواده و... بگیری وخودتو

قربانی شرایط بد بدونی باید ببینی که چرا با همین اوضاع واحوال وشرایط ،افراد دیگه تو 

جامعه ما موفق هستند وتوهنوز اندر خم یک کوچه ای!

نمیگم این ها نمیتونند تو زندگیت بی تاثیر باشند ولی باز هم میشه موفق شد.

توی هر موقعیت واوضاع مادی ومعنوی هستی میتونی یک پله بالاتر بری.باور کن که

میشه.

شرایطی رو که میشه تغییر بدی تغییر بده ،شرایطی که قابل تغییر نیستند ،اونارو قبول

کن وباهاشون کنار بیا.

قطعا خدا تلاش کسی رو که زحمت میکشه بی جواب نمی ذاره وهیچ تلاشی بی

پاداش نیست.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود                        مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

منتظر معجزه وامداد غیبی از طرف خدا نباش چون در این صورت سرکاری.

با دعاکردن و فکر کردن وتفکر مثبت به تنهایی به جایی نمی رسی.چون کائنات طبق 

افکار واحساس و اعمال ما بهمون بازخورد میده هر چی رو که بکارید همون رو برداشت 

میکنید.

اگه همش دنبال مقصر باشی در اون صورت هم وقتت رو تلف کردی یادت باشه اگه تاحالا

موفق نبودی وشکست خوردی در درجه اول مقصر خودت بودی.پس بیا با قبول کردن 

اشتباهت وبرطرف کردن اون یک قدم سمت موفقیت برو.

میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست          تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

امیدوارم که به همه آرزوهایی که داری برسی.موفق باشید.

علی ناصریان

نظرات ()



قورباغه ات را قورت بده
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

قورباغه راقورت بده (1)

همین الآن یک کاغذ بردارید و ده هدفی که می‌خواهید در سال آینده به آنها برسید

لیست کنید. این هدف‌ها را به صورتی بنویسید که گویا یک سال گذشته است و آنها

همگی به تحقق پیوسته‌اند. در نوشتن هدف‌هایتان از زمان حال و ضمیر اول شخص

استفاده کنید، هدف‌ها باید با صراحت و با قطعیت بیان شوند. با این کار ذهن ناخود آگاه

شـما بی‌درنگ آنها را تأیید می‌کند. برای مثـال می‌نویسید: « من ... تومان در آمـد دارم.

» یـا « وزن من ... کیلو گرم است. » و یـا « من سوار اتومبیل ... هستم. »

سپس ده هدفی را که نوشته‌اید مرور کنید. از میان آنها هدفی را انتخاب کنید که رسیدن

به آن بیشترین تأثیر را در زندگی شما می‌گذارد. این هدف هر چه که هست آن را روی

یک برگ کاغذ بنویسید، برای رسیدن به آن مهلتی تعیین کنید، برنامه‌ریزی کنید طبق

برنامه دست به کار شوید و هر روز برای دست‌یابی به هدف مورد نظر کاری انجام دهید.

همین تمرین به تنهایی می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند!

 قورباغه را قورت بده (2)

از همین امروز تهیه برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه خود را شروع کنید. یک دفترچه یا یک

برگ کاغذ بردارید و همه‌ی کارهایی را که باید در بیست و چهار ساعت آینده انجام دهید

یادداشت کنید. اگر ایده‌های جدیدی بعداً به ذهن‌تان می‌رسد، آنها را هم مجدداً به

لیست اضافه کنید. لیستی از تمام پروژه‌ها و کارهای بزرگی که در نظر دارید در آینده

انجام بدهید تهیه کنید. هر یک از هدف‌ها و پروژه‌های بزرگ خود را براساس اولویت ( آنچه

که مهم‌تر است ) و توالی ( آنچه باید اول انجام شود و آنچه باید بعد از آن انجام شود ) و

...، مرتب کنید. برای این کار می‌توانید پایان کار را در نظر مجسم کنید و از آخر به اول

بیایید.

روی کاغذ فکر کنید! همیشه از روی لیست کار کنید. به این ترتیب حتی خودتان هم

متعجب خواهید شد که چقدر کارایی‌تان بیشتر شده است و چقدر راحت‌تر می‌توانید

قورباغه خود را قورت بدهید.

 قورباغه را قورت بده (3)

همین امروز لیستی از تمامی هدف‌ها، پروژه‌ها و مسئولیت‌های خود تهیه کنید. کدامیک

از آنها جزء 10 تا 20 درصد از کارهایی هستند که 80  یا 90 درصد از نتایج مورد نظر ما را

به بار می‌آورند یا می‌توانند به بار آورند؟

از همین امروز قاطعانه تصمیم بگیرید که وقت بیشتری را صرف فعالیت‌های معدودی بکنید

که می‌توانند در زندگی شما تحول واقعی ایجاد کنند و وقت کمتری را صرف فعالیت‌های

کم اهمیت‌تر بکنید.

 قورباغه را قورت بده (4)

به‌طور منظم لیست کارها، فعالیت‌ها و پروژه‌های خود را مرور کنید. مرتباً از خودتان

بپرسید: « کدام پروژه یا فعالیت است که اگر آن را به بهترین نحو و با یک روش زمان‌بندی

شده به انجام برسانم بیشـترین تأثیر مثبت را بر زندگی من خواهد گذاشت؟ »

آنچه را که می‌تواند بیشترین کمک را به شما بکند، هر چه که باشد، به عنوان هدف خود

در نظر بگیرید، برای دست‌یابی به آن برنامه‌ریزی کنید و بلافاصله روی برنامه‌ی خود شروع

به کار کنید. این کلمات فوق‌العاده گوته را به خاطر بسپارید: « اگر کار را شروع کنید ذهن

شما گرم می‌شود و اگر ادامه دهید کار به انجام می‌رسد. »

 قورباغه را قورت بده (5)

همین الآن لیسـت کارهای خود را مرور کنید و در کنار هر یک از موارد آن الف، ب، پ، ت

یا ث بگذارید، کار « الف-1 » خود را انتخاب کنید و بلافاصله روی آن شروع به کار کنید،

خود را موظف کنید که تا این کار را به اتمام نرسانده‌اید دست به کار دیگری نزنید.

در طول یک ماه آینده، قبل از شروع به کار، این روش الف ب پ ت ث را هر روز و در مورد

هر لیستی که از کارها یا پروژه‌های خود تهیه می‌کنید به‌ کار بگیرید. پس از یک ماه

عادتِ شروع و ادامه کارهایی را که بالاترین اولویت را برای شما دارند پیدا کرده‌اید و آینده

شما تضمین شده است.

 قورباغه را قورت بده (6)

اهداف اصلی کارتان را مشخص کنید. هدف‌هایی که رسیدن به آنها نشان‌دهنده‌ی آن

است که کارتان را به بهترین نحو انجام می‌دهید مشخص کرده و آنها را روی کاغذ بیاورید.

سپس به هر کدام از آنها با توجه به نحوه‌ی عملکرد خود در آن زمینه از یک تا ده نمره

بدهید، و آنگاه توانایی یا مهارتی را که اگر به خوبی از پس آن برآیید بیشترین تأثیر را روی

کارتان دارد تعیین کنید.

فهرست اهداف اصلی را به رئیس خود نشان بدهید و نظر او را بخواهید. از اظهارنظرهای

صادقانه استقبال کنید. شما فقط در صورتی در کارتان عملکرد بهتری خواهید داشت که

بتوانید از نظرات سازنده‌ی دیگران استفاده کنید. در مورد فهرستی که تهیه کرده‌اید با

کارکنان، همکاران و همسر خود مشورت کنید.

 عادت کنید که از این به بعد مرتباً اهداف اصلی کارتان را تجزیه و تحلیل کنید. هرگز از

بهبود کار دست برندارید. همین تصمیم به‌تنهایی می‌تواند زندگی‌تان را متحول کند.

 قورباغه را قورت بده (7)

قوی‌ترین ابزار ذهنی شما برای رسیدن به موفقیت توانایی شما در اولویت‌بندیِ درستِ

کارهایتان است. هر روز چند دقیقه‌ای در جایی که کسی مزاحم‌تان نشود راحت بنشینید

و بدون استرس و نگرانی فقط به کارهایی که باید انجام بدهید فکر کنید.

تقریباً هر بار در سکوت و تنهایی به ایده‌های جالبی می‌رسید که وقتی این ایده‌ها را به

کار بگیرید به میزان زیادی در کار خود صرفه‌جویی خواهید کرد. با این کار، اغلب

پیشرفت‌ها و موفقیت‌هایی را تجربه خواهید کرد که مسیر زندگی و شغل شما را به کلی

دگرگون می‌کند.

 قورباغه را قورت بده (8)

نگاه دقیقی به میز کار خود بیاندازید، هم در خانه و هم در محل کار، آن وقت از خودتان

بپرسید : « چه جور آدمی در یک چنین جایی کار می‌کند؟ »

هر چقدر محیط کارتان تمیزتر و مرتب‌تر باشد بیشتر احساس مثبت ‌بودن، خلاقیت و

اعتماد به نفس می‌کنید، همین امروز تصمیم بگیرید که میز کار و دفتر خود را کاملاً تمیز و

مرتب کنید تا هر بار که پشت میزتان می‌نشینید احساس کنید که فردی مؤثر، کارآمد و

آماده‌ی پیشروی و موفقیت هستید.

 قورباغه را قورت بده (9)

از امروز تصمیم بگیرید که پروژه‌ی « در خدمت خودتان » را اجرا کنید: برای تمام عمر در

حوزه کاری‌تان یک شاگرد باقی بمانید. برای یک حرفه‌ای هیچ وقت مدرسه رفتن و

آموختن تمام نمی‌شود.

چه مهارت‌ها و توانایی‌هایی است که به شما کمک می‌کند تا در کارتان در زمان کمتر

نتایج بهتری بدست آورید؟ برای ادامه و پیشرفت کار در آینده به چه توانایی‌های کلیدی و

اصلی نیاز دارید؟ این مهارت‌ها هر چه هستند آنها را مشخص کنید. برای بهبود آنها

برنامه‌ریزی کنید و سپس فراگیری را شروع کنید. سعی کنید در کارتان همیشه بهترین

باشید.

 قورباغه را قورت بده (10)

مدام این پرسش‌های کلیدی را از خود بپرسید: « در چه کاری واقعاً بهتر از دیگران

هستم؟ از کدام قسمت از کدام قسمت از کارهایی که انجام می‌دهم بیشتر لذت

می‌برم؟ مهم‌ترین عامل موفقیت من در گذشته چه بوده است؟ اگر اصلاً بتوانم حرفه‌ای

داشته باشم آن کدام است؟ »

اگر با خریدن بلیط بخت آزمایی یا چیزی شبیه به آن مبلغ هنگفتی پول بدست بیاورید و

این آزادی را داشته باشید که برای بقیه‌ی عمرتان هر کار یا هر قسمت از کاری را که

دوست دارید انجام دهید، چه کاری را انتخاب خواهید کرد؟ برای اینکه مشغول به کار مورد

نظر شوید چه مقدماتی را باید فراهم کنید تا بتوانید آن کار را به بهترین صورت ممکن

انجام دهید؟ پاسخ این پرسش هر چه که هست از همین امروز دست به کار شوید.

 قورباغه را قورت بده (11)

همین امروز مهم‌ترین هدف زندگی‌تان را مشخص کنید. این هدف چیست؟ چه هدفی

است که اگر در زندگی به آن دست پیدا کنید، بهترین تأثیر را بر زندگی کاری‌تان خواهد

گذاشت؟

هنگامی که مطمئن شدید هدف اصلی‌تان را پیدا کرده‌اید از خودتان بپرسید: « چه

عاملی است که تعیین کننده‌ی سرعت من در رسیدن به این هدف است؟ » چرا تا کنون

به آن نرسیده‌ام؟ چه ویژگی در من است که مرا از پیشرفت و رسیدن به هدفم باز

می‌دارد؟ جواب هر چه که بود، اقدامات خود را برای از بین بردن مانع اصلی فوراً شروع

کنید، با هر کاری که فوراً به فکرتان می‌رسد کار را شروع کنید. هر کاری، مهم این است

که شروع کنید.

 قورباغه را قورت بده (12)

هر هدف، وظیفه یا پروژه‌ای را که تا بحال در زندگی برای رسیدن و یا انجام آن سستی و

تنبلی کرده‌اید انتخاب کنید و فوراً اولین قدم را برای شروع کار بردارید. برخی اوقات برای

شروع تنها کاری که باید بکنید این است که بنشینید و لیستی از تمام مراحلی که برای

انجام یا رسیدن به هدف باید طی کنید، تهیه کنید.

سپس کار را شروع کنید، هر بار یکی از مراحل را به انجام برسانید. بعد مرحله‌ی بعدی، و

به همین ترتیب تا آخر. در پایان از نتیجه‌ی به دست آمده شگفت‌زده خواهید شد.

 قورباغه را قورت بده (13)

برای انجام هر یک از کـارهای خود و همچنین برای انجام هر یک از قسـمت‌های آن مهلت

تعیین کنید. بــرای خودتــان یک « سیستم فشار » طراحی کنی. بار خود را کم کم زیاد

کنید و اجازه ندهید که از میدان به در شوید. وقتی که برای خود مهلتی تعیین کردید به

آن پایبند باشید و حتی سعی کنید کار را زودتر از مهلت مقرر انجام دهید.

در مورد کارها یا پروژه‌های بزرگ، قبل از شروع همه‌ی مراحل آن را لیست کنید. آنگاه

تعیین کنید که برای انجام هر قسمت از کار چند دقیقه و ساعت وقت لازم دارید. سپس

برنامه‌ی زمان‌بندی شده روزانه و هفتگی خود را تنظیم مجدد کنید را تنظیم مجدد کنید تا

بتوانید برای زمانی که منحصراً روی این پروژه کار می‌کنید وقت خالی ایجاد کنید.

 قورباغه را قورت بده (14)

میزان انرژی و عادت خواب و خوراک خود را دقیقاً بررسی کنید. برای بالا بردن سطح انرژی

و تندرستی خود مصمم شوید و به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

کدام یک از فعالیت‌های جسمی خود را باید بیشتر کنم؟

کدا یک از فعالیت‌های جسمی خود را باید کمتر کنم؟

برای اینکه عملکرد خود را به بالاترین سطح برسانم چه فعالیتی را باید شروع کنم؟

در حال حاضر چه کاری می‌کنم که سلامتی مرا به خطر می‌اندازد و باید انجام آن را کاملاً

متوقف کنم؟

پاسخ هر چه که هست همین امروز دست به کار شوید.

 قورباغه را قورت بده (15)

افکارتان را کنترل کنید. به خاطر داشته باشید که اکثر اوقات همان می‌شوید که به آن فکر

می‌کنید. فقط به چیزهایی فکر کنید و درباره آن با خودتان گفتگو کنید که می‌خواهید

داشته باشید نه چیزهایی که نمی‌خواهید.

برای داشتن ذهنی مثبت، مسئولیت کامل اعمال خود و هر آن چه را که برایتان اتفاق به

عهده بگیرید. به هیچ دلیلی دیگران را مقصر ندانید و از آنها اتقاد نکنید. به جای آنکه به

دنبال توجیه شکست‌هایتان باشید اراده کنید که پیشرفت کنید. ذهن و انرژی‌تان را روی

آنچه که می‌تواند به پیشرفت زندگی شما کمک کند متمرکز کنید و آنگاه از آنچه پیش

می‌آید شگفت‌زده خواهید شد.

 قورباغه را قورت بده (16)

در زندگی همیشه تصمیم گرفتن را تمرین کنید. مرتباً از خودتان بپرسید: « اگر این کار را

قبلاً شروع نکرده بودم، آیا با اطلاعات و شرایطی که امروز دارم حاضر می‌شدم الآن این

کار را شروع کنم؟ »

 هر یک از فعالیت‌ها و کارهای شخصی و شغلی‌تان را که قبلاً آغاز کرده‌اید بر اساس

شرایط و اطلاعات امروزتان ارزشیابی کنید و ببینید آیا در میان کارهای‌تان کاری هست که

دیگر ضرورتی برای انجام آن احساس نمی‌کنید. در این صورت، این کاری است که باید

تکنیک تنبلی سازنده را در مورد آن به کار بگیرید و یا دیگر از انجام آن دست بکشید.

 قورباغه را قورت بده (17)

خودتان را به صورت فردی مجسم کنید که مدام رو به پیشرفت است. خودتان را موظف

کنید که با تمرین مرتب روش‌های بالا‌بردن کارایی، آنها را تبدیل به عادت کنید تا به‌طور

اتوماتیک و به‌سادگی این روش‌ها را انجام بدهید. یکی از نیرومندترین جملاتی که برای

این کار می‌توانید استفاده کنید این است: « فقط امروز! نگران نباش که این کار باعث

شود برای همیشـه تغییر کنی. اگر فکر خوبی اسـت، فقط امروز آن را انجام بده. »

هر روز به خودتان بگویید: « من فقط همین امروز آماده می‌شوم و روز را با سخت‌ترین کار

شروع می‌کنم. » از تأثیری که این روش روی زندگی‌تان می‌گذارد شگفت‌زده خواهید

شد.

 قورباغه را قورت بده (18)

برای شروع سـریع یک کار بزرگ و پیچیده که از چندین کـار کوچک‌تر تشکیل شده یکی از

دو روش « بریدن کالباس » و یا « سوراخ کردن پنیر سوئیسی » را به کار بگیرید.

ویژگی مشترک انسان‌های موفق و خوشبخت آن است که همگی اهل عمل هستند. به

این معنی که وقتی ایده‌ی خوبی را می‌شنوند فوراً آن را بکار می‌گیرند تا ببینند که تا چه

حد این ایده می‌تواند برایشان سودمند باشد. پس وقت را تلف نکنید. همین امروز این

روش‌ها را امتحان کنید.

 قورباغه را قورت بده (19)

مدام به راه‌های مختلفی که از طریق آنها می‌توانید وقت اضافی ایجاد کنید فکر کنید. از

این وقت‌ها برای انجام مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید در درازمدت بیشترین تأثیر را بر

زندگی و کارتان بگذارند استفاده کنید.

هر دقیقه را به حساب بیاورید. با برنامه‌ریزی و آمادگی از قبل اجازه ندهید که از هدف‌تان

دور شوید و یا عوامل بازدارنده بتوانند در پیشرفت‌تان اختلال ایجاد کنند. بیش از هر چیز با

انجام کارهای مهم و اصلی‌تان بر روی به‌دست آوردن مهم‌ترین نتایج تمرکز داشته باشید

و فراموش نکنید که خودتان مسئول دست‌یابی به اهداف‌تان هستید.

 قورباغه را قورت بده (20)

از امـروز تصمیم بگیرید بـرای هـر کـاری که انجـام مــی‌دهید در خودتــان « احساس

اضطرار » ایجاد کنید. یکی از کارهایی را که معمولاً در انجام آن تنبلی می‌کنید انتخاب

کنید و اراده کنید که عادت سریع انجام دادن آن کار را در خود تقویت کنید. هم در مواقعی

که فرصتی پیش می‌آید و هم وقتی که مشکلی رخ می‌دهد فوراً وارد عمل شوید.

هنگامی که کار یا مسئولیتی را به شما می‌سپارند، سریع آن را به انجام برسانید و

نتیجه‌ی کار را اطلاع دهید. در تمام مسائل مهم زندگی‌تان سریع عمل کنید. آنگاه از

اینکه می‌بینید چقدر کارهای بیشتری انجام می‌دهید و احساس بهتری دارید تعجب

خواهید کرد.

 قورباغه را قورت بده (21)

دست به کار شوید! همین امروز مهم‌ترین کار یا پروژه‌ای را که باید تمام شود انتخاب کنید

و فوراً کار را شروع کنید.

به محض اینکه اصلی‌ترین کارتان را شروع کردید خود را موظف کنید که آن را بی‌وقفه و

بدون تأخیر تمام و کمال انجام دهید. به این کار به عنوان « امتحان » نگاه کنید. ببینید آیا

شما آدمی هستید که بتوانید تصمیم به انجام کاری بگیرید و آن را تا آخر پیش ببرید.

وقتی کار را شروع کردید اجازه ندهید هیچ چیز در انجام آن وقفه ایجاد کند.

منبع: قورباغه ات را قورت بده 

نظرات ()



کتابهای پیشنهادی روانشناسی
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

راز(راندا برن)

راز شکرگذاری (راندا برن)

قدرت (راندا برن)

ناگفته های راز (اد گانگور)

قانون جذب (مایکل لوسیر)

رموز موفقیت بزرگان (رضا باقی زاده)

راز پول (کورت تپرواین)

چگونه ثروتمند شویم (برایان تریسی)

تکنولوژی فکر(علیرضا آزمندیان)

بیندیشید وثروتمند شوید (ناپلئون هیل)

عظمت خود را دریابید(وین دایر)

معجزه ذهن برای رسیدن به آرزوها(مرتضی احمدی منش)

موفقیت نامحدود در20روز(آنتونی رابینز)

اعتماد به نفس سریع(پل مکنا)

من میتوانم شمارا ثروتمند کنم(پل مکنا)

نویسنده: علی ناصریان 

نظرات ()



راهنمای موفقیت
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

بیشتر افراد موفقیت را، زندگی در قصر وداشتن اتومبیل گران قیمت معنا میکنند وافراد

ثروتمند را افرادی چاق وبالباسهای شیک تصور میکنند در صورتی که موفقیت تنها شامل

این موارد این نیست بلکه موفقیت یک پکیج است که شامل: 

پول،معنویت،سلامتی،شادی ومحبوبیت میشود.

از نظر عامه مردم ثروتمندان افرادی هستند که با کلاهبرداری ودزدی یا با درآمدهای

بادآورده یا ارث های خانوادگی به این موقعیت رسیدند . درصورتیکه کسب وجذب ثروت

یک مهارت یا بهتر است که بگوییم پولسازی یک هنر است وجنبه اکتسابی دارد. ثروت

حاصل تفکر ثروتمندانه وفقر حاصل تفکر فقیرانه است بقول ناپلئون هیل اگر فکر کنید که

موفق میشوید درست فکر کرده اید واگر فکر کنید شکست می خورید درست فکر کرده

اید.افکار فرکانسهایی مغناطیسی دارند ومشابه خودرا جذب میکنند.کسی که دائم به 

بدهکاری وقرض و مشکلات زندگی فکر میکند درواقع این مسائل را به زندگی خود دعوت

میکند وکائنات هم مسائلی ازین قبیل را برایش فراهم میکند.

تو چون میکنی اختر خویش را بد         مدار از فلک چشم نیک اختری را

این جهان کوه است وفعل ما ندا           سوی ما آید نداها را صدا (مولوی)

مراحل جذب

فکر

حس

باور

عمل

دریافت

اولین پروسه جذب ،فکر است یعنی باید به چیزهایی که میخواهیم فکر کنیم نه به

چیزهایی که نمی خواهیم و فکرغالب ما اندیشه  درمورد خواسته هایمان باشد وشب

وروز به مدت چند دقیقه به چیزهایی که میخواهیم داشته باشم فکر کنیم .

پروسه دوم احساس است یعنی درگیر کردن احساس با خواسته هاست. اتومبیل وخانه

یا چیزی را که میخواهیم را طوری درذهن تصور کنیم که الان وجود دارد فرض کنیم که با

آن اتومبیل به همراه خانواده خود به جاهایی که دوست داریم سفر میکنیم یا تصوری از

خانه ای که میخواهیم داشته باشیم با وسایل ودکوراسیون دلخواه در ذهن خود به تصویر

میکشیم.

این مرحله در ابتدا کمی مشکل بنظر می رسد وذهن در مقابل آن به مخالفت برمیخیزد

ولی نباید به این افکار مزاحم توجه کرد.

مرحله سوم باور است .

برای کسی که باور داشته باشد همه چیز امکان پذیر است (عیسی مسیح) .

در کتب دینی وروایات بسیاری به این مساله تاکید شده است امام صادق می فرماید:

زمانیکه دعا میکنی تصور کن که خواسته ات در پشت در است.

انسانهای بزرگ باوری عمیق داشته اند.

مرحله بعدی که مهمترین مرحله است تلاش وکار است .

وآنانکه درراه ما تلاش میکنند ما خود راه را به آنها نشان خواهیم داد.عنکبوت آیه69

نابرده رنج گنج میسر نمیشود   مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

  به عمل کاربرآید به سخندانی نست(سعدی)

صرف فکر کردن واحساس کردن وباور برای رسیدن به آرزوها کافی نیست ونیاز به حرکت

دارد. کسانیکه تنبل هستند ویا انجام کارها را به تاخیر می اندازند افرادی ناموفق ونا امید

هستن ومدام به دنبال مقصر میگردند و دولت ، جامعه ، پدرومادر وشرایط زندگی را دلیل

عقب ماندگی خود می دانند .درصورتی که انسان هر مرحله ای که باشد میتواند یک

قدم بالاتر برود .افراد زیادی در تاریخ بوده اند که در بدترین شرایط به موفقیتهای

چشمگیری رسیدند.انسان نمیتواند همه شرایط را تغییر دهد ولیکن میتواند یک سری از

شرایط را تغییر دهد پس محکوم به شکست نیست.

 خدا به همه ما انسانها یک سری توانایی داده که بتوانیم با استفاده از آنها به موفقیت

برسیم.

ممکن است فردی در ریاضی مهارت داشته باشد وشخص دیگر در ادبیاتودیگری در

فروشندگی یا نویسندگی و...

 آخرین وجذاب ترین مرحله که مرحله پایانی میباشد مرحله دریافت می باشد در این

مرحله کائنات با نوای وجودی انسان هم نوا وهماهنگ میشود ومرحله خلق به منصه

ظهور میرسد.

برای کائنات مبلغ هزار تومان ویک میلیارد تومان تفاوتی ندارد این تفاوت از ذهن ما

ناشی میشود بزرگترین وکوچکترین هدف ما برای کائنات به اندازه یک نقطه وحتی

کوچکتر از آنست.

بعضی از دوستان از من می پرسند من همه این مراحل را انجام دادم ولی چرا به اهداف

وآرزوهای خود نرسیدم در ادامه به این سوال این طور پاسخ میدهم.

نرسیدن به آرزوها بعد از تلاش بی وقفه به خواست خدای متعال برمیگردد.

صلاح کار کجا و من خراب کجا   ببین تفاوت ره کجاست تا به کجا(حافظ)

خدا گر زحکمت ببندد دری   زرحمت گشاید در دیگری

به قول خدا چه بسا انسان از چیزی کراهت دارد ولی این مسئله به نفع اوست ویا

نسبت به چیزی تعلق خاطری دارد واین قضیه به ضرر اوست.

چون ما انسانها درین تن خاکی اسیر زمان ومکان هستیم، از آینده خبرنداریم و دوست

داریم خدا همه دعاهای مارا اجابت کند.

خدا یا غول چراغ جادو:

بعضی از انسانها این تصور را دارند که من هرچه که از خدا میخواهم خدا باید آنرا به من

بدهند در این صورت خدا غول چراغ جادو وماهم علاء الدین هستیم.خدا بنابه مصلحت

خود به درخواستهای ما جواب میدهد.

ادعونی استجب لکم. درخواست کنید تا من اجابت کنم آیه 60سوره غافر

وعده خدا حق است وخدا هیچ وقت خلف وعده نمی کند.شاید اکثر ما به مفهوم این آیه

توجه نکرده ایم.

نکته: برای رسیدن به آرزوها باید لیاقت داشتن آنرا کسب کنیم .خلایق هرچه لایق.

نتیجه دعا کردن:

اول:خدا آن چیزی را که میخواهیم به ما میدهد.

دوم:دعا در حال اجابت است ولی ما متوجه این مسئله نمیشویم .

سوم:خدا بهتر از آنرا به ما ارزانی میدارد.

چهارم: دعاکردن باعث دوری بلاها ومشکلات از انسانها میشود.

پنجم: خدا دعا را ذخیره آخرت وبخشودگی گناهان میکند.

دعا یکی از بهترین حالات در انسان وباعث قرب ونزدیکی به خدای بزرگ میشود.

وناامیدی از درگاه اوبزرگترین گناه محسوب میشود وحالتی است که شیطان به هدف

خود رسیده است

فقر وثروت در اسلام:

متاسفانه خیلی از افراد که دین را خوب نفهمیده اند ثروت وجذب آنرا مخالف دینداری

دانسته اند ومردم نادان را به فقر وبدبختی تشویق کرده اند .ساده زیستی خوب

وپسندیده است ولی فقر وبی چارگی وزندگی بالباس مندرس وظاهر نزار زیبنده یک

انسان معتقد که اشرف مخلوقات بحساب میآید نیست.

فقر باعث روسیاهی در دنیا وآخرت است.پیامبر

کسی که معاش (وسیله زندگی) نداشته باشد معاد ندارد.پیامبر

دین آن مال وثروتی را مورد سرزنش قرار می دهد که انسان را از یاد خدا غافل میکند.چه

بسا افراد فقیر بیشتر در معرض آسیبهای گناه هستند.در احادیث آمده کسانی که

وضعیت مالی خوبی دارند باید به خانواده خود سخت نگیرند تا آنها آرزوی مرگ او را بکنند.

اگر هدف از ثروت ارتقای زندگی خود ودیگران باشد خوب وپسندیده است.وکسب ثروت

حلال جزو عبادات است.

معنویت وموفقیت

همانا با یاد خدا دلها آرام میگیرد.(قرآن کریم)

هرکس خود را تزکیه کرد به تحقیق رستگار شد.(قرآن کریم)

یکی از پارامترهای موفقیت ، معنویت می باشد وزندگی بدون معنویت انسان را دچار

مشکل میکند وچه بسا افراد ثروتمندی داریم که به مرحله ای می رسند که احساس

پوچی میکنند.اینگونه افراد در زندگی به جز ثروت تکیه گاهی ندارند وبین زمین وآسمان

معلق هستند.انسان معنوی ومعتقد با توکل وتلاش سعی میکند که زندگی خود را بهبود

بخشد.

این انسان برای رسیدن به اهداف خود ارزشهای خود را زیر سوال نمی برد وپایبند به

اصول اخلاقی است .

سلامتی وموفقیت

کسی که برای رسیدن به موفقیت سلامتی خود را به خطر می اندازد نمی تواند انسان

موفقی باشد بلکه انسان باید در کنار کار تفریحات وسرگرمی هایی داشته باشد.بعضی

از تفریحات نیازی به سرمایه زیاد ندارند مانند مطالعه کردن ورزش دیدن دوستان خوب

مسافرت رفتن به دامن طبیعت.

شادی وموفقیت

موفقیت کلید شادی نیست شادی کلید موفقیت است(آلبرت شوارتز)

شادی یکی از بارزترین صفات انسان است.درروایات داریم که شادی مومن در چهره او

وغم او در دلش می باشد.چنانکه پیامبر عظیم الشان در عین حال که جدی بودند فردی

متبسم وگشاده رو بودند.

متاسفانه شادی در جامعه ما جای خود را به افسردگی ونگرانی وغم داده است وتقریبا

همه افراد یکبار افسردگی را تجربه کرده اند.

با افسردگی نه تنها مشکل حل نمی شود بلکه مشکلات بیشتری بروز میکند.ولی در

انسان شاد همه چیز رو به بهبود می رود.

نکته ای برای رسیدن به شادی

افراد باید لیست چیزهایی که آنها را شاد میکند بنویسند وروزی چند دقیقه به آن فکر

کنند.مثلا به خاطرات قشنگ یا به کسی که واقعا دوستش دارند فکر کنند وروی آن

متمرکز شوند.

مهمترین نکته در موفقیت

هرچه بکاریم آنرا برداشت میکنیم.(اصل کاشت وبرداشت)

هرکس ذره ای کار نیک انجام دهد پاداش آنرا خواهد دید وهر کس ذره ای کار بد انجام

دهد جزای آنرا می بیند.(سوره زلزال)

کسی که به دیگران خوبی میکند وبه افراد عشق می ورزد و به آنها کمک میکند حتما

نتیجه کار خود را درین عالم خواهد دید.

قطعا خدا نسبت به بندگان خود مهربان است واجر هیچ بنده محسن ونیکوکاری را ضایع

نمیکند.

حالا من این سوال را از شما می پرسم.آیا تلاش کرده اید وموفق نشده اید؟

لطفا به خودتان جواب بدهید.

نکته مهم

موفقیت هدف نیست بلکه خود یک راه است.

انسانهای موفق به بن بست نمی رسند چون یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند

ساخت.

انسان باید برای رسیدن به اهداف خود استقامت داشته باشد ، قدرت آب ، سنگ را از

سر راه برنمی دارد بلکه استقامت آب است که سنگ را وادار به تسلیم میکند.

به امید روزیکه که همه به اهداف وآرزوهای قلبی خود برسند.

شادی ، سلامتی ، ثروت و معنویت روزافزون را برای شما دوستان خواستارم.علی

ناصریان

نظرات ()



68 ثانیه تمرکز
نویسنده: علی مطلق - ۱۳٩۱/۱/۱٧

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه

جالبی دارند.

آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند

یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص 

جلب می کند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو

می افتد تابرای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به

مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در

می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی

کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم

شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش

ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد 

دوباره کار و سپس شب ودور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

 هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما

خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع

خاص فکرمان را متمرکزکنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می

خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند

متمرکزشود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و

فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68

ثانیه آن رامهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که

چقدر آرام میشویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی ...

منبع : تبیان

نظرات ()